۷/۰۷/۱۳۹۳

پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" یا "آزربایجانجا" – بخش سوم

اومود اورمولو
در این دوره به علت وجود ملی گرائی ترک به بسیاری از شاعران، نویسندگان، متفکرین و ... که سمپاتی نسبت به بلوشویک‌ها داشته‌اند بسیار اهمیت داده شده است، از این طیف می توان به اشخاصی همچون س.م. افندی یو، ج.محمد قلی زاد، ه.ک. سانیلی، قانتمیر، ر.رضا، صمد وورغون و .. اشاره نمود. در آثار نویسندگان و شاعران یاد شده به خوبی می‌توان اروپائی شوندگی زبان ترکی بر اساس ساختار زبان روسی را مشاهده نمود؛  بسیاری از این اشخاص برای مقابله با نظریات زبانی ملی گرایان ترک که مبتنی بر استفاده از لغات قدیمی ترکی و ایجاد لغات جدید بر اساس ساختار زبان ترکی بودند اینان مدافع ویژگی‌های زبانی تفکر گروه "ملانصرالدین"ی بوده‌اند. مهمترین دلیل این گروه برای تمایل به "ملانصرالدین"چی‌ها مسائل قبل از اشغال 27 آوریل می باشد که در آن دوره نیز "ملانصرالدین"چی‌ها به وفور کاربرد زبان اروپائی را از طریق فرم روسی ترویج می نمودند، برای "ملانصرالدین"چی‌ها هدف نه ایجاد زبان ترکی مشترک بلکه کاربرد و ترویج زبانی مبتنی بر ویژگی‌های زبان روسی که دارای لغات متعدد اروپائی باشد مد نظر بود. 
البته این مسئله در حالی صورت پذیرفته که جلیل محمد قلی زاده یکی از مهمترین سیماهای مجله ملانصرالدین به سال 1920 – 1930 مقصد خود را از کاربرد زبان خاص در مجله نه ایجاد زبان ادبی بلکه زبان عمومی و عوام گونه‌ای که قابل فهم برای تمامی انسانها باشد بیان می کند، وی در جائی می‌نویسد: هدف ملانصرالدین نه احیاء زبان ادبی بلکه رساندن پیام‌مان به انسانها می باشد، فکر می کنم در مجله نیز تا حدودی به هدفمان رسیده‌ایم که شعار ما نه ایجاد زبان ادبی بلکه بیان مسائل و مشکلات جماعت به زبان ساده و قابل فهم بوده است. در این دوره سلطان مجید افندیو زبان ترکی را زبانی پر از لغات بیگانه فارسی و عربی شمرده و درعین حال از عدم کاربرد شیوه ترکی استانبولی سخن می گوید به نظر وی مهمترین عملی که می توان برای زبان ترکی انجام داد بازگشت به لغات قدیمی زبان ترکی می باشد، وی در جائی از سخنانش چنین می گوید: ما باید به گونه‌ای باشیم که آنگونه که می گوئیم بنویسیم و آنگونه که می نویسیم نیز بخوانیم. حتی وی در آن دوره نقدهائی نیز بر صمد وورغون به دلیل تفکرات وی در مورد زبان ترکی داشته است.
در این پروسه می توان دو نوع تفکر از مفهوم ملی شوندگی زبان ترکی را مشاهده نمود، گروهی که منظورشان از ملی شوندگی زبان ترکی اساس زبان گفتاری مردم کوچه و بازار ترک بوده و گروه دومی که منظورشان از ملی شوندگی تغییر ماهیت زبان ترکی به زبانی مرکب بر پایه ساختار زبان روسی و وجود متعدد کلمات بی‌شمار زبانهای اروپائی بوده است. با توجه به حوادث سالهای 1930 تا 1940 به خوبی می توان دید که زبان ترکی در مرحله اول از تاثیرات زبان‌های فارسی و عربی خود را رها ساخته و در مرحله دوم به شدت تحت تاثیر زبان روسی و کلمات اروپائی که بر اساس ساختار زبان روسی وارد زبان ترکی می شده‌اند قرار می گیرد، در حالیکه گروهی از روشنفکران و نویسندگان ترک بیرق ملانصرالدین را برای پیشبرد زبان ترکی علم کرده بودند و کاربرد شیوه ترکی استانبولی را به باد نقد می گرفتند در عین حال در مواجه با روسیزه کردن زبان ترکی و کاربرد افراطی لغات اروپائی سکوت می نمودند. در عین حال انسانهائی که نسبت به ترکی عثمانی سمپاتی داشتند بدون تردید زیانی به زبان ترکی وارد نمی ساختند ولی در عوض سمپاتی‌های روس‌ها سبب تغییر ماهیت زبان ترکی به زبانی بیمار گردیدند. 
همانطور که دیده می شود تا سال 1937 زمانیکه مفاهیم زبان ترکی، ملت ترک و ..از قانون اساسی جمهوری سوسیالیستی آزربایجان شوروی لغو می گردد بسیاری از فعالین ملی گرا و حتی بعضی از سمپاتی‌های بلوشویک با کاربرد لغات بیگانه فارسی و عربی در زبان ترکی مخالفت می کنند ولی در عین حال طرفداران بین المللیزه کردن زبان ترکی در پروسه اول گرچه با هدف ملی شوندگی زبان ترکی بر اساس زبان کوچه بازاری قدمی برداشته‌اند ولی پس از نیمه‌های اول سالهای 1930 دقیقاً در مکانی عکس قرار گرفته و اینبار خواستار کاربرد لغات اروپائی با ساختار زبان روسی در زبان ترکی بوده‌اند. 
در پروسه تاریخی که با کشتار صدها روشنفکر ترک همراه بود متاسفانه طرفداران روسیزه کردن زبان ترکی گوی سبقت را از ملی گرایان ترک می ربایند و از آن پس به وفور با کاربرد لغات اروپائی بر پایه ساختار زبان روسی مواجهیم. این پروسه و خیانت تاریخی به ملت ترک و زبان ترکی سبب بی‌مهری بزرگ نسبت به زبان ترکی می گردد و ضربه جبران ناپذیری به 30 الی 35 سالی که زبان ترکی در پی بازگشت به خویش تن خویش بوده وارد می سازد در عین حال زبان برادر بزرگتر یعنی روس‌ها چه در الفبا و چه در لغات به سمت زبان ترکی سرازیر می گردد. میرزا بالا محمدزاده در اوایل سال 1930 می‌نویسد که ایدئولوگ‌های اتحاد جماهیر شوروی به سبب پیشبرد سیاست‌های زبانی بر پایه زبان و فرهنگ روس سبب ظهور زبانی به نام "بین‌المللی " مشتمل بر نیمه روس و نیمه ترک می گردند. این پروسه جزء اولین قدم‌های تغییر ماهیت زبان ترکی به مفاهیم "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" می باشد...ادامه دارد.

۶/۲۱/۱۳۹۳

پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" یا "آزربایجانجا" – بخش دوم

اومود اورمولو
بر اساس منابع و شواهد موجود گفتمان غالب در مورد زبان ترکی مابین دو گروه اول و دوم صورت پذیرفته، در دوره‌های اول گروه‌های بین المللیزه کردن زبان ترکی و گروه ملی گرایان ترک هر دو روند نسبتاً مشابهی را در مورد زبان ترکی در پیش گرفته‌اند و در پروسه زمانی مشخصی به علت تاثیرات مرکز بر پیرامون گروه غالب طیف بین المللیزه کردن زبان ترکی بوده و ملی گرایان ترک به حاشیه رانده شده‌اند.
از طرفداران بازگشت زبان ترکی به ساختار اصلی خود و کاربرد روزافزون لغات کلاسیک زبان ترکی می توان به ب.چوبان زاده، ف.آغازاده، ح.زینالی، ج.جبارلی، و.خلوفلو و .. اشاره نمود، اعضای این گروه به پیوند هر چه بیشتر زبان ترکی با زبان خلق تاکید داشته‌اند و به نظر اینان می بایست اکثر لغات بیگانه زبان‌های عربی و فارسی از زبان ترکی طرد شده و به جای این کلمات بیگانه از لغات قدیمی موجود در آثار کلاسیک زبان ترکی بهره‌مند گردد در صورت نیاز نیز خواستار کلمه‌سازی جدیدی بر مبنای ساختار زبان ترکی بوده‌اند. در اولین سمینار ترکولوژی که به سال 1926 در باکو برگزار گردیده بسیاری از ناشرین وقت و روزنامه نگاران از این گروه حمایت نموده بودند.
در همین دوره بسیاری از ملی گرایان ترک که خواستار کاربرد لغات قدیمی زبان ترکی و ایجاد کلمات جدید ترکی بر اساس ساختار زبان ترکی بوده‌اند نیز برای اثبات حقانیت ادعاهای خود مقالات و کتب متعددی را نیز نگاشته‌اند، در بسیاری از این مقالات نویسندگان سعی در اثبات تاریخچه زبان ترکی و پیوند این زبان با زبان ترکی قدیمی بوده است. برای مثال از شناخته‌شده‌‌ترین زبان شناسان این دوره می‌توان از بکیر چوبانزاده نام برد که وی کوشیده ریشه زبان ترکی را با وجود آثار سنگ نوشته‌های اورخون و یئنی سی یا کتاب‌های ارزشمند قوتادغو بیگ و دیوان لغات ترک تثبیت نماید. بر اساس نظریات وی زبان ترکی آزربایجانی در عصر XI از زبان و لهجه‌های قبچاق – اوغوز ببار آمده و بسیار بیشتر از زبان ترکی آناطولی تحت تاثیر شاخه ترکی شمال و شرق بوده، او در مقالات خود می نویسد که برای استانداردیزه کردن زبان ملی ترکی به سال 1920 الی 1930 سه جریان عمده وجود داشته است:
1- گروهی که زبان خلق را ارجح شمرده و اهمیت بسزائی برای آن قائل می شده‌اند مانند مجله ملانصرالدین و ...
2- گروه دومی که به زبان ادبی ترکی استانبولی اهمیت قائل می شده‌اند مانند حسین جاوید و ...
3- گروه سومی که با در نظر گرفتن زبان خلق و زبان ترکی کلاسیک سعی در اتخاذ شیوه‌ای میانه‌رو مابین دو گروه یاد شده را در پیش گرفته‌اند.
بر اساس نظریات دو گروه اول و دوم زبان ادبی در آزربایجان قادر به شکل گیری نبوده، به باور این گروه‌ها زبان خلق را نمی توان به سیستم زبان ادبی وارد ساخت و از دیگر سو به نظر آنان ترکی استانبولی نیز به قدر کفایت نمی توانسته جزئیات و ویژگهای زبان ترکی آزربایجانی را بیان و ایفا کند. بر این اساس تفکر غالب برای استفاده از لغات کلاسیک زبان ترکی و زنده نگه داشتن زبان خلق که گروهی میانه رو بوده‌اند صورت گرفته است.
در این دوره فرهاد آغازاده نیز به مانند بکیر چوبانزاده تصور می کرده که در زبان ترکی لغات و اصطلاحات بی شمار بیگانه‌ای وجود دارد که نمی توان تمامی این لغات را ترکی سازی نمود برای این کار وی استفاده و ترویج لغات قدیمی زبان ترکی را پیشنهاد می کند و در عین حال در صورت عدم وجود لغات مترادف در زبان ترکی قدیم به نظر وی می توان از لغات زبان‌ها و لهجه های زیر گروههای ترکی همچون جغتائی، آلتائی و .. بهره‌مند گردید. وی در مقالات خود می نویسد که "هزاران سال می باشد که لغات قدیمی ترکی طرد شده و به نوعی بیگانه شمرده شده‌اند خود این امر سبب فقر زبان ترکی گشته است". آغازاده در جائی دیگری از مقالاتش چنین می نویسد: در صورتیکه زبانی دارای متکلمین میلیونی باشد آیا می توان از مرگ زبان مذکور سخن گفت؟ طبیعتاً نه! می باید زبان ترکی را که امروز فقیر شده با استفاده از غنای لغات قدیمی ترکی بازسازی و جان دهی دوباره نمود.
از دیگر زبانشناسان این دوره حنیف زینالی در مقالاتش می نویسد: بسیاری از زبان شناسان زبان ترکی آزربایجانی را از گروه زبانی ترکی شاخه جنوبی می شمارند ولی به نظرم با تحقیقاتی که شاید در آینده روبرو شویم صحت این نظریه به زیر سوال برود، به نظرم زبان ترکی آزربایجانی پل ارتباطی تمامی لهجه های ترکی می باشد. به نظر وی زبان ترکی در دوره‌های متعددی با بی مهری گسترده‌ای از سوی ترک زبانان مواجه گردیده و حتی در مواقعی کار به جائی رسیده که بسیاری از انسانها علارغم داشتن زبان ترکی، زبان مادری خود را به سخره گرفته‌ و عمر خویش را جهت طرد زبان مادری خود و گرویدن به زبان بیگانه‌ی دیگر سپری نموده‌اند. 
در حیطه استانداردیزه کردن زبان ترکی بر اساس معیارها و ساختار زبان ترکی همچنین کاربرد لغات کلاسیک ترکی به سال 1930 دو اثر از سوی انستیتوی علمی و تحقیقاتی دولت آزربایجان به نام "آزربایجان تۆرک خالق شیوه‌لری لۆغتی" منتشر می گردد. اثر مذکور از سوی بکیر چوبانزاده، و.خلوفلو، ا.حق وئردیو و ن.ای.آشمیران تهیه و تدوین شده بود. محققین یاد شده در اثر خویش می‌نویسند که زبان ترکی آزربایجانی بسیار کهنتراز زبان ترکی عثمانی بوده و در اثر گرانبهای محمود کاشغری که در عصر XI نگاشته شده بسیاری از ویژگهای زبان ترکی آزربایجانی مطابق با خصوصیات زبانی بکار برده شده در اثر یاد شده می باشد ولی در عین حال ریشه هر دو زبان ترکی عثمانی و ترکی آزربایجان یکی بوده و تنها در قرون 15 و 16 زبان ادبی عثمانی با زبان ادبی ترکی آزربایجانی متمایز شده است. پس از این زبان ترکی آزربایجانی تحت تاثیر شدید زبان‌های عربی، فارسی، روسی، اسلاو و ... بوده است. به نظر این نویسنده‌گان می باید برای استانداردیزه کردن زبان ترکی و عاری سازی آن از لغات بیگانه کوشید و در عین حال ایجاد پل ارتباطی مابین اقتصاد و صنایع با زبان ترکی را پیشنهاد می کنند. به نظر آنان ویژگی‌ها و ساختار زبان ترکی کلاسیک قابلیت مبدل شدن به زبان ادبی نوشتاری را دارد. اثر مذکور تاثیر مهمی در ملی گرائی زبان ترکی داشته و بدین سبب پس از دو بار نشر دولتمردان اتحاد جماهیر شوروی اجازه نشر اثر را نمی دهند. ادامه دارد...

۵/۲۷/۱۳۹۳

پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" یا "آزربایجانجا" – بخش اول

اومود اورمولو 
به سبب بسیاری از مسائل خارج از بحث در مورد پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" منابع تحقیقی موثق و بی‌طرفی در آزربایجان جنوبی و ایران قابل دسترس برای عموم نمی‌شود و این خود سبب آشفتگی در نسل جوانی که آگاه به زبان مادری خود نمی‌باشد گشته است. انسانها فارغ از محقق و یا نویسنده بودنشان در صورت دانستن زبان مادریمان ترکی الخصوص با الفبای لاتین و یا حتی زبان انگلیسی به راحتی با کمی جستجو در همین فضای مجازی می توانند به منابع متعددی با نگرشهای مختلف در این زمینه دست یابند و از اهم موضوع خبردار گردند ولی متاسفانه به علت عدم آموزش زبان مادریمان ترکی و عدم رسمیتش در ایران بسیاری از انسانهائی که دارای هویت ائتنیکی ترک و زبان مادری ترکی می باشند قادر به کاربرد زبان ترکی به هیچ الفبائی نمی باشند و این مسئله مسئولیت شگرفی را بر دوش نویسنده‌گان، محققین، شاعران و .. ترک در مورد تولید محتوا در اکثر زمینه‌ها گذارده است.‌ 
راقم این سطور به عنوان جزئی کوچکی از جامعه ترک در این سلسله مقامات به روند تغییر زبان ترکی به "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" در پروسه تاریخی – سیاسی به اندازه وسعت علمی و منابع اینترنتی قابل دسترس خواهم پرداخت، تا بلکه گامی شود برای جوانان ترک و دیگر انسانهائی که خواهان مانائی زبان مادریمان ترکی‌اند.
بدون تردید مفهوم و واژه‌های"زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" برای اولین بار در آزربایجان شمالی بکار گرفته شده و ورود این مفاهیم به آزربایجان جنوبی بیشتر ناشی از شرایط سیاسی زمان و گروههای متاثر از گفتمان آزربایجان شمالی بوده، بدین سبب می باید برای بررسی شکل گیری این مفاهیم به اوضاع تاریخی و سیاسی آزربایجان شمالی بنگریم. برای بسیاری از جوانان آزربایجان شمالی علت تغییر زبان ترکی به زبان آزربایجان در سال 1937 هنوز نیز در هاله‌ای از ابهام واقع شده که برای بررسی شکل گیری مفاهیم یاد شده 3 فاکتور مهم می باید مورد نقد و بررسی واقع گردد:
1- حوادث سیاسی – ایدئولوژیکی که حول مسئله زبان ترکی و پیدایش مفاهیم "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" به سال 1936 – 1920 اتفاق افتاده است.
2- شرایط شکل‌گیری مفاهیم "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" به درخواست مردم یا به اصرار دولتمردان اتحاد جماهیر شوری به سال 1991 – 1937.
3- آیا اینکه مفاهیم "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" منعکس کننده زبان ملی اکثریت قریب به اتقاق شهروندان آزربایجان شمالی می باشد یا نه(1991 - 2013).
در اولین جمهوری آزربایجان به سال 1920 – 1918 مسئله زبان ملی با برگزیدن نام "زبان ترکی" برای بیان زبان اکثریت شهروندان آزربایجان مواجه می باشیم، در آن زمان تئوریسین‌های جمهوری آزربایجان برای مقابله با ترمینولوژیهائی به مانند "تاتار" که از سوی دولتمردان اتحاد جماهیر شوری و مفهوم "آذری" که از سوی گروههای پان ایرانیست ساخته شده بود به سبب مبارزه با استعمار زبانی هر یک از این دو گروه نام زبان رسمی دولت آزربایجان شمالی را "زبان ترکی" نهادند، بدین صورت در عصر XX در بین دنیای ترک آزربایجان شمالی اولین جمهوری ترکی می باشد که موقعیت زبان ترکی را به زبان رسمی و دولتی ارتقاء داده است. 
در دوره اتحاد جماهیر شوری مسئله نام زبان ملی متفاوت از دوره جمهوریت بوده و به عنوان نقطه رودرروئی دو ایدئولوژی واقع شده، در زمان اتحاد جماهیر شوروی مسئله زبان ملی آزربایجان از دو دیدگاه زیر مورد بررسی واقع شده است:
1- شکل‌گیری و به نوعی پروسه ملی شوندگی زبان ترکی و عاری سازی زبان مذکور از لغات و اصطلاحات بیگانه به سالهای 1920 – 1936 
2- تغییر نام زبان ترکی به "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی"  و ارتقاء این زبان به عنوان زبان دولتی به سالهای 1937 – 1991 
در مرحله اول بی‌اعتنائی به ذات مسئله زبان ملی و زبان ترکی از سوی ایدئولوگ‌های اتحاد جماهیر شوروی قابل لمس می باشد، برای مثال طبق بیانیه‌ای که در 31 جولای 1923 منتشر شده به اکثر کمیساریایها دستور داده می شود که برای برقراری ارتباط بیشتر با توده‌ها در فعالیتهای روزانه زبان ملی توده‌ها بکار بسته شود و در عین حال به عنوان وظیفه اجرائی نیز از کاربرد زبان ترکی در ادارات نیز سخن به میان آورده می شود. در کنار این مورد دولتمردان اتحاد جماهیر شوروی کاربرد زبان ترکی را در کلیه مدارس اجباری نموده و در آموزشکده‌ها نیز زبان ترکی را به عنوان زبان آموزشی اختیاری اعلام می کنند تنها یادآور شویم که در دو کمیساریای USSR و جمهوری‌های قفقاز (TSFSR) کاربرد زبان روسی اجباری بوده است.      
بر اساس نظرات مولفین اتحاد جماهیر شوروی در مورد عاری سازی لغات بیگانه از زبان ترکی 3 تفکر عمده به سال های 1920 – 1936 قابل مشاهده می باشد.
1- اولین گروه به کاربرد بیشتر لغات ترکی قدیمی و ایجاد اصطلاحات جدید ترکی اصرار می ورزیده‌اند که این گروه جزء ملی گرایان ترک محسوب می شوند.
2- دومین گروه خواستار بهره مندی زبان ترکی از لغات اروپائی به واسطه زبان روسی بوده‌اند، به نظر این گروه این شیوه به اعتلای بیشتر زبان ترکی کمک می نموده است. به نظر آنان می بایست لغات اروپائی با در نظر گرفتن ساختار زبان روسی وارد زبان ترکی می شدند، بیشتر این طیف از طرفداران یا سمپاتی‌های بلوشویک بوده‌اند و به زعم خود در پی بین‌المللی تر شدن زبان ترکی بوده‌اند، گفتمانی که امروزه نیز از سوی گروهی از نویسنده‌گاه سالخورده آزربایجان شمالی بر آن اصرار ورزیده می‌گردد.
3- گروه سوم نیز خواستار تداوم کاربرد لغات زبان‌های خارجی فارسی و عربی در زبان ترکی بوده و در صورت نیاز به ایجاد اصطلاحات جدید ترکی می بایست کلمات جدید بر اساس ساختار زبان‌های عربی و فارسی واژه‌سازی گردند، گروه سوم نیز جزء طرفداران اسلام گرائی در آزربایجان بوده‌ و می‌باشند.

۴/۲۷/۱۳۹۳

انقلاب‌های زبانی در دنیا

اومود اورمولو 
در دنیا انقلاب‌های زبانی متعددی بنا به دلایل مختلفی روی داده، در زیر به صورت تیتر وار نگرشی بر انقلابهای زبانی تحقق یافته جهانی داشته‌ایم. شاید زمان تحقق "انقلاب زبان ترکی" در میان ملت ترک ساکن آزربایجان جنوبی و ایران نیز رسیده و حتی گذشته، گرچه که هنوز هم زبان ترکی در ایران از سوی دولت و ملت حاکم کتمان و انکار می گردد و هیچگونه ارگانی از جمله فرهنگستان زبان و ادب ترکی برای بررسی و تداوی نیازهای زبان ترکی وجود خارجی ندارد ولی نسل جدید تحصیل کرده و آگاه ترک در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی به حد اطلاعات خود سعی در انجام اقدامات اولیه و متعددی در حوضه زبان ترکی را دارد که این امر می تواند نوید بخش آینده‌ای روشن برای جامعه ترک و زبان مادریمان ترکی باشد. بی ‌تردید نتایج و کاستی‌های هر کدام از انقلابهای زبانی دنیا و الخصوص انقلاب زبان ترکی ترکیه به سبب قرابت با زبان ترکی آزربایجانی می باید از سوی محققین ترک مورد بررسی همه جانبه و عمیق قرار گیرد و انقلاب زبان ترکی در ترکیه بدین جهت حائز اهمیت می باشد که نیازی به آزمون و خطا و پیمودن راهی از نو نیست و می توان از تجربیات گرانبهای زبان ترکی که امروزه بی‌تردید یکی از نام‌دارترین زبانهای زنده دنیا می باشد استفاده نمود، در عین حال دیگر انقلابهای زبانی دنیا و اقدامات صورت گرفته در دنیا مدرن نیز یک منبع برای آگاهی یافتن از نحوه و شیوه تقحق انقلاب زبانی خواهد بود. 
1- ایتالیا
در قرن 14 دانته آلیگیری در اثری که با نام "De vulgari eloquentia " به رشته تحریر درآورده بود در نزدیکی زبان نوشتار ایتالیائی به زبان گفتار مردمی نقشی اساسی ایفا نموده است. دانته آلیگیری زاده فلورانس به سال 1265 می باشد که در سال 1321 نیز در راوانای ایتالیا فوت نموده است. 
2- آلمان
کشیش متجدد مارتین لوتر (Martin Luther) در قرن 16 انجیل را به زبان آلمانی ترجمه نموده و سبب کاربرد وسیع کلمات متعدد جدید به ترجمه انجیل را فراهم نمود. مارتین متولد 10 نوامبر 1483 شهر آیزلبن آلمان می باشد که به سال 1546 نیز درگذشته است. وی خدمات شایانی نسبت به توسعه زبان آلمانی داشته به طوریکه از 935 اثری که در سال 1523 در آلمان منتشر یافته 392 اثر متعلق به وی می باشد. ترجمه آلمانی لوتر از انجیل تا زمان مرگش حدود 400 بار تجدید چاپ گردیده است. 
3- مجارستان   
انقلاب زبانی در مجارستان طی پروسه‌ای 300 ساله تحقق یافته و طی این روند با کلمه سازی برای زبان مجاری این زبان از دایره لغات بیگانه زبانهای لاتینی و آلمانی رهائی یافته به طوریکه زبان مجاری از بعد تعدد کلمات زبانی جزء یکی از غنی ترین زبانها گشته است.       
4- نروژ
در قرن 19 میلادی شخصی به نام Aasen با استفاده از لغات محلی بومیان چندین دهکده سبب ایجاد زبان نروژی نو (Landsmål) گردید. زبان نروژی نو یکی از دو زبان رسمی نروژ هست که دارای 5 میلیون متکلم می باشد.
5- اسرائیل
در سال 1948 با تاسیس دولت اسرائیل حدود 7000 کلمه از تورات که یکی از مهمترین منابع زبان عبری بود گرفته شد و هزاران کلمه قدیمی زبان عبری جان دهی دوباره شد در عین حال با استفاده از کلمات عبری موجود در تورات هزاران کلمه و ترکیبات جدید دیگر نیز برای زبان عبری ساخته شد.     
6- ترکیه
اولین مرحله انقلاب زبان ترکی در ترکیه انقلاب نوشتاری و تغییر الفبا که به انقلاب حرف معروف می باشد تحقق یافته است. تغییر الفبای عربی اصلاح شده ترکی به الفبای لاتین خاص ترکی ورود ترکیه و زبان ترکی را به مدرنیته تسهیل نموده و سبب گسترس فرهنگ نوشتاری در ترکیه گردیده است. قبول الفبای لاتین ترکی در 1 نوامبر 1928 پس از ارائه قانون مربوطه از سوی مصطفی کمال آتاترک به مجلس ملی ترکیه صورت گرفته است. در تحقق انقلاب زبان ترکی در ترکیه تاسیس انجمن زبان در ترکیه نقشی اساسی ایفا نموده است.

۲/۲۷/۱۳۹۳

Urmiye’də Türk aşıq şerinə əmək verəm Roben Yəqubiyan

Yazar: Əhməd Əsədi
Roben Yaqubiyan (1948-2014)
Urmiye’də Aşıq şeirimizdə çalışan erməni şair Roben Yəqubiyan`in ölümündən 40 gün ötdü...
Roben Yəqubiyan Güney Azərbaycanın Urmiye şəhərinin Naxcıvantəpə kəndində, 1948-ci ildə dünyaya göz açmışdı. O aşıq şeirinə ilgi bəsləyərək bu bölümdə çoxlu yapıt(əsər) yaradmışdır. Robenin təkcə oğlu illər öncə vəfat etdiyi gündən bəri , Münzəvi duruma gələrək ,yalqız və yalnız bir yaşam sürdürməkdə idi. 
Urmiye’li Robenın Şeirlərində ikisi:
Öyrən pərvanədən
Şükür olsun yetdim payi saqiyi meyxanədən
Mey badəsin sər çəkmişəm məst oldum peymanədən
Məst-i çeşmi yar sırrını mən soruşdum bülbüldən
Bülbül dedi mən naşıyam, get öyrən pərvanədən
***
Pərvanə tək eşq oduna bu canım biganədi
Öz ölkəmdə qərib oldum, dörd yanım biganədi
Ölüb bülbül, köçüb bayqu, məkanım biganədi
Gecə-gündüz ban çəkirəm bayqu tək viranədən
***
Viran oldu könlüm evi, batdım möhnət bəhrinə
Bir sonanın sevdasında düşdüm qəmlər nəhrinə
Aşna yarım döndü yada, yandım hicran qəhrinə
Dəli könlüm qeys kimi üzülmür cananədən
***
Cananının fəqir `sevan` çox çəkibdi cəfasın
Fərhad kimi canın qoyub, görməyib yar vəfasın
Bu fənanın hətta bir dəm sürməyibdi səfasın
Gələn gündən sitəm görüb kəsiblər qəmxanədən

Dar oldu
Fələyin əlindən gəldim zinhara
Gen dünya başıma dar oldu dar dar
Murğ-i könlüm ərz-i vüsal eylədi
Qismətim dalında xar oldu xar xar
***
Eşqin sevdasına düşən aşiqəm
Vüsalə yetməyən coşan aşiqəm
Eşqin atəşində bişən aşiqəm
Pərvanəyəm sevdam nar oldu nar nar
***
Biçarə `sevanam` çox çəkdim zəhmət
Murada yetmədim, görmədim ləzzət
Ömrü bada verdim, səbəbi qəflət
Sonunda məskənim qar oldu qar qar
Qar= zağa