نمایش پستها با برچسب ایران. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب ایران. نمایش همه پستها
۴/۰۳/۱۳۹۹
۳/۲۷/۱۳۹۹
درخواست رئیس دفتر شاهنشاهی و فرمانده لشگر خوزستان از فرهنگستان برای تغییر نام عربی شهرهای خوزستان
فرهنگستان در تیرماه 1314 بر مبنای این درخواست نام چند شهر را تغییر داده است از جمله
"محمره" به "خرمشهر"
"عبادان" به "آبادان"
"بنیطرف" به "دشت میشان"
"خفاجیه" به "سوسنگرد"
"بساتین" به "بستان"
"فلاحیه" به "شادگان" و...
توضیح اینکه بعد از انقلاب دشت میشان به دشت آزادگان تغییر یافته است.
@Turkkitabxanasi
۳/۲۴/۱۳۹۹
دستور نخستوزیری به وزارت مالیه نسبت به استفاده از نام "گچ ساران" به جای"گچ قرهگلی" در اسناد رسمی
دستور نخستوزیری به وزارت مالیه نسبت به استفاده از کلمه "گچ ساران" به جای"گچ قرهگلی" در اسناد رسمی .
این نام در سال 1316 توسط فرهنگستان تغییر یافته بود.
شهرستان گچساران امروزه از نظر تقسیمات کشوری جزء مناطق قشقایینشین استان کهگیلویه و بویراحمد است.
برای فهم وجه تسمیه و معنای "گچ قرهگلی" باید تلفظ محلی و قدیم آن مشخص شود. آیا "گلی" تصحیفی از "گؤلو" و "گچ" تصحیفی از "گئچی" یا چیزی شبیه به آن است؟
@Turkkitabxanasi
۳/۲۳/۱۳۹۹
نامهی درخواست تغییر اسامی جغرافیایی تورکی و عربی استان فارس
نامه والی ایالت فارس به وزارت داخله و ارائه فهرست نامهای جغرافیایی تورکی و عربی و نیز نامهای طوایف و ایلات عرب و تورک منطقهی فارس به منظور تغییر آن آنها در سال 1316 ش:
"محرمانه
وزارت داخله
عطف به تلگراف رمز نمره.... فهرستهای تهیه شده از اسامی دهات، بلوکات، نواحی، کوهها، رودخانهها، دریاچهها و صحاری فارس که به زبانهای خارجی نامیده شدهاند لفاً ارسال و توضیحاً اشعار میشود صورت نمره ۲ به این منظور تهیه گردیده است که دهاتی که به اسامی اشخاص نامگذاری شده و اکثر آنها هم مکرر است در صورتی که فرهنگستان مقتضی بدانند اسامی آنها تبدیل به کلمات فارسی شوند. همچنین اسامی تیرههای ایلات و عشایر فارس نیز ارسال گردید تا اگر فرهنگستان تغییر آن ها را لازم بدانند مورد نظر و مطالعه آن موسسه واقع شود.
فهرستهای ارسالی عبارت است از آنچه که در حوزه فعلی فارس موجود است، قسمتهای مربوط به بنادر جنوب و کوهگیلویه و غیره را که از فارس مجزا شده لابد حکام مربوطه تقدیم خواهند داشت...
والی ایالت فارس."
@Turkkitabxanasi
۳/۲۱/۱۳۹۹
۳/۲۰/۱۳۹۹
جمعآوری اسامی تورکی و عربی در اصفهان، شاهرود و کردستان
نمونههای از گزارشهای والیان و حکام ایالات و ولایات در پاسخ به دستور فرهنگستان و نخستوزیر برای جمعآوری لغات جغرافیایی تورکی و عربی:
حاکم اصفهان: ...لهجه و اصطلاحات اهالی عینا همان اصطلاحات اصفهان است و لغتهای قدیمی باقی نمانده و اگر یک کلمه هم بیگانه استعمال شود تورکی قشقایی یا لری است...
حاکم شاهرود: ...در شاهرود قُرائی که اسامی آنها به لفظ تورکی باشد به نظر نمیرسد. اغلب از قبیل تقیآباد و قاسمآباد و... به لفظ عربی میباشد...
حاکم کردستان در ضمن ارسال اسامی تورکی: ...اسامی اغلب دهات کردستان کردی است چنانچه دستور رمز شماره...شامل آنها نیز خواهد بود اطلاع فرمایید تا صورت کامل آنهم تقدیم گردد...
@Turkkitabxanasi
۳/۱۹/۱۳۹۹
نمونههایی از گزارشهای ارائه لیست اسامی جغرافیایی عربی و تورکی
*رونوشت یک ورق صورت اسامی تورکی دهات و شهرهای تابعه ایالتی خراسان به همراه اسامی جدید.
*صورت اسامی دهات حوزه جلفا، مرند تیکان تپه که به تورکی میباشد.
* صورت اسامی دهات ضمیمه شده به نامه:
حوزه سلدوز: 2 ورق
حوزه عرب( خوزستان): 2 ورق
حوزه قصرقند و لاشار(سیستان و بلوچستان): 3 ورق
حوزه شاهرود: 8 ورق
حوزه چابهار: 2ورق
حوزه زنجان: 13 ورق
@Turkkitabxanasi
نامهی وزیر عدلیه به نخستوزیر و دستور تغییر اسامی تورکی
این نامه و جوابش هم در نوع خود جالبند. وزیر عدلیه به نخستوزیر نامه نوشته که در منطقه گروس گروهی اشرار و یاغی به دهات آن حمله کرده از جمله روستاهای "قراطوره، داغکند و ینگی کند" را تخریب کرده اند. جواب نامه پس از اشاره ای کوتاه به رفع شرارت اشرار، دستور داده است تا وزارتخانه مزبور اسامی تورکی را جمع آوری و ظرف چند ماه ارسال کند!
عجبا که مسؤلان وقت مملکت بیش از آنکه دغدغه دفع یاغیان و نجات مردمان بیچاره این مناطق را داشته باشند ذهنشان مشغول حذف و رفع نامهای امکان جغرافیایی آنها بوده! چنانکه خواهد آمد بسیاری از اسامی تورکی آبادی های منطقه کوردستان با تصویب فرهنگستان به فارسی تبدیل شدند.
قسمتی از این نامه( مربوط به سال 1315) را باهم بخوانیم: "ضمناً آن وزارتخانه را به اسامی تورکی از قبیل قراتوره، داغکند، ینگی کند که در مرسوله مزبوره مندرج است متوجه می نماید که دستور مؤکد صادر فرمایید آنچه از این گونه لغات و اسامی برای اماکن و غیره در نقاط مختلف کشور شاهنشاهی است والیان و حکام و مأمورین آن وزارتخانه تمام را در ضمن صورت مرتبی جمعآوری کرده نوشته و برای تسریع در این امر مدتی معین فرمایند"@Turkkitabxanasi
شیوه جمعآوری اسامی جغرافیایی تورکی و عربی و روند تغییر آن از این نامه روشن میشود
"برای اینکه به اسامی تورکی و عربی دهات و آبادیهای کشور اسامی متناسب فارسی داده شود و اسامی غیر متناسب آن موقوف گردد به حکام دستور داده شد صورت اسامی مزبور را با اسامی متناسبی در نظر گرفته پیشنهاد نمایند اینک صورت دهات و آبادیهای آزربایجان، همدان، گروس، محلات، اصفهان و کرمان که به وسیله وزارت داخله ارسال شده و به عرض مبارک ملوکانه رسیده است تلواً فرستاده و حسب الامر مبارک ابلاغ میشود مقرر فرمایید صورت مزبور را ملاحظه و مطالعه فرموده اسامی را که متناسب بدانند وضع و ابلاغ فرمایند تا اقدام شود"
@Turkkitabxanasi
نامهی حسن وثوق(وثوق الدوله) رئیس وقت فرهنگستان به نخست وزیر درباره ترتیب تغییر نامهای جغرافیایی (سال 1316ش)
"در پاسخ به نامه نمره... در موضوع نامهای تغییر نامهای بیگانه آبادیهای کشور که باید به فارسی برگردند، آگهی میدهد که کمیسیون جغرافیایی فرهنگستان مشغول بررسی نامهای آبادیها شده... یادآوری می نماید که در صورتهای پیشنهاد شده برخی نامها دیده می شود که هیچ شباهتی به تورکی و عربی ندارند و تغییر دادن آنها چندان لزومی ندارد.... مطلب مهم دیگر موضوع ثبت اسناد املاکی است که نام های آنها در ضمن این اقدام تغییر مییابد... متمنی است برای تبدیل اسامی در اسناد مالکیت دستوری جامع به وزارت عدلیه و اداره ثبت داده شود و از نتیجه آن نیز فرهنگستان را آگاه فرمایند...
@Turkkitabxanasi
پروندههایی برای بازخوانی جنایات فرهنگی پهلویها
تاریخ معاصر ما مخصوصا در دوره پهلوی مشحون از سیاستهای فرهنگی (بخوانید ضدفرهنگی) است. سیاستهایی که نه تنها دین و مذهب و سنت و تاریخ را هدف گرفته بود بلکه یکی از مهمترین اهداف آن ضربه به هویتهای قومی اقوام غیر فارسی زبان بوده است. اقوامی که تا آن زمان بخاطر قرنها تجربه زیست مشترک به نوعی همزیستی توام با مسالمت رسیده بودند ولی با سیاستهای دوره پهلوی اینک همین اقوام به نام ایرانیت ولی به کام زبان فارسی قربانی میشدند. مطالعه سیستهای تعلیم و تربیت، سیاستهای زبانی، عملکرد فرهنگستان، عملکرد وزارت فرهنگ، عملکرد مافیاهای ضدفرهنگی و حکومتی مانند سازمان پرورش افکار و انواع بنیادها و... این دوره همه نشان از این جنایات فرهنگی علیه اقوام ایرانی داشته است.
میدانیم که در دوره پهلوی با الهام از افکار استعماری و الگوهای سکولار، ضد دینی و نژادپرستانه غربی با گسست فرهنگی از زمینه های سنتی ایران، دولت_ ملت جدید ایرانی با نگاه باستانگرایانه و پارسی محورانه بر اساس "زبان فارسی" و "نژاد آریایی" بازتعریف شد و طبیعتا در چنین کانتکستی، زبانهای غیر فارسی به عنوان زبانهای اجنبی، خارجی، بیگانه و مزاحم شناخته شده سیستمهای فرهنگی در جهت امحاء آثار این زبانها هدفگذاری شده بود. به همین دلیل زبانهای غیر فارسی در این دوران، خسارت بسیاری از این سیاست دیده اند.
یکی از پروژه های زیانبار این دوره که کاملا رسمی و سیستماتیک اعمال شد، تغییر نامهای اماکن جغرافیایی غیر فارسی(توپونیم ها) و جایگزینی اسامی جعلی بود. پروژهای که اگرچه درباره آن پژوهش هایی صورت گرفته اما هنوز نکات ناگفته بسیاری از آن برجا مانده است.
تحریریه تورک کیتابخاناسی در نظر دارد پرونده این جنایت فرهنگی را بر مبنای اسناد به صورت سلسله گزارشات مکتوب و کوتاهی بازخوانی نماید. پروندهای برای یک جنایت فرهنگی.
پیشاپیش ذکر نکاتی درباره این گزارش را لازم میدانیم:
1_ این سلسله گزارش اگرچه بر تحقیقات پیشین برخی محققان اتکا دارد لیکن برای استخراج و تنظیم اسناد، زحمت فراوانی کشیده شده است لذا از کسانی که به انتشار آن میپردازند تقاضا میشود پستهای آن را فوروارد کرده و آن را با ذکر منبع منتشر نمایند.
2_ واقعیت این است که اگرچه در موضوع تغییر نامهای جغرافیایی طبیعتا بر اساس سیاستهای پهلوی این تغییرات به نفع فارسی و به ضرر زبانهای دیگر بوده ولی تقلیل این "سیاست حکومتی" بر دوگانه قومیتی تورک- فارس یا عرب-فارس و... اشتباه است. توجه داشته باشیم طرف حاکم و محکوم این پدیده نه قومیتها بلکه سیاستهای فاشیستی حاکمان(با انواع قومیتهای داخل آن) بوده اند. برخی از مدیران وقت این تغییرات( اعم از نخست وزیران و وزارا و اعضای فرهنگستان) خود تورکتبار بودهاند حتی آوردهاند برخی از مجریان این سیاست چنان لهجه غلیظ تورکی داشته اند که اسباب تمسخر پنهانی در جلسات میشده! ذکر این نکته از این بابت دارای اهمیت است که "ذهنیت و عملکرد فاشیستی" مورد نقد قرار گیرد فارغ از اینکه منشا قومیتی صاحبان آن نگاه چه بوده. در واقع اگرچه هویت قومیتهای تحت ستم این سیستم(علی الخصوص تورکها و عربها) در این دوره غیر قابل انکار است منتهی مبادا برای نقد فاشیسم قومی، در دام کینه های قومی همسان و تولد فاشیسم قومی دیگری افتاد.
3_نکته آخر اینکه اسناد دوره پهلوی اول نشانگر آن است که حکام و صاحبان قدرت شدیدا ذهنیتی دیکتاتورمنشانه، استبدادی و قیم مآبانه نسبت به مردم تحت حاکمیتشان داشته اند. این ذهنیت ارباب- رعیتی را از مراسلات رسمی آن دوره به سادگی میتوان دریافت چنانکه مقامات عالیه وقت حتی در گزارشات رسمی نیز از توهین به مردم و قومیتها ابایی نداشته اند. در سلسله گزارشات ما از انتشار اسنادی با این نوع نگاه توهین آمیز از آنجا که میتواند موجب جریحهدار کردن احساسات شود پرهیز شده است.
تحریریه تورک کیتابخاناسی
@Turkkitabxanasi
کمیسیون جغرافیایی فرهنگستان، کمیسیون جنایات فرهنگی:
میدانیم که پیدایش دولت- ملتهای جدید دنیا بر پایه ناسیونالیسم نژادی و زبانی ساخته شدهاند و پدیده سرهسازی و خلوص زبانی و نژادی جزو اهداف این دولت- ملتها بوده است. در ایران نیز یکی از نهادهایی که بر اساس این هدف تاسیس شد نهاد فرهنگستان است. این نهاد تاکنون سه دوره تاریخی را پشت سر گذاشته است. نخستین فرهنگستان در زمان پهلوی اول و به ابتکار پارسیگرایان حکومتی مانند محمدعلی فروغی و علی اصغر حکمت ساخته شد و آشکارا در پی هدف عربیزدایی از زبان فارسی بود.
این نهاد که در سال 1314 آغاز بکار کرد و دوره اول فعالیت آن تا پایان اخراج رضاشاه کمابیش ادامه داشت، دارای کمیسیونهای مختلفی بود که امور مختلف مربوط به این نهاد را تقسیم وظیفه کرده بودند. یکی از این کمیسیونها، "کمیسیون جغرافیایی" است. فریدون بدرهای(از اعضای فرهنگستان دوم) که بر مبنای بیش از 300 صورتجلسه منتشر نشدهی فرهنگستان کتابی با عنوان "گزارشی درباره فرهنگستان ایران" (تهران_ چاپ سال 1350) تهیه کرده است، درباره تصمیمات و اقدامات این کمیسیون اطلاعات ارزندهای ارائه میدهد. مطابق گزارش او، محمدعلی فروغی اولین رئیس فرهنگستان، در تاریخ 9 تیرماه 1314 از لزوم تشکیل کمیسیون جغرافیایی سخن به میان آورد. این کمیسیون به زودی به ریاست ابوالحسن فروغی(برادر محمدعلی فروغی)تشکیل شد. اعضای کمیسیون همگی دارای گرایشهای افراطی پارسیگرایانهاند و نامهایی چون رشید یاسمی، رضازاده شفق، حسین گل گلاب، عباس اقبال آشتیانی، بهمنش، خانبابا بیانی، ملک الشعرای بهار، سعید نفیسی و... در این لیست قرار دارند.(ر.ک بدره ای_ ص29و 57 و 76) ماموریت این کمیسیون "مطالعه در لغات جغرافیایی و تبدیل اسامی بیگانه اماکن ایرانی به لغات فارسی" بوده( همان ص75_76) کمیسیون یک هفته بعد از تشکیل برای 9 نام جغرافیایی عربی در خوزستان -که نامش را پس از سرکوب شیخ خزعل به دستور رضاخان از عربستان به خوزستان تغییر داده بودند_ برابرهای فارسی یافته بود(همان)
سرانجام با بحث و مذاکره در جلسات کمیسیون در 13 مرداد همان سال اصولی برای تغییر نامهای جغرافیایی پیشنهاد شد اصولی که نوک پیکان حمله اش متوجه اسامی جغرافیایی تورکی بود. در یکی از این اصول به صراحت تغییر اسامی که با ترکیب های تورکی "چای، سو، داغ، بلاغ و امثال آن ترکیب شده باشند" و فارسی کردن آنها آورده شده بود. در اصلی دیگر نیز به تغییر نام " طوایف و قبایل و ایلهای صحراگرد و چادرنشین" پرداخته شده بود و بخاطر سیاست تخته قاپوی حکومت صراحتا آمده است "در تبدیل اسامی تورکی و عربی طوایف این نکته رعایت شده و کوشش شود اسامی طوایف به اسامی مکان تبدیل یابد مگر آنکه در بعضی موارد از لحاظ یادآوری خدمات تاریخی لازم باشد نام برخی طوایف و قبایل حفظ شود ".کمیسیون همچنین کلمه "کَند در معنای دِه" را که از اسامی روستایی پر استفاده ترکی است فارسی! تشخیص داده و تصویب نمود "کلمه کَند فارسی تشخیص داده شده و حفظ شود ولی اضافه ی تورکی آن در هر ترکیبی که ملحق شده باشد حذف گردد" ( همان صص77_76)
بدرهای در ارزیابی فعالیت این کمیسیون (البته از موضع موافق) چنین مینویسد:" بی تردید کمیسیون جغرافیا یکی از موفقترین کمیسیونهای فرهنگستان بود و فعالیت فرهنگستان در زمینه تبدیل نام های جغرافیایی یکی از بارورترین فعالیتهای آن میباشد بسیاری از نامهای زیبا که امروزه در نامیدن نقاط جغرافیایی کشور خود از شهر و روستا به کار میبریم ساخته و پرداخته و زنده کرده آن کمیسیون است" ( همان ص78)
اسناد نشان میدهد مکانیسم تغییر اسامی جغرافیایی در فرهنگستان چنین بوده که ابتدا به خواست کمیسیون جغرافیایی و با نامه های نخست وزیری و وزارت کشور به حکام ایالات و استانها، نامهای جغرافیایی غیر فارسی جمع آوری و به همراه پیشنهادهای جایگزین فارسی به کمیسیون ارسال میشده است، کمیسیون نام جایگزین فارسی برای این اسامی برگزیده و به شخص رضاشاه میفرستاده است تا در نهایت با تصویب شاه و دربار، نام جدید به حکام و ادارات و وزارتخانه ها ابلاغ شده و از استعمال نام قبلی مخصوصا در جراید و مراسلات رسمی جلوگیری شود تا کم کم نام جغرافیای سابق متروک و نابود شود.
"فرهنگستان مامور شد شهرها و قصبات ایران که اسامی غلیظ تورکی و عربی داشت به نامهای لطیف فارسی تبدیل کند...پس از آن در شهرکها و شهرهای بزرگ و کوچک در آزربایجان و خوزستان و گرگان اسامی ناموزون تورکی را فراموش نموده خلاصه زبان زیبای فارسی را در سراسر کشور ایران تشویق کردند"
منبع: کتاب سی خاطره از عصر پهلوی، علی اصغر حکمت ص237
کلید واژه هایی مانند "اسامی غلیظ تورکی و عربی"،" اسامی ناموزون تورکی" ، در مقابل "نامهای لطیف فارسی" و "زبان زیبای فارسی" به اندازه کافی گویای "ذهنیت تقابلی و حذفی" این نوشته است، به همین خاطر هم نویسنده به راحتی نسخه "جایگزینی" نامهای جغرافیایی لطیف فارسی به جای اسامی ناموزون تورکی را میپیچد! اما نکته اینجاست که اینها ذهنیت یک نویسنده بیکار نیست بلکه نویسنده-علی اصغر حکمت-در دوره پهلوی چندین بار وزیر شده است( از جمله وزیر فرهنگ) او از بانیان دانشگاه تهران، موزه ایران باستان، فرهنگستان، جشن هزاره فردوسی و... است. در نظر بیاورید این نوع "ذهنیت"ها چگونه میتوانسته توسط افرادی در مقام و موقعیت او مبدل به "عینیت" های فاجعه بار شود.
۱۲/۱۶/۱۳۹۶
۹/۱۷/۱۳۹۶
۵/۲۷/۱۳۹۳
پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" یا "آزربایجانجا" – بخش اول
اومود اورمولو
به سبب بسیاری از مسائل خارج از بحث در مورد پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" منابع تحقیقی موثق و بیطرفی در آزربایجان جنوبی و ایران قابل دسترس برای عموم نمیشود و این خود سبب آشفتگی در نسل جوانی که آگاه به زبان مادری خود نمیباشد گشته است. انسانها فارغ از محقق و یا نویسنده بودنشان در صورت دانستن زبان مادریمان ترکی الخصوص با الفبای لاتین و یا حتی زبان انگلیسی به راحتی با کمی جستجو در همین فضای مجازی می توانند به منابع متعددی با نگرشهای مختلف در این زمینه دست یابند و از اهم موضوع خبردار گردند ولی متاسفانه به علت عدم آموزش زبان مادریمان ترکی و عدم رسمیتش در ایران بسیاری از انسانهائی که دارای هویت ائتنیکی ترک و زبان مادری ترکی می باشند قادر به کاربرد زبان ترکی به هیچ الفبائی نمی باشند و این مسئله مسئولیت شگرفی را بر دوش نویسندهگان، محققین، شاعران و .. ترک در مورد تولید محتوا در اکثر زمینهها گذارده است.
راقم این سطور به عنوان جزئی کوچکی از جامعه ترک در این سلسله مقامات به روند تغییر زبان ترکی به "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" در پروسه تاریخی – سیاسی به اندازه وسعت علمی و منابع اینترنتی قابل دسترس خواهم پرداخت، تا بلکه گامی شود برای جوانان ترک و دیگر انسانهائی که خواهان مانائی زبان مادریمان ترکیاند.
بدون تردید مفهوم و واژههای"زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" برای اولین بار در آزربایجان شمالی بکار گرفته شده و ورود این مفاهیم به آزربایجان جنوبی بیشتر ناشی از شرایط سیاسی زمان و گروههای متاثر از گفتمان آزربایجان شمالی بوده، بدین سبب می باید برای بررسی شکل گیری این مفاهیم به اوضاع تاریخی و سیاسی آزربایجان شمالی بنگریم. برای بسیاری از جوانان آزربایجان شمالی علت تغییر زبان ترکی به زبان آزربایجان در سال 1937 هنوز نیز در هالهای از ابهام واقع شده که برای بررسی شکل گیری مفاهیم یاد شده 3 فاکتور مهم می باید مورد نقد و بررسی واقع گردد:
1- حوادث سیاسی – ایدئولوژیکی که حول مسئله زبان ترکی و پیدایش مفاهیم "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" به سال 1936 – 1920 اتفاق افتاده است.
2- شرایط شکلگیری مفاهیم "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" به درخواست مردم یا به اصرار دولتمردان اتحاد جماهیر شوری به سال 1991 – 1937.
3- آیا اینکه مفاهیم "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" منعکس کننده زبان ملی اکثریت قریب به اتقاق شهروندان آزربایجان شمالی می باشد یا نه(1991 - 2013).
در اولین جمهوری آزربایجان به سال 1920 – 1918 مسئله زبان ملی با برگزیدن نام "زبان ترکی" برای بیان زبان اکثریت شهروندان آزربایجان مواجه می باشیم، در آن زمان تئوریسینهای جمهوری آزربایجان برای مقابله با ترمینولوژیهائی به مانند "تاتار" که از سوی دولتمردان اتحاد جماهیر شوری و مفهوم "آذری" که از سوی گروههای پان ایرانیست ساخته شده بود به سبب مبارزه با استعمار زبانی هر یک از این دو گروه نام زبان رسمی دولت آزربایجان شمالی را "زبان ترکی" نهادند، بدین صورت در عصر XX در بین دنیای ترک آزربایجان شمالی اولین جمهوری ترکی می باشد که موقعیت زبان ترکی را به زبان رسمی و دولتی ارتقاء داده است.
در دوره اتحاد جماهیر شوری مسئله نام زبان ملی متفاوت از دوره جمهوریت بوده و به عنوان نقطه رودرروئی دو ایدئولوژی واقع شده، در زمان اتحاد جماهیر شوروی مسئله زبان ملی آزربایجان از دو دیدگاه زیر مورد بررسی واقع شده است:
1- شکلگیری و به نوعی پروسه ملی شوندگی زبان ترکی و عاری سازی زبان مذکور از لغات و اصطلاحات بیگانه به سالهای 1920 – 1936
2- تغییر نام زبان ترکی به "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" و ارتقاء این زبان به عنوان زبان دولتی به سالهای 1937 – 1991
در مرحله اول بیاعتنائی به ذات مسئله زبان ملی و زبان ترکی از سوی ایدئولوگهای اتحاد جماهیر شوروی قابل لمس می باشد، برای مثال طبق بیانیهای که در 31 جولای 1923 منتشر شده به اکثر کمیساریایها دستور داده می شود که برای برقراری ارتباط بیشتر با تودهها در فعالیتهای روزانه زبان ملی تودهها بکار بسته شود و در عین حال به عنوان وظیفه اجرائی نیز از کاربرد زبان ترکی در ادارات نیز سخن به میان آورده می شود. در کنار این مورد دولتمردان اتحاد جماهیر شوروی کاربرد زبان ترکی را در کلیه مدارس اجباری نموده و در آموزشکدهها نیز زبان ترکی را به عنوان زبان آموزشی اختیاری اعلام می کنند تنها یادآور شویم که در دو کمیساریای USSR و جمهوریهای قفقاز (TSFSR) کاربرد زبان روسی اجباری بوده است.
بر اساس نظرات مولفین اتحاد جماهیر شوروی در مورد عاری سازی لغات بیگانه از زبان ترکی 3 تفکر عمده به سال های 1920 – 1936 قابل مشاهده می باشد.
1- اولین گروه به کاربرد بیشتر لغات ترکی قدیمی و ایجاد اصطلاحات جدید ترکی اصرار می ورزیدهاند که این گروه جزء ملی گرایان ترک محسوب می شوند.
2- دومین گروه خواستار بهره مندی زبان ترکی از لغات اروپائی به واسطه زبان روسی بودهاند، به نظر این گروه این شیوه به اعتلای بیشتر زبان ترکی کمک می نموده است. به نظر آنان می بایست لغات اروپائی با در نظر گرفتن ساختار زبان روسی وارد زبان ترکی می شدند، بیشتر این طیف از طرفداران یا سمپاتیهای بلوشویک بودهاند و به زعم خود در پی بینالمللی تر شدن زبان ترکی بودهاند، گفتمانی که امروزه نیز از سوی گروهی از نویسندهگاه سالخورده آزربایجان شمالی بر آن اصرار ورزیده میگردد.
3- گروه سوم نیز خواستار تداوم کاربرد لغات زبانهای خارجی فارسی و عربی در زبان ترکی بوده و در صورت نیاز به ایجاد اصطلاحات جدید ترکی می بایست کلمات جدید بر اساس ساختار زبانهای عربی و فارسی واژهسازی گردند، گروه سوم نیز جزء طرفداران اسلام گرائی در آزربایجان بوده و میباشند.
۴/۲۷/۱۳۹۳
انقلابهای زبانی در دنیا
در دنیا انقلابهای زبانی متعددی بنا به دلایل مختلفی روی داده، در زیر به صورت تیتر وار نگرشی بر انقلابهای زبانی تحقق یافته جهانی داشتهایم. شاید زمان تحقق "انقلاب زبان ترکی" در میان ملت ترک ساکن آزربایجان جنوبی و ایران نیز رسیده و حتی گذشته، گرچه که هنوز هم زبان ترکی در ایران از سوی دولت و ملت حاکم کتمان و انکار می گردد و هیچگونه ارگانی از جمله فرهنگستان زبان و ادب ترکی برای بررسی و تداوی نیازهای زبان ترکی وجود خارجی ندارد ولی نسل جدید تحصیل کرده و آگاه ترک در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی به حد اطلاعات خود سعی در انجام اقدامات اولیه و متعددی در حوضه زبان ترکی را دارد که این امر می تواند نوید بخش آیندهای روشن برای جامعه ترک و زبان مادریمان ترکی باشد. بی تردید نتایج و کاستیهای هر کدام از انقلابهای زبانی دنیا و الخصوص انقلاب زبان ترکی ترکیه به سبب قرابت با زبان ترکی آزربایجانی می باید از سوی محققین ترک مورد بررسی همه جانبه و عمیق قرار گیرد و انقلاب زبان ترکی در ترکیه بدین جهت حائز اهمیت می باشد که نیازی به آزمون و خطا و پیمودن راهی از نو نیست و می توان از تجربیات گرانبهای زبان ترکی که امروزه بیتردید یکی از نامدارترین زبانهای زنده دنیا می باشد استفاده نمود، در عین حال دیگر انقلابهای زبانی دنیا و اقدامات صورت گرفته در دنیا مدرن نیز یک منبع برای آگاهی یافتن از نحوه و شیوه تقحق انقلاب زبانی خواهد بود.
1- ایتالیا
در قرن 14 دانته آلیگیری در اثری که با نام "De vulgari eloquentia " به رشته تحریر درآورده بود در نزدیکی زبان نوشتار ایتالیائی به زبان گفتار مردمی نقشی اساسی ایفا نموده است. دانته آلیگیری زاده فلورانس به سال 1265 می باشد که در سال 1321 نیز در راوانای ایتالیا فوت نموده است.
2- آلمان
کشیش متجدد مارتین لوتر (Martin Luther) در قرن 16 انجیل را به زبان آلمانی ترجمه نموده و سبب کاربرد وسیع کلمات متعدد جدید به ترجمه انجیل را فراهم نمود. مارتین متولد 10 نوامبر 1483 شهر آیزلبن آلمان می باشد که به سال 1546 نیز درگذشته است. وی خدمات شایانی نسبت به توسعه زبان آلمانی داشته به طوریکه از 935 اثری که در سال 1523 در آلمان منتشر یافته 392 اثر متعلق به وی می باشد. ترجمه آلمانی لوتر از انجیل تا زمان مرگش حدود 400 بار تجدید چاپ گردیده است.
3- مجارستان
انقلاب زبانی در مجارستان طی پروسهای 300 ساله تحقق یافته و طی این روند با کلمه سازی برای زبان مجاری این زبان از دایره لغات بیگانه زبانهای لاتینی و آلمانی رهائی یافته به طوریکه زبان مجاری از بعد تعدد کلمات زبانی جزء یکی از غنی ترین زبانها گشته است.
4- نروژ
در قرن 19 میلادی شخصی به نام Aasen با استفاده از لغات محلی بومیان چندین دهکده سبب ایجاد زبان نروژی نو (Landsmål) گردید. زبان نروژی نو یکی از دو زبان رسمی نروژ هست که دارای 5 میلیون متکلم می باشد.
5- اسرائیل
در سال 1948 با تاسیس دولت اسرائیل حدود 7000 کلمه از تورات که یکی از مهمترین منابع زبان عبری بود گرفته شد و هزاران کلمه قدیمی زبان عبری جان دهی دوباره شد در عین حال با استفاده از کلمات عبری موجود در تورات هزاران کلمه و ترکیبات جدید دیگر نیز برای زبان عبری ساخته شد.
6- ترکیه
اولین مرحله انقلاب زبان ترکی در ترکیه انقلاب نوشتاری و تغییر الفبا که به انقلاب حرف معروف می باشد تحقق یافته است. تغییر الفبای عربی اصلاح شده ترکی به الفبای لاتین خاص ترکی ورود ترکیه و زبان ترکی را به مدرنیته تسهیل نموده و سبب گسترس فرهنگ نوشتاری در ترکیه گردیده است. قبول الفبای لاتین ترکی در 1 نوامبر 1928 پس از ارائه قانون مربوطه از سوی مصطفی کمال آتاترک به مجلس ملی ترکیه صورت گرفته است. در تحقق انقلاب زبان ترکی در ترکیه تاسیس انجمن زبان در ترکیه نقشی اساسی ایفا نموده است.
۱/۰۶/۱۳۹۳
تۆرک اۇلۇسلاشما سۆرهجینده تۆرکجهنین اؤنمی
اۇمۇد اۇرمۇلۇ
اۇلۇسلاشما سۆرهجینده دیلین و ادبیاتین بؤیۆک رۏلۇ واردیر، ادبیات دیلله یاپیلیر. تۆرک ادبیاتی دئدیییمیز زامان تۆرک دیلییله یاپیلان ادبیات آغلا گلیر. فارس ادبیاتی ایسه فارس دیلییله یاپیلان ادبیاتدیر.
آزربایجان و تۆرکلرین یۏغۇن اۏلاراق یاشادیغی و وطن آنلامینی یۇکلهدییی جۏغرافیا، تۆرک اینسانی، تۆرک تۏپلۇمۇنۇ، اؤرنهیین فارسجا ایله آنلاتماق، منجه تۆرک ادبیاتینا گیرمز و گیرمهمهلی. بۇ اۆرۆنلر، آنجاق، فارس ادبیاتی چرچئوهسینده دیرلندیریلیر. تۆرک وطنینی، تۆرک اینسانینی، تۆرک تۏپلۇمۇنۇ، اینگیلیزجه ویا باشقا دیللرده ده آنلاتابیلرسینیز. بۇنلار دا تۆرک ادبیاتینا گیریلمز. تۆرک ادبیاتی، آنجاق تۆرک دیلی ایله یاپیلابیلر. سؤز اۏیۇنلاری، سؤزجۆکلرین گؤزللشدیریلمهسی آنجاق دیل ایله، بۇرادا تۆرکجه ایله گرچکلشر. اؤرنهیین، تۆرکجه آنلاتیلان بیر گۆلمجه، فارسجا ایفاده ائدیلدییی زامان عئینی دادی وئرمهمکدهدیر. چۆنکۆ سؤز اۏیۇنلاری آنجاق، تۆرکجه آنلاتیمدا یئر آلماقدادیر. فارسجا چئویریسییله، آنلامدا، چۏخجا دئییشیکلیک یاشانماقدادیر. سؤزجۆکلرین گؤزللشمهسی، آنجاق دیل ایله، بۇرادا تۆرکجه ایله اۏلاناقلی اۏلماقدادیر.
آنجاق، بیر فرانسیزین، بیر رۇسۇن، رۏمانلاری، نئجه تۆرکجهیه چئوریلیرسه، فارسجا یازان تۆرکلرین پیتیکلری ده تۆرکجهیه چئوریلهبیلر. بۇنلار چئویری اۇلامیندا دیرلندیرمک گرهکیر. اۇلۇسلاشما سۆرهجینده، چئویری چالیشمالارینین دا رۏلۇ بؤیۆکدۆر. تۆرکجه یازیلان یاپیدلارین فارسجایا چئویریلمهلری ده آچیقدیر.
تۆرکلری، تۆرک وطنینی، تۆرک تۏپلۇمۇنۇ، فارس دیلییله آنلاتان، یازان، قۏشارلارین، رۏمانچیلارین، یازارلارین دۇرمۇنۇن ایرهدهلنمهسی بۇ باخیمدان اؤنملیدیر. بۇ یازارلارین، رۏمانچیلارین، قۏشارلارین اۆرۆنلری، آنجاق فارس ادبیاتی ایچینده یئر آلار. بۇ اۆرۆنلرین، فارس ادبیاتی ایچینده دیرلندیریلیب دیرلندیریلمهیهجهیی، اؤرنهیین بیر سئچکییه(آنتۏلۏژی) آلینیب آلینمایاجاقلاری، "فارس رۏمان سئچکیسی"، "فارس قۏشۏغۇ سئچکیسی" کیمی سئچکیلره آلینیب آلینمایاجاقلاری ادبی اۏلماقدان چۏخ سیاسی بیر قۏنۇدۇر. تۆرک اؤزگۆرلۆک مۆجادیلهسینه یۏغۇن دستک وئرن، تۆرکلری، تۆرک تۏپلۇمۇنۇ، تۆرک وطنینی آنلاتان، آنجاق بۇنلاری فارس دیلییله گرچکلشدیرن بیر تۆرک یازارا، بۇگۆنکۆ سیاسال اۏرتامدا، "فارس رۏمانی سئچکیسی"، "فارس قۏشۇغۇ سئچکیسی"، "فارس اؤیکۆ سئچکیسی" کیمی سئچکیلرده، یئر وئریلمهیهبیلر. بۇ، ادبی اۏلماقدان چۏخ ائگهمن گرۇپۇن سیاسال تۇتۇمۇنا باغلیدیر. تۆرک یازارین بۇ تۇتۇمۇ فارس یایینچی طرفیندن خۏش قارشیلانمایابیلر. بۇ فارس یایینچینین تۆرک قارشیدلیغییلا ایلگیلیدیر. آنجاق، داها ایلهریکی بیر آشامادا، تۆرک سۏرۇنۇ حل اۏلما یۏلۇنا گیرینجه، گرگینلیکلر یۇمۇشایینجا، فارس یایینچینین بۇ تۇتۇمۇندا اۏلۇملۇ دئییشیکلیکلر اۏلابیلر.
تۆرکلری، تۆرک وطنینی، تۆرک تۏپلۇمۇنۇ اینگیلیزجه، فرانسیزجا، فارسجا آنلاتان اینگیلیزین، فرانسیزین، فارسین تۇتۇمۇیلا، تۆرک یازارین تۇتۇمۇنۇن بیر فرقلیلیک ایچهردییی سؤیلهنهبیلر. آنجاق بۇ فرق اهن باشدا دیلده اۏلمالیدیر. اینگیلیزین اینگیلیزجه، فرانسیزین فرانسیزجا، فارسین فارسجا آنلاتماسی دۏغالدیر. تۆرک یازارین تۆرکجه دئییل فارسجا یازماسیندا جیددی بیر سۏرۇن واردیر. بنزشدیرمه سۆرهجینه البته قارشی اۏلماق گرهکیر. بنزشمهیه قارشی اۏلمانین اهن گۆجلۆ یۏلۇ ایسه، قرارلی بیر بیچیمده تۆرکجهیی قۇللانماقدیر. بۇرادا، تیجاری قایغیلارلا دئییل اۇلۇسال قایغیلارلا حرکت ائتمک اؤنملی اۏلمالیدیر. تۆرکجهیی دۏغرۇ دانیشماق، دۏغرۇ یازماق قۇشقۇسۇز چۏخ اؤنلمیدیر.
بۇگۆن، برزیلیا دیشیندا بۆتۆن لاتین آمریکا اؤلکهلرینده، ایسپانیۏلجا دانیشیلماقدادیر، یازیلماقدادیر. برزیلیادا پۏرتغالجا قۇللانیلماقدادیر. آنجاق بۇنلارا راغمن مکزیکا ادبیاتیندان، ونزۇئلا ادبیاتیندان، آرژانتین ادبیاتیندان و ... سؤز ائدیلمکدهدیر. ایسپانیۏل ادبیاتیندان دئییل، مکزیکا، شیلی، آرژانتین، کۏلۏمبیا ادبیاتیندان سؤز ائدیلمکدهدیر. آنجاق تۆرکلرین فارسجایی قۇللانمالارییلا، لاتین آمریکالیلارین ایسپانیۏلجایی، پۏرتغالجایی قۇللانمالاری آراسیندا چۏخ بؤیۆک فرق واردیر. 18. یۆزایلین سۏنۇندا، 19. یۆزایلین ایلک ایللرینده، لاتین آمریکادا، ایسپانیۏللارا قارشی اۇلۇسال قۇرتۇلۇش مۆجادیلهسی یاپانلار گینه ایسپانیۏللاردی. 16. یۆزایلین سۏنلاریندان باشلایاراق، یانی آمریکانین کشفائدیلمهسیندن باشلایاراق لاتین آمریکایا کؤچ ائتمیش، ایسپانیۏللار و پۏرتغاللاردی. اۏنلار اۏرادا، گئدرک چۏخالمیشلار، ایسپانیایا، پۏرتغالا قارشی باغیمسیز دئولت قۇرما گرهیینی حیسائتمیشلر، بۇ یۏلدا مۆجادیلهیه باشلامیشلار. سیمۏن بۏلیوارین(1830-1783)، خۏزه مارتینین(1895-1853) مۆجادیلهسینی بۇ چرچئوهده دیرلندیرمک گرهکیر. اؤرنهیین، سیمۏن بۏلیوار دؤنهمینده، ونزۇئلا، اکوادۏر، کۏلۏمبیا، پاناما، پرۇ، بۏلیویا بیر بۆتۆندۆ. گئدرک بۇ اؤلکهلر آیری آیری دئولتلر اۏلاراق هؤرگۆتلندیلر. اؤرنهیین گۆنئی آفریقادا دا، اینگیلیز یؤنهتیمینه قارشی، گۆنئی آفریقایا، اینگیلیزلردن داها اؤنجه یئرلشن هۏللندلیلر، آفریقانلارا قارشی چیخمیشدی.
بۇرادا، ایسپانیۏلجا، پۏرتغالجا قۇللانیلماسینا راغمن، ایسپانیۏلجا ویا پۏرتغال ادبیاتیندان دئییل، ونزۇئلا ادبیاتیندان، مکزیکا، کۏلۏمبیا ادبیاتیندان، آرژانتین ادبیاتیندان و ... سؤز ائدیلمکدهدیر. ونزۇئلایا، مکزیکایا، آرژانتینه، برزیلیایا ایلیشگین رنگلر، فۏرملار، ایسپانیۏلجایلا، ایفاده ائدیلمکدهدیر. بۇ، تۆرکلرین فارسجا دانیشمالاریندا، یازمالاریندان چۏخ فرقلی بیر دۇرۇمدۇر. ایسپانیۏللارین، پۏرتغاللارین، اۏرایا کؤچلرین باشلایاراق یئرلیلرین قیلیچدان کئچیرمهلری، آستک، اینکا، مایا اۇیقارلیقلارینین ییخمالاری، وارسیللیقلارینی یاغما ائتمهلری آورۇپایا داشیمالاری آیری بیر قۏنۇدۇر. بۇگۆن لاتین آمریکادا، ایسپانیۏلجانین، پۏرتغالجانین تۇغرالی دیل اۏلماسی یانیندا، یئرلی دیللر ده جانلانمایا باشلامیشدیر.
ادبیات، دۇیقۇلارین، دۆشۆنجهلرین، خیاللاری آنلاتیمییلا اۏلۇشۇر. دیلین گؤزهللشدیرهرک قۇللانیلماسی وازکئچیلمز بیر دۇرۇمدۇر. اۇلۇسلاشما سۆرهجینده، بۇ دیلله یایلان قۏشۇقلارین، ماهنیلارین، بیلمهجهلرین، آتاسؤزلرینین، میتۏلۏژیک یاپیدلارین، اؤیکۇلارین و ... یازیلمالاری چۏخ اؤنملیدیر. بۇنلار، اۇلۇسلاشما سۆرهجینی، سۆرعتلندیرن، یاییقینلاشدیران، درینلشدیرن بیر ائتگی یارادماقدادیر.
آنادیلی بیلینجی
ایران دئولتینین، تۆرکلر قۏنۇسۇنداکی تهمهل سیاستی بنزشدیرمهدیر. تۆرکلرین فارسلیق و اۏنۇن تاخما آدی اۏلان ایرانلیلیغا بنزشدیرمهدیر. ایران دئولتی بۇ قۏنۇدا، ماددی – معنوی هر طۆرلۆ اؤنلمی آلمیش یۆرۆرلۆیه قۏیمۇشدۇر. زۏرا دایالی، ریضایا دایالی سیاستلر ده اۇیقۇلانماقدادیر. بۇ سیاستین یئر یئر باشارییا اۇلاشدیغی دا آچیقدیر.
بۇنا راغمن فرقلی بیر سۆرهج یاشاندیغی دا گؤرۆلمکدهدیر. بنزشمیش، تۆرکجه بیلمهین اینسانلارین دا، تۆرکلردن، تۆرک کیملییی، تۆرک ادبیاتی، تۆرک وطنی و ... سۏرۇنلاریندان سؤز ائتمهسی دیققته دیر بیر قۏنۇدۇر. بۇ، بنزشدیرمه و فارسلاشدیرما سۆرهجینین بۆتۆنلۆکله باشارییا اۇغرامادیغینین گؤسترگهسیدیر. بۇ دا قۇشقۇسۇز اؤنملیدیر آنجاق اهن قالیجی اۏلانی، تۆرکجهیه صاحیب چیخماق، بۇنۇ، دانیشمادا و یازیدا ایشلوسل بیر حاله گتیرمکدیر. بۇ چرچئوهده، دیلین ایشلوینی قاوراماق دیل بیلینجینه اۇلاشماق اؤنملیدیر.
اۆزۆلرک بیز تۆرک تۏپلۇمۇندا آنادیلی و تۆرکجه بیلینجی سۏن درجه گۆجسۇز اۏلمۇش و بیزیم کیمی اؤز آنادیلیندن نفرت ائدیب و باشقا بیر یاد دیله عؤمۆر آدامیش بیر تۏپلۇلۇق دۆنیا تاریخنده گؤرۆلمهمیشدیر. ائلهجه بیر چۏخ اسکی و بعضا یئنی تۆرک یازارلار اۆرهتدیکلری بۆتۆن قاوراملار تۆرکجه دئییل بلکه فارسجا اۏلمۇشدۇر، آنجاق تۆرکجهنین یۏخ ساییلدیغی و دانیلدیغی بیر جۏغرافیادا ائگهمن بیر دیلده یازماقلا دیرهنیش ادبیاتی یارانماز بلکه ترسینه تۆرکجه یازیب و اۆرهتمکله دیرهنیش ادبیاتی دئدیییمیز قاوراما آنلام قازاندیرماق اۏلۇر.
تۆرکجه- فارسجا سؤزلۆک:
اۇلۇس(Ulus)= ملت
سۆرهج(Sürəc)= پروسه، روند
اؤنم(Önəm)= اهمیت
آنلام(Anlam)= معنا
تۏپلۇم(Toplum)= جامعه
اؤرنهیین(Örnəyin)= برای مثال
اۆرۆن(Ürün)= محصول
اۏلاناقلی(Olanaqlı)= ممکن، محتمل
پیتیک(Pitik)= کتاب
اۇلام(Ulam)= طبقهبندی
چئویری(Çeviri)= ترجمه
یاپید(Yapıd)= اثر
قۏشار(Qoşar)= شاعر
ایردهلنمه(İrdələnmə)= بررسی
قۏشۇق(Qoşuq)= شعر
قۏنۇ(Qonu)= موضوع
اؤزگۆرلۆک(Özgürlük)= آزادی
اؤیکۆ(Öykü)= حکایه
ائگهمن(Egemən)= حاکم
یایینچی(Yayınçı)= ادیتور
ایلگیلی(İlgili)= مرتبط
آشاما(Aşama)= مرحله
سۏرۇن(Sorun)= مشکل، مسئله
اۏلۇملۇ(Olumlu)= مثبت
دۏغال(Doğal)= طبیعی
بنزشمه(Bənzəşmə)= آسیمیلاسیون
اۇلۇسال(Ulusal)= ملی
قۇشقۇ(Quşqu)= شبهه
راغمن(Rağmən)= برخلاف
قۇرتۇلۇش(Qurtuluş)= رهائی
هؤرگۆتلنمک(Hörgütlənmək)= سازمان یافته شدن
گۆنئی (Güney)= جنوب
یؤنهتیم(Yönətim)= مدیریت
یئرلی(Yerli)= محلی
اۇیقارلیق(Uyqarlıq)= مدنیت
وارسیل(Varsıl)= دارا
تۇغرالی(Tuğralı)=رسمی
دۇیقۇ(Duyqu)= احساس
اۏلۇشماق(Oluşmaq)= تشکیل شدن
ائتگی(Etgi)= تاثیر
تهمهل(Təməl)= اساس
تاخما آد(Taxma ad)= لقب
اؤنلم(Önləm)= تدبیر
باشاری(Başarı)= موفقیت
ایشلوسل(İşləvsəl)= کاربردی
قاوراماق(Qavramaq)= درک
اسکی(Əski)= قدیمی
دیرهنیش(Dirəniş)= مقاوت
اۆرهتمک(Ürətmək)= تولید
۲/۱۰/۱۳۹۲
آیا زبان ترکی در ایران جان دوباره ای می گیرد؟ بخش دوم
اومود اورمولو
جمعیت دمگرافیک ترکان ساکن تهران
ترکان ساکن ایران در گروه های ناهمگن زبانی واقع شده و در سرتاسر ایران پراکنده اند، در عین حال دارای بافت متفاوت اجتماعی – اقتصادی می باشند. بر اساس تحقیقات امیر ابراهیمی که به سال 2000 در تهران صورت گرفته است ترکان ساکن تهران در 3 منطقه اجتماعی – اقتصادی طبقه بندی کرده است(5). بر اساس تحقیقات وی ترکان با وضعیت مادی خوب در شمال تهران، مهاجرین ترک و خانواده هائی به وضعیت مادی متوسط در جنوب تهران ساکن می باشند مابین این دو طیف نیز در مناطق تجاری مرکزی می باشند که بیشترین طیف ترکان تهران را به خود اختصاص می دهند. تحقیق مذکور بر دو موضوع انتخاب و ترجیح زبان در خانواده ها و وضعیت متکلمین به زبانهای ترکی و فارسی صورت گرفته است. اساس تحقیقات بخش اول که در رابطه با انتخاب و ترجیح زبان می باشد با استفاده از روش پرسشنامه صورت گرفته است، در این روش حدود 650 پرسشنامه در 22 منطقه تهران پخش شده که 521 پرسشنامه پس از جواب دهی مورد بررسی واقع شده است. در موضوع دوم بیشتر از طریق مصاحبه ها و گزارشات رودر رو صورت پذیرفته است.
ترجیح و انتخاب زبان در خانواده
در این موضوع نحوه انتخاب زبان در خانواده های متعدد و متفاوتی مورد بررسی قرار گرفت. در بررسی وضعیت از پدربزرگ ها، مادربزرگ ها، پدر، مادر، برادران، کودکان و .. مورد بررسی قرار گرفته اند. میزان خطاها حدود 5% بیان شده است. برای بررسی خانواده ها نیز موضوعات سن، وضعیت تحصیلی و محل زندگی مورد بررسی قرار گرفته است. در پرسشنامه نیز پنج جواب 1- همیشه ترکی 2- ترکی بیشتر از فارسی 3- برابر 4- فارسی بیشتر از ترکی 5- همیشه فارسی جای گرفته است.
همانطور که از جدول شماره 1 دیده می شود انتخاب و ترجیح اکثریت بزرگسالان خانواده ها زبان ترکی بوده است. در دیگر سو تفاوت انتخاب و ترجیح زبان مابین گروه سنی بزرگسالان و جوانان نیز در جدول به وضوح دیده می شود. اولین ترجیح زبانی جوانان زبان فارسی بوده و مابین انتخاب زبانی در پدر و مادر تفاوت چندانی مشاهده نمی گردد. دیگر تمایز جوانان و بزرگسالان ترجیح زبان فارسی برای برقراری ارتباط با بزرگسالان از سوی جوانان دیده میشود.
بر اساس نتایج تحقیقات عمده اکثریت باسوادان در تحقیق برای برقراری ارتباط با بزرگسالان اکثراً از زبان ترکی بهره می برند. سطح تحصیلات در انتخاب زبان دیگر گروههای مورد پرسش واقع شده تاثیری را نشان نمی دهد. در دیگر سو مابین بزرگسالان با تحصیلات پائین و متوسط خانواده نیز تفاوت مشخصی ظهور می کند که به صورت استفاده بیشتر بزرگسالان دارای تحصیلات پائین از زبان ترکی می باشد. این تمایز در گروه های با تحصیلات عالی و متوسط نیز تکرار می شود، گروههای با تحصیلات عالی با بزرگسالان خانواده ها بیشتر به زبان ترکی ارتباط برقرار می کنند. بنا به آمار ترکان صاحب تحصیلات متوسط بیشترین تکلم به زبان فارسی را با بزرگسالان به خود اختصاص داده اند.
بنا به آمار در گروه 1 سنی که جوانترین گروه می باشد از هر 80 نفر تنها 1 نفر متاهل بوده و بدین سبب آمار ترجیح زبانی گروه مذکور در آنالیز واقع نشده است. در گروه دوم آمار متاهلین نرمال بوده و در تحقیق گنجانده شده است. افزایش سن در ترجیح زبان بسیار موثر بوده و همانطور که از آمار ارائه شده دیده می شود بیشتر جوانان کم سن و سال در هنگام برخورد با برادران و خواهرانشان از زبان فارسی بهره برده اند. در زنان متاهل نیز تفاوت ها در دو گروه سنی بارز می باشد. بیشتر زنان متاهل بزرگسال در هنگام برخورد با دیگران از زبان ترکی بهره جسته ولی در هنگام برخورد با کودکان از زبان فارسی – ترکی و یا تماماً فارسی بهره جسته اند.
بنا به جدول شماره 2 دیگر فاکتور در انتخاب زبان در همسران سطح تحصیلات مشخص می گردد. برای مثال همسران دارای تحصیلات عالی با شوهران خود بیشتر از زبان فارسی بهره می برند. ترجیح زبانی مابین برادر – خوهران و کودکان تمایز زیادی را نشان نمی دهد. کودکان در ارتباط با برداران- خواهران بیشتر از زبان فارسی یا تماماً از زبان فارسی برای برقرای ارتباط بهره جسته اند. بر اساس نتایج پرسشنامه های مذکور ترجیح و انتخاب زبان ترکی در مناطق جنوبی ترک نشین تهران بسیار بیشتر از مناطق مرکزی و شمالی را به تصویر می کشد.
نتایج حاصل از ملاقات های مستقیمی که با خانواده های مورد تحقیق صورت گرفته دقیقاً منابع آماری پرسشنامه را تائید می کنند. همانطور که Nercissians نیز در تحقیق خود می گوید "زبان ترکی در ایران پرستیژ خود را از دست داده است". در زمانهائی از تحقیق که پرسش در مورد زبان ترکی بوده بسیاری از مصاحبه کننده گان از وجود حس مثبت و احساسی قوی نسبت به زبان ترکی خبر داده ولی در عین حال تعداد کمی از خانواده های انتخاب شده از کمی اهمیت زبان ترکی و یا نارسائی در سیستم آموزشی و تحصیلی خبر می دهند. بسیاری از خانواده ها حس مثبتی و نگرش خوبی نسبت به ببار آوردن نسل های دوزبانه خبر می دهند(البته با ارجحیت تحصیل به زبان مادری به علاوه زبان رابط بین المللی) ولی در عین حال بسیاری از خانواده ها خود را دوزبانه ندانسته اند. به علت عدم رغبت به زبان های غیررسمی در ایران و نوع نگاه دولت ایران به مسئله زبان های مغلوب چندین تحقیق میدانی صورت گرفته نیز نتایج مشابهی را نشان می دهند. بر اساس نتایج تحقیقات مذکور تغییر نوع نگرش به زبان ترکی بیشتر در خانواده های متوسط به بالای ترک در تهران مشاهده می گردد.
در حالیکه بسیاری از زبان های مغلوب در ایران فرصت رقابت با زبان غالب و حاکم فارسی را در هیچ موضوعی به علت حمایت بی دریغ دولت ایران از این زبان ندارند ولی با گسترش تکنولوژی ارتباطی به مانند اینترنت، تلفن های موبایل، ماهواره و ... اکثریت زبانهای مغلوب در ایران توانسته اند از این موقعیت نهایت بهره را ببرند. در دیگر سو نقش تلویزیون های ماهواره ای که برنامه هائی به زبان ترکی پخش می کنند تاثیرات بسزائی در خانواده ها را نشان می دهد. در تلویزیون های ماهواره ای ترکی بیشتر استفاده کننده گان ترک زبان برای بررسی اخبار، شوهای تلویزیونی، سریال ها، مسابقات و بسیاری از موارد دیگر که در ایران ممنوع می باشد را مشاهده می کنند. در دیگر سو رفت آمد خانواده های ترک به ترکیه، ورود دانشجویان جوان ترک به دانشگاه های ترکیه و ... همگی در ترکان ساکن ایران تاثیر فراوانی را نشان می دهد. بسیاری از جوانان ترک ساکن ایران، ترکیه امروزی را نماد و آماج مدنیت، مدرنیته، دمکراسی، پیشرفت و ... خود می دانند.
منابع بکار برده شده در مقاله:
5- Amir-Ebrahimi. M.,Passing Stages From a Dual City to a Complex One, Construction and Town
Architecture, nos. 58-59, 9th round, 2000.
اشتراک در:
پستها (Atom)




































