‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبیات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبیات. نمایش همه پست‌ها

۹/۰۹/۱۳۹۴

آگوپ مارتایان ارمنی و خدمت به زبان ترکی

اومود اورمولو
از سال 1915 تا به امروز هزاران آگوپ مارتایان در ترکیه زندگی کرده و می‌کنند، اگر ترکان نسل‌کشی را بر علیه ارامنه محقق ساخته بودند بی شک ارامنه‌ای همچون آگوپ مارتایان نیز نمی باید عمر خویش را وقف زبان ترکی می نمودند. 
آگوپ مارتایان(Agop Martayan) دارای هویت ارمنی بوده و در 22 می 1895 در شهر استانبول و در خانواده ریشه دار ارمنی زاده شده است. وی در سال 1915 موفق به اتمام تحصیلات آکادمیک‌اش در کالج رابرت که یکی از شناخته شده ترین کالج های وقت بوده گردیده است. خانواده وی که در امر تجارت مشغول بوده اند از ثروتمند ترین خانواده های ارمنی ساکن استانبول محسوب می شده‌انند. آگوپ در جنگ جهانی اول با رتبه افسری در خدمت قوای عثمانی به عنوان افسر یدک مشغول انجام وظیفه بوده است. تحصیلات آکادمیک و پس از آن خدمت وظیفه یک ارمنی در سال 1915 که به گفته گروهی از ارامنه نسل کشی کذائی صورت گرفته است خود بسیار تامل برانگیز می باشد.
آیا دولتی که نسبت به ملتی نسل کشی را محقق ساخته باشد این گونه رفتار می کند؟
آیا هیتلر یهودیان را به سمت افسری منصوب نموده و به دست آنان سلاح می داده و یا از معلومات آنان در خدمت به زبان آلمانی بهره می گرفته است؟
آگوپ  مارتایان در جبهه غرب که چته های ارمنی از پشت به قوای عثمانی خنجر زدند خدمت وظیفه می کرد ولی با اتفاقاتی که ارامنه مسلح با تحریک قوای فرانسه و چندین کشور دیگر بر قوای عثمانی روا داشتند آگوپ به جبهه شرقی رفته و سعی در همراهی مصطفی کمال پاشا نمود ....
شرمگینم ...
آگوپ که از مسائلی که گروههای مسلح ارمنی بر علیه قوای عثمانی روا داشته بودند شرمگین بود ولی مصطفی کمال دست وی را گرفته و مسئولیت های خطیری را به وی می سپارد تا اعتمادش را به وی مشخص کند.
لقب "آتاتورک" از سوی آگوپ مارتایان به وی توصیه شده و مصطفی کمال نیز در عین رغبت لقب مذکور را برمی گزیند. آتاتورک پس از بیرون راندن بیگانگان از جغرافیای وقت آناطولی اقدامات متعددی در اکثر زمینه های انجام داده بود که یکی از این زمینه ها نیز گسترش زبان ترکی می باشد. آتاتورک در 22 سپتامبر 1932 کنفرانسی در موضوع زبان ترکی و بسط آن در کاخ دولما باغچه‌ی استانبول برگزار می کند و از آگوپ مارتایان، استفان گوردیکیان و گئورگ شیمشکیان دعوت به این گردهمائی می نماید. آگوپ مارتایان که مسلط به چندین زبان از جمله ترکی، انگلیسی، روسی، آلمانی، بلغاری، اسپانیائی و ... بود و در عین حال کتابهای متعددی از جمله گرامر زبان ترکی را نگاشته بود آتاتورک خطابه آغازین کنفرانس را برای خطاب به مهمانان به آگوپ محول می نماید. پس از این کنفرانس آگوپ از طرف آتاتورک در تاریخ 1934 به عنوان متخصص اصلی حوزه زبانی به عنوانی یکی از کارشناسان فرهنگستان زبان و ادب ترک مشخص می گردد، وی بیش از 45 سال در فرهنگستان زبان و ادب ترک به زبان ترکی خدمت کرده و دارای آثار متعددی زبان شناسانه‌ای می باشد. آتاتورک به علت تبحر وی در زبان ترکی لقب "دیل‌آچار" را به وی پیشنهاد می کند که از طرف آگوپ نیز با رغبت این لقب پذیرفته شده و از آن پس در تمامی آثارش بکار می رود.
منابع:
روزنامه حریت ترکیه:
http://tinyurl.com/ou4tzj9
روزنامه ارمنی آگوس:

http://tinyurl.com/pk8oyym  

۱۱/۱۶/۱۳۹۳

پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" یا "آزربایجانجا" – بخش ششم

اومود اورمولو
به طور خاص از اواخر سال 1930 و تا اوایل سال 1940 که همزمان با تغییر نام "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" و در عین حال مصادف با کاربرد الفبای سرلیک روسی به جای الفبای لاتین می‌باشد، طی پروسه ایجاد ملت و زبان جدید بعضی از روشنفکران، نویسندگان، شاعران و ... ترک نیز در خط مقدم این روند جای گرفته‌اند و حتی در دوره‌ای کار به جائی رسیده بود که بعضی از روشنفکران و سیاسیون ترک خواستار جایگیری صدها کلمه اروپائی بدون کوچکترین تغییر زبانی و عیناً در زبان ترکی طی قانونی گشته بودند. بسیاری از روشنفکران ترک خواسته یا ناخواسته به علت عدم وجود شعور زبانی، هویتی و ملی از هستی خویش به صورت کورکوانه نیز مبلغ این چنین ایدئولوژی‌های استعماری گشته بودند. با مدد و همت ترکان پیشرو در سال 1940 زبان ترکی دارای حجم وسیعی از لغات بیگانه اروپائی بر پایه ساختار زبان روسی گشته بود و زبان ترکی به حدی بیمار دچار بیماری زبانی شد بود که بسیاری از انسان‌ها به طور صریح نمی توانستند از بیماری زبان ترکی سخن بگویند. اشخاصی که تا دیروز خواستار عدم بهره گیری لغات قدیمی و کلاسیک زبان ترکی و ایجاد کلمات جدید بر پایه ساختار زبان ترکی بودند متاسفانه با بی تفاوتی کامل و سکوت مطلق در قبال روسیزه کردن زبان ترکی ژست روشنفکری به خود گرفته بودند.
پروسه ورود لغات اروپائی بر اساس ساختار زبان روسی از سال 1930 آغاز و تا سال‌ها بعد ادامه داشت، گرچه که تنی چند از روشنفکران ترک به این عمل در سال‌های 1940 اعتراض نمودند ولی طبیعتاً به علت در اقلیت بودن آنان کاری از پیش نبردند. روسیزه کردن الفبا و زبان ترکی از سال‌های 30 تا سال‌های 70 به شددت هر چه تمامتر تداوم داشته، در این پروسه مهمترین منبع برای کلمه‌سازی نیز زبان و ادبیات روسی بود. بر اساس نوشته‌های سال‌های 1940 که مبارزه ایدئولوگ‌های روس با زبان‌های ترکی، عربی و فارسی به شدت تداوم داشت تئوریسن‌های روس از مثبت بودن روند کلمه سازی در زبان جدید آزربایجانی سخن می گویند، نتیجه مثبت ایدئولوگ‌های روس به قرار زیر بوده است که ترکیب و ساختار زبان ترکی به کلی معیوب شده و تعدد کلمات بیشماری به وسیله پل ارتباطی زبان روسی بدون درنظر گرفتن ساختار متفاوت زبان ترکی وارد زبان جدید آزربایجانی شده به نحوی که تعدد کلمات ترکی موجود در متون ادبی انگشت شمار گشته، البته انگشت شمار بودن لغات ترکی بکار برده شده در متون زبان جدید آزربایجانی نیز به عنوان لغات بیگانه وارد شده به زبان آزربایجانی نگریسته شده است. 
مولفین روس وقت نیز کلمه‌سازی بر اساس ساختار زبان روسی در زبان جدید آزربایجانی را بسیار عادی توصیف نموده و به نظر آنان دو خلقی که بر اساس ایدئولوژی‌های سوسیالیستی حیات جدیدی را آغاز نموده بودند بدون تردید در زبان، اقتصاد، جامعه و . شان نیز این تفکر مشترک قابل لمس می‌باید باشد. بدون تردید این تفکر که ملتی در روند ملت شوندگی برای عاری سازی لغات بیگانه از زبان خود کوشش کند و برای بهره‌مندی از منابع کلاسیک زبانی خود سود جوید مسئله‌ای بسیار منطقی می باشد ولی اینکه ملت مذکور منابع قدیمی خود را طرد نموده و منبع انتخاب لغات جدید را بر اساس ساختار زبان ملتی دیگر پایه‌ریزی کند بدون تردید در کمتر جائی از دنیا دیده شده که ما شاهد آن در آزربایجان شمالی و زبان نوساخته آزربایجانی بوده‌ایم.
مقالات مرتبط:

۷/۰۷/۱۳۹۳

پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" یا "آزربایجانجا" – بخش سوم

اومود اورمولو
در این دوره به علت وجود ملی گرائی ترک به بسیاری از شاعران، نویسندگان، متفکرین و ... که سمپاتی نسبت به بلوشویک‌ها داشته‌اند بسیار اهمیت داده شده است، از این طیف می توان به اشخاصی همچون س.م. افندی یو، ج.محمد قلی زاد، ه.ک. سانیلی، قانتمیر، ر.رضا، صمد وورغون و .. اشاره نمود. در آثار نویسندگان و شاعران یاد شده به خوبی می‌توان اروپائی شوندگی زبان ترکی بر اساس ساختار زبان روسی را مشاهده نمود؛  بسیاری از این اشخاص برای مقابله با نظریات زبانی ملی گرایان ترک که مبتنی بر استفاده از لغات قدیمی ترکی و ایجاد لغات جدید بر اساس ساختار زبان ترکی بودند اینان مدافع ویژگی‌های زبانی تفکر گروه "ملانصرالدین"ی بوده‌اند. مهمترین دلیل این گروه برای تمایل به "ملانصرالدین"چی‌ها مسائل قبل از اشغال 27 آوریل می باشد که در آن دوره نیز "ملانصرالدین"چی‌ها به وفور کاربرد زبان اروپائی را از طریق فرم روسی ترویج می نمودند، برای "ملانصرالدین"چی‌ها هدف نه ایجاد زبان ترکی مشترک بلکه کاربرد و ترویج زبانی مبتنی بر ویژگی‌های زبان روسی که دارای لغات متعدد اروپائی باشد مد نظر بود. 
البته این مسئله در حالی صورت پذیرفته که جلیل محمد قلی زاده یکی از مهمترین سیماهای مجله ملانصرالدین به سال 1920 – 1930 مقصد خود را از کاربرد زبان خاص در مجله نه ایجاد زبان ادبی بلکه زبان عمومی و عوام گونه‌ای که قابل فهم برای تمامی انسانها باشد بیان می کند، وی در جائی می‌نویسد: هدف ملانصرالدین نه احیاء زبان ادبی بلکه رساندن پیام‌مان به انسانها می باشد، فکر می کنم در مجله نیز تا حدودی به هدفمان رسیده‌ایم که شعار ما نه ایجاد زبان ادبی بلکه بیان مسائل و مشکلات جماعت به زبان ساده و قابل فهم بوده است. در این دوره سلطان مجید افندیو زبان ترکی را زبانی پر از لغات بیگانه فارسی و عربی شمرده و درعین حال از عدم کاربرد شیوه ترکی استانبولی سخن می گوید به نظر وی مهمترین عملی که می توان برای زبان ترکی انجام داد بازگشت به لغات قدیمی زبان ترکی می باشد، وی در جائی از سخنانش چنین می گوید: ما باید به گونه‌ای باشیم که آنگونه که می گوئیم بنویسیم و آنگونه که می نویسیم نیز بخوانیم. حتی وی در آن دوره نقدهائی نیز بر صمد وورغون به دلیل تفکرات وی در مورد زبان ترکی داشته است.
در این پروسه می توان دو نوع تفکر از مفهوم ملی شوندگی زبان ترکی را مشاهده نمود، گروهی که منظورشان از ملی شوندگی زبان ترکی اساس زبان گفتاری مردم کوچه و بازار ترک بوده و گروه دومی که منظورشان از ملی شوندگی تغییر ماهیت زبان ترکی به زبانی مرکب بر پایه ساختار زبان روسی و وجود متعدد کلمات بی‌شمار زبانهای اروپائی بوده است. با توجه به حوادث سالهای 1930 تا 1940 به خوبی می توان دید که زبان ترکی در مرحله اول از تاثیرات زبان‌های فارسی و عربی خود را رها ساخته و در مرحله دوم به شدت تحت تاثیر زبان روسی و کلمات اروپائی که بر اساس ساختار زبان روسی وارد زبان ترکی می شده‌اند قرار می گیرد، در حالیکه گروهی از روشنفکران و نویسندگان ترک بیرق ملانصرالدین را برای پیشبرد زبان ترکی علم کرده بودند و کاربرد شیوه ترکی استانبولی را به باد نقد می گرفتند در عین حال در مواجه با روسیزه کردن زبان ترکی و کاربرد افراطی لغات اروپائی سکوت می نمودند. در عین حال انسانهائی که نسبت به ترکی عثمانی سمپاتی داشتند بدون تردید زیانی به زبان ترکی وارد نمی ساختند ولی در عوض سمپاتی‌های روس‌ها سبب تغییر ماهیت زبان ترکی به زبانی بیمار گردیدند. 
همانطور که دیده می شود تا سال 1937 زمانیکه مفاهیم زبان ترکی، ملت ترک و ..از قانون اساسی جمهوری سوسیالیستی آزربایجان شوروی لغو می گردد بسیاری از فعالین ملی گرا و حتی بعضی از سمپاتی‌های بلوشویک با کاربرد لغات بیگانه فارسی و عربی در زبان ترکی مخالفت می کنند ولی در عین حال طرفداران بین المللیزه کردن زبان ترکی در پروسه اول گرچه با هدف ملی شوندگی زبان ترکی بر اساس زبان کوچه بازاری قدمی برداشته‌اند ولی پس از نیمه‌های اول سالهای 1930 دقیقاً در مکانی عکس قرار گرفته و اینبار خواستار کاربرد لغات اروپائی با ساختار زبان روسی در زبان ترکی بوده‌اند. 
در پروسه تاریخی که با کشتار صدها روشنفکر ترک همراه بود متاسفانه طرفداران روسیزه کردن زبان ترکی گوی سبقت را از ملی گرایان ترک می ربایند و از آن پس به وفور با کاربرد لغات اروپائی بر پایه ساختار زبان روسی مواجهیم. این پروسه و خیانت تاریخی به ملت ترک و زبان ترکی سبب بی‌مهری بزرگ نسبت به زبان ترکی می گردد و ضربه جبران ناپذیری به 30 الی 35 سالی که زبان ترکی در پی بازگشت به خویش تن خویش بوده وارد می سازد در عین حال زبان برادر بزرگتر یعنی روس‌ها چه در الفبا و چه در لغات به سمت زبان ترکی سرازیر می گردد. میرزا بالا محمدزاده در اوایل سال 1930 می‌نویسد که ایدئولوگ‌های اتحاد جماهیر شوروی به سبب پیشبرد سیاست‌های زبانی بر پایه زبان و فرهنگ روس سبب ظهور زبانی به نام "بین‌المللی " مشتمل بر نیمه روس و نیمه ترک می گردند. این پروسه جزء اولین قدم‌های تغییر ماهیت زبان ترکی به مفاهیم "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" می باشد...ادامه دارد.

۲/۱۰/۱۳۹۳

اۇرمیه‌ده تۆرک آشیق شعریئنه امک وئرن رۏبن یعقۇبیان

یازار: احمد اسدی
رۏبئن یعقۇبیان 1327-جی ایلده گۆنئی آزربایجان و اۇرمیه‌نین ناخچیوان‌تپه کندینده دۆنیایا گؤز آچمیشدی. اۇرمیه‌نین ائرمنی‌لریندن اۏلسادا، ایللر بۏیۇ تۆرک آشیق شعرینده چالیشیب یاپیتلار(اثرلر) یارادمیشدیر. روبئنین تکجه اۏغلو بیر قضادا اؤلدۆکدن سۏنرا، منزوی بیر یاشاما باشلاییب، یالقیز و یالنیز یاشاییردی. آشیق شعریمیزین چئشیدلی بؤلۆملرینده شعرلری اۏلان سئوان نهایت کئچن آی وفات ائتدی. اۇرمیه‌لی رۏبئنین اوچ شعرینی بیرگه اۏخویاق:
دار اۏلدۇ 
فلکيـــــن اليندن گلديم زينهارا
گن دۆنيا باشيما دار اۏلدۇ دار دار!
مۇرغی کؤنلۆم عرض وصال ائيله‌ديی
قیسمتيم داليندا خار اۏلدۇ خار خار!
***
عئشقين سئــوداسينا دۆشن عاشیقم
وۆصاله يئتمه‌يــن، جـۏشان عاشیقم
عئشقين آتشينـــــده بیشن عاشیقم
پروانه‌يم، سئودام نار اۏلدۇ نار نار!
***
بيچاره سئوانام چۏخ چکديم زحمت 
مۇرادا يئتمه‌ديم، گؤرمــــه‌ديم لذت
عؤمـــرۆ بادا وئرديم، سببی غفلت
سۏنۇندا مسکنيم غار اۏلدۇ غار غار!
اؤيرن پروانه‌دن
شۆکۆر اۏلسون يئتديم پايه ساقی ميخانه‌دن
مئی باده‌سين سر چکميشم مست اۏلدۇم پيمانه‌دن
مست چشم يار سيررينی من سۏرۇشدۇم بۆلبۆلدن
بۆلبۆل دئدی من ناشييام، گئت اؤيرن پروانه‌دن
***
پروانه تک عئشق اۏدونا بۇ جانيم بيگانه‌دی
اؤز اؤلکه‌مده غريب اۏلدۇم، دؤرد يانيم بيگانه‌دی
اؤلۆب بولبول، کؤچۆب بايقۇ، مکانيم بيگانه‌دی
گئجه-گۆندۆز بان چکيرم بايقۇ تک ويرانه‌دن
***
ويران اۏلدۇ کؤنلۆم ائوی، باتديم محنت بحرينه
بير سۏنانين سئوداسيندا دۆشدۆم غملر نهرينه
آشنا ياريم دؤندۆ يادا، يانديم هجران قهرينه
دلی کؤنلۆم قئيس کيمی اۆزۆلمۆر جانانه‌دن
***
جانانينين فقير سئوان چوخ چکيبدی جفاسين
فرهاد کيمی جانين قۏيۏب، گؤرمه‌ييب يار وفاسين
بۇ فنانين حتی بير دم سۆرمه‌ييبدی صفاسين
گلن گوندن ستم گؤرۆب کسيبلر غمخانه‌دن

۱/۰۶/۱۳۹۳

تۆرک اۇلۇسلاشما سۆره‌جینده تۆرکجه‌نین اؤنمی

اۇمۇد اۇرمۇلۇ
اۇلۇسلاشما سۆره‌جینده دیلین و ادبیاتین بؤیۆک رۏلۇ واردیر، ادبیات دیلله یاپیلیر. تۆرک ادبیاتی دئدیییمیز زامان تۆرک دیلییله یاپیلان ادبیات آغلا گلیر. فارس ادبیاتی ایسه فارس دیلییله یاپیلان ادبیاتدیر.
آزربایجان و تۆرکلرین یۏغۇن اۏلاراق یاشادیغی و وطن آنلامینی یۇکله‌دییی جۏغرافیا، تۆرک اینسانی، تۆرک تۏپلۇمۇنۇ، اؤرنه‌یین فارسجا ایله آنلاتماق، منجه تۆرک ادبیاتینا گیرمز و گیرمه‌مه‌لی. بۇ اۆرۆنلر، آنجاق، فارس ادبیاتی چرچئوه‌سینده دیرلندیریلیر. تۆرک وطنینی، تۆرک اینسانینی، تۆرک تۏپلۇمۇنۇ، اینگیلیزجه ویا باشقا دیللرده ده آنلاتابیلرسینیز. بۇنلار دا تۆرک ادبیاتینا گیریلمز. تۆرک ادبیاتی، آنجاق تۆرک دیلی ایله یاپیلابیلر. سؤز اۏیۇنلاری، سؤزجۆکلرین گؤزللشدیریلمه‌سی آنجاق دیل ایله، بۇرادا تۆرکجه ایله گرچکلشر. اؤرنه‌یین، تۆرکجه آنلاتیلان بیر گۆلمجه، فارسجا ایفاده ائدیلدییی زامان عئینی دادی وئرمه‌مکده‌دیر. چۆنکۆ سؤز اۏیۇنلاری آنجاق، تۆرکجه آنلاتیمدا یئر آلماقدادیر. فارسجا چئویریسییله، آنلامدا، چۏخجا دئییشیکلیک یاشانماقدادیر. سؤزجۆکلرین گؤزللشمه‌سی، آنجاق دیل ایله، بۇرادا تۆرکجه‌ ایله اۏلاناقلی اۏلماقدادیر. 
آنجاق، بیر فرانسیزین، بیر رۇسۇن، رۏمانلاری، نئجه تۆرکجه‌یه چئوریلیرسه، فارسجا یازان تۆرکلرین پیتیکلری ده تۆرکجه‌یه چئوریله‌بیلر. بۇنلار چئویری اۇلامیندا دیرلندیرمک گره‌کیر. اۇلۇسلاشما سۆره‌جینده، چئویری چالیشمالارینین دا رۏلۇ بؤیۆکدۆر. تۆرکجه یازیلان یاپیدلارین فارسجایا چئویریلمه‌لری ده آچیقدیر.
تۆرکلری، تۆرک وطنینی، تۆرک تۏپلۇمۇنۇ، فارس دیلییله آنلاتان، یازان، قۏشارلارین، رۏمانچیلارین، یازارلارین دۇرمۇنۇن ایره‌ده‌لنمه‌سی بۇ باخیمدان اؤنملیدیر. بۇ یازارلارین، رۏمانچیلارین، قۏشارلارین اۆرۆنلری، آنجاق فارس ادبیاتی ایچینده یئر آلار. بۇ اۆرۆنلرین، فارس ادبیاتی ایچینده دیرلندیریلیب دیرلندیریلمه‌یه‌جه‌یی، اؤرنه‌یین بیر سئچکی‌یه(آنتۏلۏژی) آلینیب آلینمایاجاقلاری، "فارس رۏمان سئچکیسی"، "فارس قۏشۏغۇ سئچکیسی" کیمی سئچکیلره آلینیب آلینمایاجاقلاری ادبی اۏلماقدان چۏخ سیاسی بیر قۏنۇدۇر. تۆرک اؤزگۆرلۆک مۆجادیله‌سینه یۏغۇن دستک وئرن، تۆرکلری، تۆرک تۏپلۇمۇنۇ، تۆرک وطنینی آنلاتان، آنجاق بۇنلاری فارس دیلییله گرچکلشدیرن بیر تۆرک یازارا، بۇگۆنکۆ سیاسال اۏرتامدا، "فارس رۏمانی سئچکیسی"، "فارس قۏشۇغۇ سئچکیسی"، "فارس اؤیکۆ سئچکیسی" کیمی سئچکیلرده، یئر وئریلمه‌یه‌بیلر. بۇ، ادبی اۏلماقدان چۏخ ائگه‌من گرۇپۇن سیاسال تۇتۇمۇنا باغلیدیر. تۆرک یازارین بۇ تۇتۇمۇ فارس یایینچی طرفیندن خۏش قارشیلانمایابیلر. بۇ فارس یایینچینین تۆرک قارشیدلیغییلا ایلگیلیدیر. آنجاق، داها ایله‌ریکی بیر آشامادا، تۆرک سۏرۇنۇ حل اۏلما یۏلۇنا گیرینجه‌، گرگینلیکلر یۇمۇشایینجا، فارس یایینچینین بۇ تۇتۇمۇندا اۏلۇملۇ دئییشیکلیکلر اۏلابیلر. 
تۆرکلری، تۆرک وطنینی، تۆرک تۏپلۇمۇنۇ اینگیلیزجه، فرانسیزجا، فارسجا آنلاتان اینگیلیزین، فرانسیزین، فارسین تۇتۇمۇیلا، تۆرک یازارین تۇتۇمۇنۇن بیر فرقلیلیک ایچه‌ردییی سؤیله‌نه‌بیلر. آنجاق بۇ فرق اه‌ن باشدا دیلده اۏلمالیدیر. اینگیلیزین اینگیلیزجه، فرانسیزین فرانسیزجا، فارسین فارسجا آنلاتماسی دۏغالدیر. تۆرک یازارین تۆرکجه دئییل فارسجا یازماسیندا جیددی بیر سۏرۇن واردیر. بنزشدیرمه سۆره‌جینه البته قارشی اۏلماق گره‌کیر. بنزشمه‌یه قارشی اۏلمانین اه‌ن گۆجلۆ یۏلۇ ایسه، قرارلی بیر بیچیمده تۆرکجه‌یی قۇللانماقدیر. بۇرادا، تیجاری قایغیلارلا دئییل اۇلۇسال قایغیلارلا حرکت ائتمک اؤنملی اۏلمالیدیر. تۆرکجه‌یی دۏغرۇ دانیشماق، دۏغرۇ یازماق قۇشقۇسۇز چۏخ اؤنلمیدیر.  
بۇگۆن، برزیلیا دیشیندا بۆتۆن لاتین آمریکا اؤلکه‌لرینده، ایسپانیۏلجا دانیشیلماقدادیر، یازیلماقدادیر. برزیلیادا پۏرتغالجا قۇللانیلماقدادیر. آنجاق بۇنلارا راغمن مکزیکا ادبیاتیندان، ونزۇئلا ادبیاتیندان، آرژانتین ادبیاتیندان و ... سؤز ائدیلمکده‌دیر. ایسپانیۏل ادبیاتیندان دئییل، مکزیکا، شیلی، آرژانتین، کۏلۏمبیا ادبیاتیندان سؤز ائدیلمکده‌دیر. آنجاق تۆرکلرین فارسجا‌یی قۇللانمالارییلا، لاتین آمریکالیلارین ایسپانیۏلجایی، پۏرتغالجایی قۇللانمالاری آراسیندا چۏخ بؤیۆک فرق واردیر. 18. یۆزایلین سۏنۇندا، 19. یۆزایلین ایلک ایللرینده، لاتین آمریکادا، ایسپانیۏللارا قارشی اۇلۇسال قۇرتۇلۇش مۆجادیله‌سی یاپانلار گینه ایسپانیۏللاردی. 16. یۆزایلین سۏنلاریندان باشلایاراق، یانی آمریکانین کشف‌ائدیلمه‌سیندن باشلایاراق لاتین آمریکایا کؤچ ائتمیش، ایسپانیۏللار و پۏرتغاللاردی. اۏنلار اۏرادا، گئدرک چۏخالمیشلار، ایسپانیایا، پۏرتغالا قارشی باغیمسیز دئولت قۇرما گره‌یینی حیس‌ائتمیشلر، بۇ یۏلدا مۆجادیله‌یه باشلامیشلار. سیمۏن بۏلیوارین(1830-1783)، خۏزه مارتینین(1895-1853) مۆجادیله‌سینی بۇ چرچئوه‌ده دیرلندیرمک گره‌کیر. اؤرنه‌یین، سیمۏن بۏلیوار دؤنه‌مینده، ونزۇئلا، اکوادۏر، کۏلۏمبیا، پاناما، پرۇ، بۏلیویا بیر بۆتۆندۆ. گئدرک بۇ اؤلکه‌لر آیری آیری دئولتلر اۏلاراق هؤرگۆتلندیلر. اؤرنه‌یین گۆنئی آفریقادا دا، اینگیلیز یؤنه‌تیمینه قارشی، گۆنئی آفریقایا، اینگیلیزلردن داها اؤنجه یئرلشن هۏللندلیلر، آفریقانلارا قارشی چیخمیشدی.
بۇرادا، ایسپانیۏلجا، پۏرتغالجا قۇللانیلماسینا راغمن، ایسپانیۏلجا ویا پۏرتغال ادبیاتیندان دئییل، ونزۇئلا ادبیاتیندان، مکزیکا، کۏلۏمبیا ادبیاتیندان، آرژانتین ادبیاتیندان و ... سؤز ائدیلمکده‌دیر. ونزۇئلایا، مکزیکایا، آرژانتینه، برزیلیایا ایلیشگین رنگلر، فۏرملار، ایسپانیۏلجایلا، ایفاده ائدیلمکده‌دیر. بۇ، تۆرکلرین فارسجا دانیشمالاریندا، یازمالاریندان چۏخ فرقلی بیر دۇرۇمدۇر.‌        ایسپانیۏللارین، پۏرتغاللارین، اۏرایا کؤچلرین باشلایاراق یئرلیلرین قیلیچدان کئچیرمه‌لری، آستک، اینکا، مایا اۇیقارلیقلارینین ییخمالاری، وارسیللیقلارینی یاغما ائتمه‌لری آورۇپایا داشیمالاری آیری بیر قۏنۇدۇر. بۇگۆن لاتین آمریکادا، ایسپانیۏلجانین، پۏرتغالجانین تۇغرالی دیل اۏلماسی یانیندا، یئرلی دیللر ده جانلانمایا باشلامیشدیر.
ادبیات، دۇیقۇلارین، دۆشۆنجه‌لرین، خیاللاری آنلاتیمییلا اۏلۇشۇر. دیلین گؤزه‌للشدیره‌رک قۇللانیلماسی وازکئچیلمز بیر دۇرۇمدۇر. اۇلۇسلاشما سۆره‌جینده، بۇ دیلله یایلان قۏشۇقلارین، ماهنی‌لارین، بیلمه‌جه‌لرین، آتاسؤزلرینین، میتۏلۏژیک یاپیدلارین، اؤیکۇلارین و ... یازیلمالاری چۏخ اؤنملیدیر. بۇنلار، اۇلۇسلاشما سۆره‌جینی، سۆرعتلندیرن، یاییقینلاشدیران، درینلشدیرن بیر ائتگی یارادماقدادیر. 
آنادیلی بیلینجی
ایران دئولتینین، تۆرکلر قۏنۇسۇنداکی ته‌مه‌ل سیاستی بنزشدیرمه‌دیر. تۆرکلرین فارسلیق و اۏنۇن تاخما آدی اۏلان ایرانلیلیغا بنزشدیرمه‌دیر. ایران دئولتی بۇ قۏنۇدا، ماددی – معنوی هر طۆرلۆ اؤنلمی آلمیش یۆرۆرلۆیه قۏیمۇشدۇر. زۏرا دایالی، ریضایا دایالی سیاستلر ده اۇیقۇلانماقدادیر. بۇ سیاستین یئر یئر باشارییا اۇلاشدیغی دا آچیقدیر.   
بۇنا راغمن فرقلی بیر سۆره‌ج یاشاندیغی دا گؤرۆلمکده‌دیر. بنزشمیش، تۆرکجه بیلمه‌ین اینسانلارین دا، تۆرکلردن، تۆرک کیملییی، تۆرک ادبیاتی، تۆرک وطنی و ... سۏرۇنلاریندان سؤز ائتمه‌سی دیققته دیر بیر قۏنۇدۇر. بۇ، بنزشدیرمه و فارسلاشدیرما سۆره‌جینین بۆتۆنلۆکله باشارییا اۇغرامادیغینین گؤسترگه‌سیدیر. بۇ دا قۇشقۇسۇز اؤنملیدیر آنجاق اه‌ن قالیجی اۏلانی، تۆرکجه‌یه صاحیب چیخماق، بۇنۇ، دانیشمادا و یازیدا ایشلوسل بیر حاله گتیرمکدیر. بۇ چرچئوه‌ده، دیلین ایشلوینی قاوراماق دیل بیلینجینه اۇلاشماق اؤنملیدیر.
اۆزۆلرک بیز تۆرک تۏپلۇمۇندا آنادیلی و تۆرکجه بیلینجی سۏن درجه گۆجسۇز اۏلمۇش و بیزیم کیمی اؤز آنادیلیندن نفرت ائدیب و باشقا بیر یاد دیله عؤمۆر آدامیش بیر تۏپلۇلۇق دۆنیا تاریخنده گؤرۆلمه‌میشدیر. ائله‌جه‌ بیر چۏخ اسکی و بعضا یئنی تۆرک یازارلار اۆره‌تدیکلری بۆتۆن قاوراملار تۆرکجه دئییل بلکه فارسجا اۏلمۇشدۇر، آنجاق تۆرکجه‌نین یۏخ ساییلدیغی و دانیلدیغی بیر جۏغرافیادا ائگه‌من بیر دیلده یازماقلا دیره‌نیش ادبیاتی یارانماز بلکه ترسینه تۆرکجه‌ یازیب و اۆره‌تمکله دیره‌نیش ادبیاتی دئدیییمیز قاوراما آنلام قازاندیرماق اۏلۇر.       
تۆرکجه- فارسجا سؤزلۆک:
اۇلۇس(Ulus)= ملت
سۆره‌ج(Sürəc)= پروسه، روند
اؤنم(Önəm)= اهمیت
آنلام(Anlam)= معنا
تۏپلۇم(Toplum)= جامعه
اؤرنه‌یین(Örnəyin)= برای مثال
اۆرۆن(Ürün)= محصول
اۏلاناقلی(Olanaqlı)= ممکن، محتمل
پیتیک(Pitik)= کتاب
اۇلام(Ulam)= طبقه‌بندی
چئویری(Çeviri)= ترجمه
یاپید(Yapıd)= اثر
قۏشار(Qoşar)= شاعر
ایرده‌لنمه(İrdələnmə)= بررسی
قۏشۇق(Qoşuq)= شعر
قۏنۇ(Qonu)= موضوع
اؤزگۆرلۆک(Özgürlük)= آزادی
اؤیکۆ(Öykü)= حکایه
ائگه‌من‌(Egemən)= حاکم
یایینچی(Yayınçı)= ادیتور
ایلگیلی(İlgili)= مرتبط
آشاما(Aşama)= مرحله
سۏرۇن(Sorun)= مشکل، مسئله
اۏلۇملۇ(Olumlu)= مثبت
دۏغال(Doğal)= طبیعی
بنزشمه(Bənzəşmə)= آسیمیلاسیون
اۇلۇسال(Ulusal)= ملی
قۇشقۇ(Quşqu)= شبهه
راغمن(Rağmən)= برخلاف
قۇرتۇلۇش(Qurtuluş)= رهائی
هؤرگۆتلنمک(Hörgütlənmək)= سازمان یافته شدن
گۆنئی (Güney)= جنوب
یؤنه‌تیم(Yönətim)= مدیریت
یئرلی(Yerli)= محلی
اۇیقارلیق(Uyqarlıq)= مدنیت
وارسیل(Varsıl)= دارا
تۇغرالی(Tuğralı)=رسمی
دۇیقۇ(Duyqu)= احساس
اۏلۇشماق(Oluşmaq)= تشکیل شدن
ائتگی(Etgi)= تاثیر
ته‌مه‌ل(Təməl)= اساس
تاخما آد(Taxma ad)= لقب
اؤنلم(Önləm)= تدبیر
باشاری(Başarı)= موفقیت
ایشلوسل(İşləvsəl)= کاربردی
قاوراماق(Qavramaq)= درک
اسکی(Əski)= قدیمی
دیره‌نیش(Dirəniş)= مقاوت
اۆره‌تمک(Ürətmək)= تولید

۸/۱۶/۱۳۹۲

اورمیه آشیق هاوالاری‌نـین آدی بیر تۆرکجه شعرده

اورمیه‌لی تۆرک قۏشار اوستاد محمود شامی 72 آشیق هاوالارسینی آشاغی دا کی شئعرده بئله گتیریبلر.
اوْخو عاشیق اوْخو شرقی، تاجری
گؤزه‌لـله‌مه تجنیس، دیوان‌ هاواسین
میصری، سییاستاپوْل، دیلقم، حلبی
بهمنی، قوربتی، هیجران هاواسین
٭٭٭
اوْخو عاشیق، قره‌عئـیـنی، پناهی
جمشیدی، گرایلی، سئگاه، اكبری
قره‌چی، چیندوار، شرور، ائل كؤچدو
دوبئـیت، آرازباری، موقام، هشتری
٭٭٭
اوْخو عاشیق اوْخو، «جنگی كوْراوْغلو»
سولدوزو، جاوادی، خاچا خالداری
یانـیق كرم، قارصی، دستان، دؤشه‌مه
پاشام كؤچدو، نصر-و-اللاهی، افشاری
٭٭٭
اوْخو عاشیق، خان چوْبانی، زارینجی
قلندری، دوراخانی، دیك دابان
ایره‌وانی، شاه ایسماعیل‌, نمدی
لئـیلی مجنون، گؤیچه‌گولو، قمرجان
٭٭٭
اوْخو عاشیق، تره‌كمه، شیكسته
شكریازی، نخجوانی، سماهی
قهرمانی، حربه زوْربا، مؤحترم
شاهسونی، قاراباغی، ایمراهی
٭٭٭
اوْخو عاشیق اوْخو، دره‌ دوْلدوران
روحانی، قوْچانی، شاقی، شیروانی
ساری تئلی، كشیش اوْغلو، قجری
هراتی، جلیلی، ائلـیاز، عورفانی
٭٭٭
اوْخو عاشیق، اوْخو آغزین وار اوْلسون
«شامی»یم شاعرم سؤز عاشیقی‌یم
چال اوْخو دینله‌ییم سازلا سؤزونو
من آذربایجانـین اؤز عاشیقی‌یم .

۴/۲۸/۱۳۹۱

بن یهودا و تولد دوباره زبان عبری مدرن

اومود اورمولو
پیوند مابین زبان و فرهنگ  جزء جدائی ناپذیر پروسه تثبیت ملتی می باشد . در دنیا تحولات متعددی در حوزه زبان رخ داده که عده ای از این تحولات مرزهای انقلاب زبانی را پیموده و در نوردیده اند. انقلاب های زبانی بعضاً با توجه به نیاز جامعه و بعضآ تحت تاثیر پروسه های تاریخی و منطقه ای روی داده است که هر کدام از این انقلاب های زبانی تاثیر بسزائی در تولد دوباره یک زبان مرده و یا نقصاندار داشته اند..از مهمترین انقلاب های زبانی که جزء نمونه های موفق بوده انقلاب زبان ترکی ترکیه و انقلاب زبان عبری می باشند که یکی از تاثیرگذارترین اشخاص در این انقلابها آتاتورک و دیگری توسط شخصی یهودی به نام بن یهودا محقق گشته اند. در این نوشته سعی در شناخت تفکرات Eliezer Ben Yehuda در مورد تولد دوباره زبان عبری و روند انقلاب زبان عبری خواهیم داشت.     
بن یهودا که در 7 ژانویه 1858 در در یکی از شهرهای لیتوانی متولد شده در تولد دوباره زبان عبری و به قولی انقلاب زبان عبری مدرن نقشی اساسی ایفا کرده است. یهودا نیز به مانند کودکان هم سن و سال خود در سنین کودکی شروع به آموزش تورات و تلمود نموده و برای آموزش امور دینی به شهر یشیوا (Yeshiva) منتقل می گردد. بن یهودا در حین آموزش اومور دینی بر طبق تفکر سکولار خود به باور اینکه زبان عبری به غیر از امور دینی در امور روزمره و به عنوان زیبانی معاصر نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد دست می یابد. تفکرات بن یهودا از مجادله بلغارها در گرفتن حقوق ملی و تفکر بلغارها در اداره سرزمین های ملی خود تاثیر می گیرد. در قرن 19 بسیاری از ملل اروپا به مانند رم، یونان و ... از دوره کلاسیک خود رها شده و تولد دوباره مدرنی را آغاز کردند، این دگرگونی ها در افکار بن یهوا نیز بی تاثیر نبوده و او را بر تامل در تولد دوباره یهودیها واداشت. به نظر بن خلق یهود هم دارای کتاب خلق و میراث دار اورشلیم بود او به چرائی عدم گذر یهودیان از عصر آنتیک و کلاسیک به تفکر عصر مدرن انتقاد می کرد. در قرن 19 در سرزمین موعود تعداد بسیار کمی یهود می زیستند و زبان عبری نیز بین مردم یهود متکلمینی نداشت و فقط به عنوان زبان امور دینی مورد استفاده واقع می شد. بن یهودا به راههای بازگشت یهودیان به وطن خود و تکلم به زبان عبری می اندیشد.  
در همین دوره بن یهودا از ظهور ملی گرائی که در اروپا رواج داشته نیز متاثر شده و به نابودی فرهنگی خلق یهودی که در فلسطین زندگی کرده و تحت امپراطوری عثمانی بودند نیز می اندیشد. یهودا در آوریل 1879 و در روزنامه ای که توسط Peretz Smolenskin منتشر می شده مقاله ای تحت عنوان سوالی مهم  در مقاله به ملی گرائی یهود پرداخته و برای اولین بار یهودیان را ملتی قلمداد می کند او مطالبی در مورد اینکه یهودیان باید به وطن خود بازگردند و از اهمیت زبان عبری  مطالبی بیان می کند. در مقاله مذکور بن یهودا در مورد زبان عبری چنین می نویسد:
ما یهودی ها به علت اینکه قادریم به زبانی که می خواهیم بنویسم و با هم مراوده داشته باشیم مردمان خوشبخت و خوش شانسی می باشیم. بسیاری از اشخاص یهودی زبان عبری را رد کرده و بسیاری از مردم قادر به خواندن زبان عبری نمی باشند مشکل از کجاست و گناهکار کیست؟ این نگاه خطاوار از فلسفه نیست پس چه کسی ما را از زبانمان محروم ساخته؟
بن یهودا در مقاله خود با ستایش از سازمان Alliance Israélite Universelle فرانسه که نقشی اساسی در جای دادن یهودی ها در فلسطین و آموزش زبان عبری داشته ستایش کرده و امید های خود را در این مورد چنین بیان می کند:
کشور اسرائیل برای همه به عنوان مرکزی خواهد بود دیاسپورای یهودی از کاربرد زبان عبری در ادبیات و وجود خلق یهود در اسرائیل خشنود خواهند شد. زبان عبری و ادبیات عبری در این جغرافیا گسترش یافته و نویسندگان بسیاری را آموزش داده و به بار خواهد آورد. نویسندگان یهود با ایجاد ادبیات عبری مایه افتخار خلق یهود و اسرائیل خواهند بود و نوشته های آنان به مانند آثار هنری خواهد بود.
بن یهودا بر پایه تفکرات مذکور سرانجام تعهد می بنند به فلسطین برگردد و در سال 1878 از روسیه جدا شده و با هدف اینکه بتواند در آینده به کمک یهودیان فلسطین بشتابد اول برای تحصیل علم طب به پاریس می رود. بن در آن دوره مبتلا به بیماری ورم بود و نتوانست تحصیلات خود را به پایان برساند ولی کوچکترین تردیدی در افکارش نبود و با تفکر انقلاب زبان عبری در سال 1881 دانشگاه سوربن فرانسه را به مقصد فلسطین ترک کرد. او طی زمانی که از فلسطین دور بود به تفکرات خود در مورد تولد دوباره زبان عبری فکر می کرد و در بسیاری از روزنامه های یهودی مقالات متعددی در مورد استفاده از زبان عبری و حس ملی گرائی یهودی بحث های مختلفی را آغاز کرده بود. مقالات سالهای قبل از برگشت وی به فلسطین جزء اساسی ترین ایدئولوژی های تفکر ملی گرائی یهود می باشد. او در مقالات خود استفاده از زبان عبری، سیاست های کوچ یهودیان، فرهنگ یهودی، وطن مادری و ... را پراهمیت می شمرد. 
او برای تحقق افکار روشنفکرانه خود به راه کارهای متفاوتی می اندیشید. او تفکرات خود را در سه موضوع "زبان عبری در خانه"، "زبان عبری در مدرسه" و "کلمات، کلمات، کلمات" به صورت خلاصه وار بیان رده بندی کرده بود. زبان عبری در خانه به معنی تکلم به زبان عبری با تمامی یهودیانی بود که وی با آنها مراوده داشته ، او قبل از آمدن به فلسطین، خود مصمم بود که زبان مراوده با تمامی یهودیانی که با آنها مرتبط  می باشد زبان عبری باشد. بن یهودا زمانی که در پاریس تحصیل می کرد همواره زمانی که با دوستان خود به کافه می رفت همیشه از زبان عبری برای مراوده با دوستان خود استفاده می کرد و در آنجا به خود ثابت کرده بود که زبان عبری می تواند به عنوان زبانی رابط مورد استفاده قرار گیرد، پس از برگشت نیز تنها به تکلم به زبان عبری فکر می کرد و بس. در کنار نقصانهای زبان عبری برای تکلم امور روزانه بن سختی در مورد استفاده از زبان عبری در بکارگیری امور روزمره نداشت. بن یهودا و همسرش جفا پس از پیاده شدن از کشتی به راحتی می توانستند با یک صراف یهودی، راننده یهودی، مهمانخانه دار یهودی و ... با زبان عبری ارتباط برقرار کنند، آنان از اینکه می توانستند با زبان عبری تمامی اعمال روزمره خود را انجام دهند امیدشان به آینده  رو به روشن زبان عبری افزوده می شد. بن تنها آرزوی تکلم یهودیان فلسطینی به زبان عبری را در خود می پروراند. بن یهودا در سال 1882 صاحب فرزندی به نام بن صهیون بن یهودا یا با نام شناخته شده آتامار بن آوی شد. بن به همسرش قول داد که فرزندشان اولین متکلم به زبان عبری مدرن در تاریخ خواهد بود.
موفقیت در آموزش آتامار برای بن یهودا از اهمیت بسزائی برخوردار بود چون او می توانست نقش سمبل یادگیری زبان عبری را داشته باشد. برای یادگیری زبان عبری به یک کودک در خانه باید تمامی مسائل مرتبط با پرورش کودک و رفع نیازات زبانی وی در نظر گرفته شود تا کودکی به صورت طبیعی بتواند زبان مورد نظر را فرا گیرد. در صورت روند طبیعی آموزش زبانی کودک در پروسه ای خود خواهد توانست احتیاجات زبانی اش را با زبانی که آموخته برطرف سازد. بن یهودا می خواست انقلاب زبان عبری را در مثال زنده ای مورد ارزیابی قرار داده و به خود و دیگران تحقق این امر را یادآوری سازد. بن یهودا در کتاب لغتنامه ای که نگاشته در سرآغاز کتاب چنین می نویسد:
اگر زبانی بدون اینکه در گذشته دارای منابعی باشد مورد استفاده متکلمین واقع می شود، زبانتان را محافظت کنید، در صورتیکه چنین زبان وجود داشته باشد. زبان اینچنینی دوباره می تواند جان گرفته و در زندگی تک تک اشخاص به عنوان زبان مراوده مورد استفاده واقع شود. این زبان می تواند در آینده زبان یک اجتماعی گردد.
آتامار روز به روز رشد کرده و بزرگ می شد. بعدها آتامار در کتاب زندگی نامه خود آن دوران را چنین شرح می دهد:
زمانیکه به خانه مهمانی می آمد اگر مهمان به زبان عبری مسلط نبود پدرم مرا به اتاق شخصی ام می فرستاد تا کلمات بیگانه را نشنوم. او بارها به من گوشزد می کرد که کلمات به غیر از زبان عبری بیگانه اند. 
آتامار در رشدش به غیر از زبان عبری هیچ کلمه از زبان بیگانه دیگری را نشنید و بدین سبب در سن 4 سالگی قادر به تکلم اولین کلمات گشت. روزی بن یهودا در خانه نبود و همسرش که زبان مادریش روسی بود در حال گفتن لالایی به زبان روسی برای آتامار بود، بن سراسیمه به خانه آمد و در حالیکه متعجب از این وضعیت بود عصبانی شده و بر سر همسرش فریاد کشید. آتامار این صحنه را چنین توصیف می کند:
زمانیکه عصبانیت پدرم و اشک های مادرم را دیدم در وجودم بغض عجیبی بوجود آمد. ناگهان سکوتم را شکسته و اولین کلماتم را بیان کردم.
وجود یک کودک در خانه کاستی ها زبان عبری را نیز به خودی خود مشخص ساخته و بن یهودا را به تامل وا می داشت. بن یهودا برای بسیاری از آلات و مفاهیمی که کودک در این سنین با آنها مرتبط بود تماماً کلمات عبری را جسته و یا کلمات جدیدی را می ساخت. آتامار در حالیکه سن رشد را می گذارند هر روزه بر خزینه کلمات عبری اش افزوده می شد و از نظر طرز افاده به زبان عبری نیز طبیعیتر می شد. بن بهودا به همراه خانواده اش دقیقاً افسانه تولد دوباره زبان عبری را به حقیقت رسانده و انقلابی در زبان عبری بوجود آوردند.
دومین مرحله از تفکر انقلاب زبان عبری در نزد بن یهودا تز زبان عبری در مدرسه بود که جزء مهمترین پله های تحول زبان عبری به شمار می رفت، بن این پله را نیز با موفقیت پیمود. زمانیکه بن در خارج از فلسطین بود مقالاتی در مورد آثار ریشه دوانده از استفاده اجباری زبان روسی به جای زبان مادری مردمان غیرروس تحت امپراطوری روسیه نگاشته بود، او از این تز حرکت کرده و خواستار استفاده از زبان عبری توسط خاخام ها و معلمان یهودی در مدارس فلسطین شد. به نظر بن زبان عبری در کنار رفع احتیاجات امور دینی می بایست زبان دنیوی مردم یهود بوده و احتیاجات آنان را نیز برآورده سازد. بن طی دیداری که با مدیر مدرسه Alliance Israelite Universelle در بیت المقدس داشت تکلیفی از سوی Nissim Bechar مبنی بر تدریس 2 کلاس را دریافت می کند و در سال 1882 بن یهودا فرصت تدریس را می یابد. مدیر موسسه فوق اهمیت تدریس زبان عبرانی در مدارس یهودی را پی می برد. در این کلاسهای از طبقه های مختلف جامعه یهود دانش آموزان مختف برای اولین بار دور هم جمع می شدند که فرصتی ایده آل برای استفاده و گسترش روز افزون زبان عبری به شمار می رفت. مدیر مدرسه نیز راه و روش تدریس شخص خود مبنی بر آموزش زبان عبری با استفاده از زبان عبری را برای بن یهودا تشریح کرد، او در هنگام آموزش در فرانسه نتایج سیستم فوق را در دیگر زبانها مشاهده نموده بود. بن یهودا به سبب مشکلات متعدد جسمی تنها مدت زمان کمی توانست زبان عبری را به دانش آموزان بیاموزاند ولی این پروسه کوتاه نیز همراه با موفقیت های چشمگیری در امر آموزش زبان عبری بود. پس از چند ماه دانش آموزان یهودی کم کم به راحتی می توانستند احتیاجات خوردن، آشامدین، بازی، لباس پوشیدن، گردش و ...به زبان عبری را بیان و رفع کنند. بن یهودا درخشش زبان عبری در آینده را در این موضوع می دید که کودکان یهود اگر قابلیت آموزش زبان عبری در سنین کودکی را داشته باشند در دوران بزرگسالی به راحتی خواهند توانست زبان عبری را به عنوان زبان رسمی خود قبول داشته و تمامی احتیاجات خود را با این زبان رفع کنند. او در کلاس چنین می گفت: زبان عبری از خانه به مدرسه، از مدرسه به خانه ...در این صورت زبان عبری خواهد زیست. 
تدریس و موفقیت زبان عبری توسط بن یهودا سبب تشویق و ایجاد تاثیر در دیگر معلمین یهود گشت. ولی با اینهمه مشکلات متعددی در سر راه تعلیم زبان عبری از جمله کمبود معلم مجرب به زبان عبری، کمبود کتاب، نبود بازیهای و ترانه ها به زبان عبری، کمبود ترمینولوژی و .. وجود داشت. از اولین معلمینی که در تدریس زبان عبری نقش داشتند دیوید یدلویز بود او مسائل تدریس را در سال 1928 چنین بازگو می کند:
در اتمسفری با نبود کلمات، افاده ها، فعل ها،کتاب ها و سنگین بود تدریس زبان عبری را آغاز کردیم. کاشت اولین دانه ها در چه فضائی صورت گرفت دقیقاً قابل تصور و خیال نمی باشد. در کلاس اول زیرساخت های لازم برای آموزش زبان عبری کم بود. با زبانی نیمه جان، حرکات دستاها و چشم ها و دیگر اعضای بدن سعی در رساندن پیام به دانش آموزان داشتیم. 
دیوید یلین از معلمین دیگر آن دوران در این باره چنین بازگو می کند:
هر معلم دارای یک کتاب روسی یا فرانسوی بود که برای تدریس زبان عبری از آنها بهره می جست. برای تدریس زبان عبری واژگان موجود نبود. هر یک از معلمین روستا نسبت به ذوق خود برای ادای مطلب کلمه جدیدی را خلق کرده بودند و هر شخصی کلمات ساخته شده توسط خود را در امر آموزش بکار می برد. 
ولی با تمامی این موارد زبان عبری توانست از زبانی مرده و فراموش شده به زبانی پویا و مدرن مبدل شود و تمامی این سدها را برچیند.
بن یهودا در کنار آموزش جوانان و نوجوانان یهود به فکر اشخاص میانسال و مسن یهود نیز بود. بن یهودا پس از اینکه چند سالی در روزنامه محلی HaHavatzelet مقالات خود را منتشر کرد در سال 1884 اقدام به نشر روزنامه خود با نام Hatzvi که روزنامه ای مبتنی بر آموزش و استفاده از زبان عبری بود کرد. در آن زمان روزنامه های عبری زیاد گسترش نیافته و اولین روزنامه های یهودی در سال 1850 منتشر گشته بود. تصوری که بن یهودا از نشر روزنامه داشت بر پایه تصورات وی از روزنامه فیگارو فرانسه استوار بود. او روزنامه ای می خواست که مسائل داخلی و بین المللی، مدل، وضعیت آب و هوا و بسیاری از دیگر موضوعات را به زبان عبری به خلق یهود بازگو کند. و حقیقتاً در قرن 19 هر یک از یهودیان فلسطینی می توانستند روزنامه ای را به زبان عبری مطالعه کنند. بن یهودا روزنامه خود را به قیمت بسیار پایئین عرضه می کرد و هدفش از این کار گسترش تفکر و نفوذ زبان عبری در بین یهودیان طبقه متوسط اجتماع و سپس استفاده یهودیان از زبان عبری که در تصورشان از مطالب روزنامه نقش بسته بود مورد هدف قرار داده بود. در دیگر سو بن یهودا از روزنامه به عنوان ابزاری برای گسترش کلمات عبری نو ساخته در بین یهودیان بهره می جست. روزنامه بن یهودا طی زمان نشرش بسیاری از آمال بن یهودا را در خلق یهود محقق ساخت و به عنوان یکی از موثرترین ابزارات گسترش زبان عبری مبدل گشت.
بن یهودا برای کمک به گسترش زبان عبری در کلاس های تدریس لزوم وجود لغتنامه ای به زبان عبری را حس کرده و شروع به کار شد. در اصل بن زیرساخت های نگاشت یک لغتنامه را زمانی که در پاریس بود برنامه ریزی کرده  بود، او در زمانی که در پاریس ساکن بود کلمات متقابل عبری – فرانسوی را که در هنگام خرید بکار می برد در دفتر کوچکی گردآروی می کرد. او در متن آغازین لغت نامه چنین می نویسد: زمانیکه زبان عبری را به صورت کاربرد روزانه برای رفع تمامی احتیاجاتم بکار بردم تازه از عدم وجود بسیاری از کلمات عبری برای ادای مفهوم متوجه شدم. 
او بعضاً کلمات جدیدی را نیز بوجود آورده و در لیستی در روزنامه اش به چاپ می رساند. ولی همواره بن یهودا با مشکلات متعددی روبرو می شد، بن به راحتی می توانست اکثر نیازات روزمره خود را به زبان عبری مرتفع سازد ولی جامعه یهود تماماً بدین صورت نبود و اشخاص کمی قادر به درک ادبیات علمی زبانشناسانه زبان عبری بودند. بن یهودا بدین سبب لغتانامه ای علمی برای زبان عبری نگاشت، او بعضاً روزانه 18 ساعت صرف نوشتن و آماده سازی لغت نامه زبان عبری صرف می کرد تا روزی که توانست لغتنامه در 17 جلد به زبان عبری کلاسیک و مدرن برای خلق یهود فراهم سازد. لغت نامه بن یهودا 2 سال پس از مرگ وی و توسط همسر دوم و پسرش منتشر شد. امروزه نیز لغتنامه فوق از مهمترین منابع مطالعه زبانشناسان در مورد زبان عبری می باشد. 
بن یهودا برای جذب همکاری در مورد گسترش زبان عبری و نگاشت و تصحیح لغت نامه عبری در سال 1890 اقدام به تاسیس شورای زبان عبری نمود، هدف از تاسیس این شورا زدودن خطاهای گرامری، نوشتاری، تلفظی، ترمینولوژی و ... بیان شد. شورای فوق امروزه با نام آکادمی زبان عبری تمامی موارد مرتبط با زبان عبری را بر عهده دارد. البته بن یهودا در کنار کمک به تولد دوباره زبان عبری تاثیرات متعددی را نیز در جامعه یهود به ارمغان گذاشت از جمله حس اعتماد به نفس و اطمینان در یهودی ها بود. بن یهودا برای پیشبرد تفکرات خود به مقدار بسیار کمی از مردم یهودی فلسطین کمک مالی دریافت می کرد ولی بیشترین حمایت جامعه یهود در سال 1881 از او صورت گرفت که مصادف با مهاجرت عمده یهودیان به فلسطین می باشد. مهاجرین آن سالها به مانند بن یهودا جوان، ایده آلیست و دارای تحصیلات عالی بود. آنها برای تولد دوباره به سرزمین اسرائیل آمده بودند. آنها از بن یهودا حمایت های فراوان انجام دادند چون آنها برای قبول تفکرات بن یهودا و تکلم به زبان عبری آماده بودند. بسیاری از یهودیان مهاجر در آن موقع می توانستند کم و بیش احتیاجات خود را به زبان عبری مرتفع سازند و یا استعاد آموختن زبان عبری را داشتند. آنها مدارس متعددی در خانه و مدارس به صورت آموزش در سنین کودکی زبان عبری دایر ساخته و زبان عبری را می آموختند. بدین صورت در سالها 1881 تا 1921 در 40 سال به همراه کتب مقدس انقلاب زبان عبری به عنوان سمبلی از ملی گرائی یهود بارز گشت. هسته اولیه جامعه جوان و فعال که زبان عبری را جزء جدائی ناپذیر خود قلمداد می کرد شکل گرفت. در 29 نوامبر 1922 بالاخره زبان عبری به عنوان زبان رسمی مردم یهودی ساکن فلسطین مورد قبول واقع شد. بن یهودا پس از قبول رسمی شدن زبان عبری به علت مبتلا به بیماری ورم در پاریس درگذشت.            
براستی بن یهودای ترکان ساکن ایران چه کسی خواهد بود؟

۱۲/۲۷/۱۳۹۰

یئنی گون یا نوروز در فرهنگ ترکان

اومود اورمولو 
در هر دوره ای تغییراتی که در زمین و محیط پیرامون رخ می داده سبب تاثیر پذیری انسان ها و جوامع می شده است. بشر اولیه که مفهوم زندگی را با این تغییرات و دگرگونی ها همعرض می دانست در جستجوی راههائی برای آشتی با این نیروی طبیعی بوده و برای کم کردن عوارض بد ناشی از این تغییرات راه حل های متفاوتی را در پیش می گرفته است. تقلید، تحرک، تقدس دسته جمعی، شکران نعمت، دعا و ... از جمله تاکتیک های انسانها و جوامع اولیه با این گونه دگرگونی های طبیعی بوده است. 
تفکر و تامل کردن فرد را برای زندگی در اجتماع آموزش می دهد. زمانیکه فردها در کنار هم قرار گرفته و تشکیل اجتماعی را معنا می سازند پل های ارتباطی بین این فردها جزء عوامل مهم همبستگی و اتحاد می باشد. روند حفظ و گسترش آداب و رسوم اجتماعات، تازگی باورها سبب حفظ پایه های آداب و مراسم اجتماع شده و همبستگی اجتماعی را تقویت می بخشد. هر فردی که در این آداب و رسوم جمعی اجتماع خود اشتراک داشته باشد خواسته یا ناخواسته احساس خوشبختی از اینکه جزئی از اجتماع می باشد را به یدک می کشد. خصوصیات و ویژگی های تمامی مراسم و آداب با تفاوتی ها که دارند تنها هدف مشترکشان اجتماع بین افراد و تقویت پل های ارتباطی بین اجتماع می باشد که این نیز به نوبه خود تفکر اجتماعی و شعور جمعی اجتماعی را بسط می دهد. هر مراسم سمبلی را در خود نهفته دارد که شادی، غم، برکت و ... اجتماع را در خود متبلور ساخته و نشان های سیستم های باور و اعتقادی گذشته با خود به ارمغان داشته است.
ریشه مراسمات اجتماعی تا به دوران شکار برمی گردد. انسان شکارچی برای ازدیاد و برکت شکار خود از نیروهای غیرطبیعی مدد ویاری می جسته است. زمانیکه فرهنگ شکار و شکارچی به فرهنگ کشاورزی مبدل می شود اینبار نیز این مراسم برای افزایش برکت و روزی بزرگ داشته می شده است. در این دوره انسان تغییرات فصول را بر کاهش و یا افزایش محصول دانسته و برای مثال برای بارش و طلب باران، افزایش بهره دهی خاک و ... مراسمات خاصی را اجرا می کرده است.
در فرهنگ ها و مدنیت های مختلف تغییرات فصول همراه با مراسماتی بوده است. تکرار زنده شدن دوباره طبیعت و تغییرات فصول در انسان اولیه همراه با شادی و شعف بوده است و در فرهنگ ترکان قبل از ورود اسلام نیز این جان گیری طبیعت با مراسمات متعددی بزرگ داشته می شده است. ترکان پس از قبول اسلام موفق به قبولاندن بسیاری از عادات و رسوم خود به این دین شداند. پس از قبول اسلام بسیاری از خصوصیات و ویژگی های آئین ها و رسوم ترکان نیز در جهت آداپته شدن با این باور جدید دچار دگرگونی های مختلفی شده است و این خاص به اجتماع ترک نبوده و در دیگر اجتماعات نیز عیناً تکرار شده است. انسانی که برای گذارن زندگی به فرهنگ کشاورزی روی آورده و تغییرات فصولی یکی از عوامل مهم افزایش بهره وری وی از خاک بوده بناچار و بنا به شراطی طبیعی که انسان را به طبیعت پیوند می داده است شروع به ایجاد تقویم های فصلی نموده است. اولین تقویم انسانی بر پایه جان گیری دوباره طبیعت بوده است.
آداب و رسوم در بین اجتماعات خاصیت پیوستگی کسب کرده و به عنوان یکی از عناصر فرهگی و هویتی آن اجتماع مبدل گشته اند. بزرگداشت گشایش بهار چه در اجتماعات قدیمی گذشته و چه حال در اجتماع ترک، ادبیات، زبان، آداب و رسوم ملل ترک نیز به صورت پیوسته بوده و با دگرگونیهائی همراه بوده است. 
شروع زنده شدن طبیعت که مصادف با برابری روز و شب می باشد از گذشته های دور طی مراسماتی که در هر یک از ملل ترک به صورت مجزا بزرگ داشته می شده است ارج نهاده میشد. هر یک از ملل مختلف ترک در منطقه جغرافیائی که می زیسته اند بنا به بسیاری از مسائل نام مختلفی را به این تحول می داده اند که از این نام های متفاوت می توان به اسامی نظیر یئنی گون، سلطان نوروز، باهار بایرامی، جیلقایاق، ایل باشی، نوروز، ارگنه قون، بوزقورد، چاغان، دیریلیش، ارکین گون، قورتولوش گونو، گون دونومو،  ایلک یاز بایرامی، مرکس، مصیر بایرامی، میرام، نئوروز، نوی-نوز، سلطان مئوریز، ته زه ایل، اولوس گونو، یوروک بایرامی و ... اشاره داشت.        
یئنی گون که در بسیاری از فرهنگ های مختلف ملل دنیا به عنوان دگرگونی در طبیعت بزرگ داشته می شود با توجه به وضعیت اقتصادی، باوری، زیرساخت ایدئولوژیک و فرهنگی اجتماع و .. ارج نهاده می شود. در آسیا و آسیای میانه مراسم بزرگداشت یئنی گون دارای شباهت های بسیاری بوده است. یئنی گون بهمراه ملل ترک منطقه و دنیا در بین ملل ایران، آناطولی، بالکان نیز پاس داشته شده و برگزاری این مراسم به سبب بسیاری از بده بستانهای تاریخی در ملل این منطقه دارای شباهت هائی در عین تفاوتها می باشد به طوریکه یئنی گون جغرافیائی شامل شمال غربی آسیا تا مرکز اروپا و بین باورهای شامانیست، بودایست، یهودی، مسلمان، مسیحی و ... دربر می گیرد. بنا بر منابع قدیمی چینی یئنی گون به شکل امروزی میراث دار فرهنگ ترکان هون در ترکستان شرقی چین می باشد که ابتدا به صورت منطقه ای و سپس به صورت گلوبال ظهور کرده است. بر اساس منابع چینی قدیمی ترکان هون برای روز 21 مارس خوراکی ها مختلفی را آماده کرده و به صورت دسته جمعی به شادمانی می پرادخته اند. 
نوروز کلمه ای فارسی می باشد که از دو جزء نو+روز تشکیل شده است. بسیاری بر این باورند خود نوروز ترجمه شده مفهوم یئنی گون ترکی می باشد چون بر خلاف قواعد زبان فارسی صفت قبل از اسم آمده و احتمال ترجمه شدن این کلمه را می افزاید. بنا بر تحقیقات انجام شده علت گسترش این کلمه فارسی در حالی که کلمات متعددی در زبان ترکی و ملل ترک دنیا برای نامیدن این مراسم موجود بوده است را وام گیری زبانی واژها، در هم تنیده شدن بسیاری از فرهنگ ها در این منطقه بیان می شود.    
یئنی گون قبل از اسلامیت:
مفهوم یئنی گون را قبل از اسلامیت می توانیم بدین صورت بیان کنیم که یئنی گون در اجتماعاتی که با حیوان داری و کشاورزی امرار معاش می کرده اند نوعی باور نسبت به افزایش برکت و روزی بوده است. بیشتر قبل از اسلامیت جوامع برای دفع بلاها و آشتی با دگرگونی های طبیعت یئنی گون را بزرگ می داشته اند. برای مثال در قبل از اسلامیت عده ای بر این باور بودند که پریدن از روی آتش گناهها را از بین می برده است چون آتش یکی از عوامل ایجاد حیات بوده و مقدس می باشد. در عین حال شروع بهار نیز نشان از تغییر دگرگونی طبیعت و یا به نوعی زنده شدن دوباره طبیعت می بوده است.
در قبل از اسلامیت بعضی از باورهای مرتبط با یئنی گون را به ترتیب زیر شمرد:
1- روز 21 مارس مصادف با روز خروج از ارگنه قون بوده و ترکان این روز را با عنوانی نظیر روز قورتولوش ارج می نهادند.
2- در تقویم 12 حیوانی ترکی در روز 21 مارس روز و شب برابر بوده و ترکان این روز را بزرگ می داشته اند.
3- روز اتمام فصل زمستان و شروع فصل کوچ و احیای طبیعت برای ترکان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است.
یئنی گون پس از اسلامیت:
ترکان که از آسیای میانه به سمت جغرافیای فوق که محل زندگی ترکان می باشد در حال کوچ بوده اند و در این کوچ اجتماعی نیز از کنار فرهنگ های متفاوتی گذشته و داد و ستدهای مختلف فرهنگی را شاهد بوده اند. این روند همراه با ظهور اسلامیت بوده است که مراسم یئنی گون همراه با باور اسلامیت در هم تنیده شده و به شکل تقریباً امروزی به ارث رسیده شده است .یئنی گون پس از اسلامیت همراه با معانی گذشته خود مفاهیم جدید را نیز در برگرفته است.    
پس از قبول اسلامیت نیز فلسفه یئنی گون همراه با افسانه های زیر بیان شده است:
1- خداوند زمین را در روز 21 مارس ایجاد کرده است و ستارگان و خورشید در این روز زاده شده اند.
2- حضرت آدم در روز 21 مارس بوجود آمده است.
3- پس از خوردن میوه ممنوعه توسط حضرت آدم و حوا خداوند این دو را در روز 21 مارس مورد عفو خود قرار داده است.
4- حضرت نوح پس از طوفان نوح در این روز قدم به زمین گذاشته است.
5- در روز 21 مارس حضرت یونس از شکم ماهی غول آسائی که وی را بلعیده بود به بیرون آمده است.
6- حضرت یوسف که از طرف برادرانش در چاهی انداخته شده بود در این روز موفق به نجات از چاه شد.
7- در چنین روزی حضرت موسی دریا را با استفاده از عصای خویش شکافته است.
8- در چنین روزی حصرت محمد به پیغمبری برگزیده شده است.
9- روز زاده شدن حضرت علی و روز ازدواج با حضرت فاطمه می باشد.
موارد بر شمرده شده بالا تمامی افسانه ها و باورهای مرتبط با یئنی گون پس از ورود اسلامیت نمی باشد برای مثال در قزاقستان طی افسانه ای یئن گون را روز تولد دده قورقود می نامند.
یئنی گون یا نوروز در ادبیات ترک:
فرهنگ یئنی گون در ادبیات تورک نیز دارای تعاریف و مشخصات خاص خود می باشد و در بسیاری از منابع نوشتاری که تا به امروز حفظ شده اند ردپای یئنی گون را می توان در
اشعار، قصیده ها، متون درباری، ادبیات فولکوریک، سفرنامه ها و ... مشاهده نمود.
دو تن از شاعران بزرگ ترک نظامی گنجوی (1214-1150) در "اسکندرنامه" و علی شیر نوائی (1501-1441) در اثر "سد اسکندر" یئنی گون یا نوروز را جشن بزرگ و ملی وصف می کنند. 
در زمان امپرطوری عثمانی برای ارج نهادن به بزرگان دربار شعرا به هنگام یئنی گون اشعاری با نام "پیشکش نوروزیه" می سرودند که بیشتر در وصف یئنی گون و پادشاه مربوطه می بوده است.  
در آزربایجان جنوبی و در شهرهائی نظیر خوی، مرند در هنگام یئنی گون نغمه هائی به مانند زیر از طرف خلق ترک سروده می شود: 
گلیر نوروز بایرامی – عید نوروز می آید
آچیلار گول له ر هامی – تمامی گلها شکفته می شوند
ساخلا گلین آنامی – ای عروس مادرم را به تو می سپارم
آنامی، هم آتامی – هم مادرم و هم پدرم
نوروز گلیر، یاز گلیر – بهار به همراه نوروز می آید  
نغمه گلیر، ساز گلیر – ساز و نغمه می آید
باغچالاردا گول اولسون! – در باغچه ها گل بشکفد
گول اوسته بولبول اولسون! – در روی گل نیز بلبل می نشیند
نوروز، نوروز خوش گلدین – ای نوروز خوش آمدی
خوش گلدین، بوش گلدین – خوش آمدی، تهی آمدی
بوش گلدین، دولو گلدین – تهی آمدی ، لبریز آمدی 
بول گلیدن، سولو گلدین – لبریز آمدی، پربرکت آمدی
از شاعران ترک آزربایجان جنوبی نیز استاد محمد حسین شهریاد در اثر بی بدیل خود به نام "حیدر بابایا سلام" به بهترین وجه ممکن زوایای آداب و رسوم مراسم یئنی گون را با صاف ترین کلمات و عبارات به تصویر کشیده است.
بایرام یئلی چارداخلاری ییخاندا
نوروز گولو ، قار چیچه یی چیخاندا
آغ بولودلار کوینک له رین سیخاندا
بیزده ن ده بیر یاد ایله یه ن ساغ اولسون 
دردله ریمیز قوی دیکیلسین داغ اولسون
یومورتانی گویچه ک گوللو بویاردیق
چاقیشدیریب سینانلارین سویاردیق
اویناماقدان بیرجه مه یه ر دویاردیق
ایرضا منه نوروز گولو ده ره ردی
نوروز ائلی خرمنده ول سوره ردی
گاهدان یئنیب کوله ش له رین کوره ردی
داغدان دا بیر چوبان ایتی هوره ردی
اوندا گوردوم اولاق اولق ساخلادی
داغا باخیب قولاخلارین شاخلادی
محمود کاشغری در اثر گرانبهای "دیوان الغات ترک" خود نیز به موضوع یئنی گون و دگرگونی طبیعت نیز پرادخته و با این ابیات به موضوع می پردازد:
تورلوگ چیچک یاریلدی – در بهار انواع گل ها شکوفه می دهند 
بارچین یادخیم کئریلدی – به مانند اینکه از کرمی ابریشم نهان گشته
اوچماق یئری کوُرولدو – محل جنت و بهشت نمایان شد
توملوق یانا کلگه سوز – و سرما هیچ وقت نخواهد آمد
شاه اسماعیل صفوی در ابیاتی یئنی گون را چنین توصیف می کند:
گلدی نو روزو باهارو احدو دئوری دوست کام  
یار اه لی تک یئر اوزو نقش و نیگار اولدو گینه
اسراء دان به ری گلن نوروز یدین شاها یئتن
هی قاضیله ر سادجه قیلون قاضی له ر دئین  شاه منم
فضولی دیگر شاعر ترک یئنی گون را بدین گونه به تصویر می کشد:
هر گون آچار گونلومو ذووقی ویصالین یئنله ده ن
گه رچه گول له ر آچماغا هر ایلده بیر نوروز اولور 
علی شیر نوائی که یکی از شاعران ادبیات چغتائی می باشد نیز ابیاتی در وصف یئنی گون به ترتیب زیر دارد:
واصلی آرا قوردوم رنگ امیش بویونا ساچس
تورکون تنگ اکزان ظاهیر اولور بولادی نوروز
هر گونون قدر چلوبان
هر گونون نوروز اولسون
نور علی کابلی از شعرای ترک ازبک نیز در وصف یئنی گون چنین ابیاتی را سروده است:
توران اوزون بولسا اوزبکستان کوز
یونینگ ترافیگا یوقتور بوشقا سوز
تورکی میلادلارینگ ایچینده فیروز
هورلوک تیمثولینگ اوزاسان ناوروز 
هر اینسان تاقدیرقا شکران آیلاب
سنینگ گلیشینی قوتلار آتایلاب
باغریغا اولادی سنی آوایلاب 
اوشاغینگ سن سئوه ن قیزیسان ناوروز 
به نظر بسیاری از محققین دنیای ترک یئنی گون سبب ایحاد فصل خاصی در زبان و ادبیات ترکی شده است که در ترکیه به بهاریه، در آزربایجان به نوروزیه یا اشعار نوروز، در قزاقستان به نوروز جیرالان، در قرقیزستان به نوروز جیرلاری، در ازبکستان به نوروز قوشوق لاری، در ترکمنستان به نوروزنامه، در ترکستان شرقی به نوروزیه و یا نوروش قوشوق لاری و ... معروف می باشد.
از شاعران دنیای ترک که در مدح یئنی گون اشعار و قصیده هائی به یادگار گذاشته اند می توان به فضولی، باکی، نفی، ندیمی، یحی ناظم، هالتی، نائلی قدیم، نظامی گنجوی، شیخ سلیمان یحی افندی، شهریار، احمد پاشا، ابدال پیر سلطان، علی شیر نوائی، دده قورقورد، دیداری، درویش فخری، عزیز ماهسنی، ملا پناه واقف، جعفر خاندان، شکری متین بابا، آشیق علی عسگر، محمد آزادی، محمد غایبی، شیدائی، مختوم قلی و ... اشاره داشت.    
آداب و رسوم یئنی گون در ملل ترک:
در آزربایجان (شمالی و جنوبی) در بین خلق ترک بسیار با اهمیت بوده و از روزها مانده به این عید ملی خلق آماده برگزاری هر چه باشکوه تر مراسم می شود. از جمله بازیهای خاص مربوط به یئنی گون می توان به "آت چاپما"، "قیلینج اویناتما"، "زورخانا"، "سیم پهلوانی"، "ماسگارا" و ... اشاره کرد.
در ازبکستان بزرگداشت یئنی گون بیش از 7 روز طول می کشد. در این روز بسیاری از خانواده ها و مردم عادی طی مراسمی دور هم جمع شده و بزرگان و ریش سفیدان داستانهای ملی را برای نوجوانان بازگو می کنند. در ازبکستان همراه با پخش شیرینی و اجرای مراسمات شادی انواع شعرها در مدح یئنی گون نیز سروده میشود.
در ترکستان شرقی مراسمات بیشتر بوی ملی سنتی به خود می گیرد. در این روز غذاها و نوشیدنهای ملی و سنتی اماده شده و در جشنی که از تجمع خانواده ها و یا به صورت عمومی برگزار می شود خوردنی ها و آشامیدنهای مذکور بین انسانها پخش می شود.
یئنی گون در قزاقستان شروع 6 ماه هوای بهار و اتمام سردی تلقی می شود، علت این موضوع در میتولوژی ترکان قزاقستان می باشد که سال را به دو شش ماه سرد و گرم تقسیم می کنند. شش ماهی که با یئنی گون شروع می شود آغاز گرمی هوا، روشنی و .. می باشد. در میتولوژی ترکان قزاقستان خورشید و ماه به زن و مرد معنا می گردد که شروع بهار و یئنی گون آغاز روشنی و سرآغاز محبت و دوستی معنا می شود. ترکات قزاقستان بنا به عادتی در این روز حیوانی را قربانی می کنند. 
ترکان قرقیزستان نیز یئنی گون را با مراسمات سنتی و ملی خود بزرگ می دارند. در این روز مراسمات باشکوه دولتی و مراسمات کوچک خانوادگی شکل گرفته و مردم به شادی و شور می پردازند. در قزاقستان نیز خوراکی های مرتبط با یئنی گون طبخ می شود.
ترکان ترکمنستان نیز یئنی گون را اتمام 90 روزه زمستان و شروع فصل گرمی و محبت معنا می کنند. در این روز نیز خانواده ها دور هم جمع شده و به دیدار و بازدید بزرگان و ریش سفیدان فامیل می پردازند.
ترکان داغستان در یئنی گون خانه های خود را با توجه به دگرگونی طبیعت خانه تکانی کرده و این امر را نشانه برکت می دانند. ترکان داغستان در یئنی گون اشعار ملی و مرتبط با افسانه های یئنی گون را می سرایند.
در ترکیه نیز یئنی گون به عنوان عید ملی بوده و دول ترکیه سالها با مراسمات ملی به پیشواز مراسم یئنی گون می رفته اند که طی چند سال گذشته به علت استفاده ابزاری گروههای رادیکال کرد از این مراسم و آشوب و آتش کشیدن شهر این مراسم به علت مسائل امنیتی رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است.
ترکان نوغای چندین روز قبل از ورود یئنی گون آماده برگزاری و بزرگداشت این جشن می شوند. قبل از یئنی گون ترکان نوغال چندین حیوان را قربانی کرده و گوشتهایش را به فامیل و اطراف پخش می کنند. 
ترکان قاراچاق- مالکار نیز یئنی گون را مهمترین عید ملی خود پنداشته و برای آنها جشن الهی می باشد. ترکان قاراچای-مالکار نیز حیوانی را برای بزرگداشت این مراسم قربانی می کنند. در این روز مراسمات مختلفی به مانند اسب سواری و ... برگزار می کنند. 
ترکان قاقاووز که از نظر باوری مسیحی می باشند یئنی گون را به عنوان آغاز بهار بسیار گرامی می دارند. ترکان قاقاووز برای یئنی گون چندین بره را قربانی می کنند.      
منابع و ماخذ:
نوروز در فرهنگ ترک نوشته آیشه باش چتین چه لیک
یئن گون در فرهنگ ترکان نوشته دکتر. بایرام دوربیلمه ز
نوروز در فرهنگ عمومی خلق ترک نوشته پرفسور دکتر اه رمان آرتون
تورک خالف ادبیاتی نوشته علی رضا صرافی
نوروز در ترکان اویغور نوشته ولی ساواش یلوک
نوروز در ادبیات دنیای تورک نوشته دکتر محمد تیمزکان

۲/۰۳/۱۳۹۰

نگرشی بر ضرب المثلهای ترکی و فارسی

نگرشی بر ضرب المثلهای ترکی و فارسی
اومود اورمولو
اثر گرانبهای پرفسور و تورکولوژ مشهور گرهارد دورفر که در غرب چاپ و منتشر شده است از ارتباط عمیق و ریشه دار ما بین زبانهای ترکی و فارسی سخن می گوید. اثر گرانبهایی که از وجود و تداخل کلمات زبانهای مغولی و ترکی وارد شده به زبان فارسی سخن می گوید بالغ بر چهار چلد می باشد که تا کنون سه جلد آن بدستمان رسیده است. این اثر گرانبهای برای آنان که در تورکولوژی ترکان ایران، زبان فارسی و دنیای ترک تحقیق و بررسی می کنند از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد.
این اثری که اکنون مطالعه می فرمایید حاصل تلاش و تحقیقی می باشد که از سال 1959 با کمک همکار و دوستم جمشید درخشان در حوضه تحریر یک لغتنامه بوده است این اثر از جانبات لغتنامه می باشد. در تحقیقمان که بالغ بر 4 جلد لغت نامه در عناوین مختلف می باشد که یکی از این لغتنامه ها، لغت نامه ترکی – فارسی که بزرگترین آنها می باشد جای گرفته است. تحقیقمان دلیل بر آن شد تا با نگاهی دقیقتر از ارتباط ما بین دو خلق و ملت ترک و فارس و ضرب المثلها و تاریخ، مدنیت، ... کنکاش کنیم. در این وانفسا هر دوی این ملل در وادیی زمانهایی و در بعضی موارد نسبت به بعضی مفاهیم و تفکرات تشابهات مشابه و نزدیک به همی را بروز داده اند که در ضرب المثل های این دو ملت به خوبی نمایان می شود. ضرب المثل های متفاوت این دو ملت نیز نشان از تفاوتها و نوع نگرش این دو ملت نسبت به محیط پیرامون و مفاهیم سرچشمه می گیرد.
ضرب المثل های (آتا سوزله ری) هر دوی این ملل تاثیر ملل عرب را نمی توان نادیده گرفت و چشم پوشید. تحقیقات متفاوت نشان از این اصول دارد که :
ضرب المثل ها برآمده از خوشی ها، ناخوشیها ، احوالات و ... اجتماعات سرچمشه گرفته است.
محصولات ارائه شده هر اجتماع نشان دهنده نوع نگرش آن اجتماع نسبت به مفاهیم متفاوت می باشد.
از باورها ، اعتقادات و مذاهب اجتماعات خبر می دهند.
زندگی اجتماعات در هر زمانی نمی تواند به صورت عیناً تکرار شده و یا تاثیر پذیرد. تغییرات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و ... و زمانی که ملت ها را در تهدیدی بالقوه و یا بالفعل قرار گرفته باشند این عوامل متعدد هر یک تاثیرات خود را در ضرب المثل های آن اجتماع بروز داده و می دهد. با مطاله و تحقیق بر روی ضرب المثلهای یک ملت و اجتماع به خبوی می توان ردپای ناامیدیهای یک ملت، خوشی ها، جنگها، باورها، و ... را پی گیر شده و لمس کرد. زمانی ملتی با گفتن این ضرب المثل که "گئچمه نامرد کورپوسونده ن قوی آپارسین سو (سئل) سه نی" (ترجمه: از روی پل شخص نامرد مگذر بگذار تا آبها تو را ببرند) از سرخم نکردن و تعظیم نکردن بر ظالم سخن میگوید و زمانی دگر با ضرب المثل "کورپوده ن گئچه نه ده ک آیی یا دایی دیه ره له ر" (ترجمه: تا زمانی که از پل عبور نکرده ای به خرس دایی می گویی) اجتماع و آن ملت از ترس و وحشت و لزوم سخن به میان می آورد.
این گونه تضاد در ضرب المثل ها را نیز نمی توان به همه اجتماع نسبت داد. این طور تضادها در تمام ضرب المثل ها و یا آتا سوزله ریمیز نادراند. و کنار این گونه تضادها نیز بعضی ضرب المثل ها وجود دارند که نمی توانند آیئه تمام نمای اجتماع و کاراکتر آن ملت را تطمیع کنند. در کتب گرانبهای دیوان لغات ترک ماحمود کاشغری این نکته که "یئر باس روکی باغ، بودون باسروکی به گ" یعنی چطور اعتراض زمین سبب زاده شدن کوهها می شود، نشانه اعتراض و نماد ملت نیز بیگ می باشد. این ضرب المثل جالب نشان از اوتوریته دولت اجتماع ترک و رهبر و نشان از اهمیت سردمدار در جامعه ترک می باشد.
ضرب المثل "قاوورون اکمه یینی یئیه ن قاوورن قیلینجینی چالارلار" یعنی افرادی که خصوصیات و منافع فردی را برتر از منافع اجتماع دیده و عمل می کنند سبب سر فرود آوردن در پیشگاه دیگران وبیگانگان می شوند. این ضرب المثل حاکی از یک قاعده بدون تغییر در جامعه ترک می باشد. این نوع ضرب المثل ها و مانند این نشان از فلسفه وجودی ملت و جوامع دارد.
ضرب المثل های هر دو ملت ترک و فارس و تشابه و تفاوت در آنها نشان از نوع زندگی و فلسفه اجتماع دو هویت و راهنمایی کننده نقاط جدایی و نزدیکی این دو ملت می باشد. ضرب المثل ها حاکی از عکس العمل در برابر حوادث و اتفاقات و رفتار این دو جامعه می باشد که ما را در مسیری قرار می دهد که از آن مسیر منحرف نشویم.
تحقیق در مورد ضرب المثل ها دارای جهت های تفکر، راونشناسانه – سوسیولوژیک، فلسفه و ...را می طلبد. در اولین وهله نکته مهم جمع آوری ضرب المثل ها می باشد. در مورد نحوه جمع آوری ضرب المثل های جامعه ترک و فارس باید در اینجا نکته ای را متذکر شوم.
در مورد نحوه جمع آوری ضرب المثل ها دو راهکار اصلی وجود دارد:
جمع آوری از جامعه و یا جوامع هم زبان
جمع آوری از اسناد نوشته شده موجود
در ملل ترک اولین شخصی که شروع به جمع آوری ضرب المثل ها کرده کاشغارلی ماحمود (محمود کاشغری) می باشد. کاشغارلی ماحمود در آسیا و در بین اتواع ملل ترک مختلف گشته و شروع به جمع آوری ضرب المثل ها کرده است. سالها بعد روشنفکران و محققین شروع به جمع آوری انواع متفاوت ضرب المثل ها کرده و آنها را به نظم در آورده اند.
اثر بعد از دیوان لغات ترک که در ترکیه امروزی در مورد ضرب المثلها نگاشته شده است با نام امثال عثمانیه معروف می باشد. امثال عثمانیه نیز اثری گرانبها در مورد ضرب المثلها می باشد. امثال عثمانیه ضرب المثل های ترکی، فرانسوی، عربی ، فارسی را نیز جمع آوری کرده و تفاوتها، تشابهات و ضرب المثلهای ترکی متقابل آنها را نیز تا حدودی مشخص کرده است.
در سال 1870 در سومین چاپ کتاب لهجه عثمانیه اثر ابوظیا توفیق وبعدها نویسنده احمد وافیق که لغتنامه معروف پاشا و کاموس ترک  را نگاشته از خزینه ضرب المثلهای ملل ترک استفاده بسیاری برده است و نمونه های فراوانی از این نوع ضرب المثل ها در این اثر را می توان مشاهده کرد.
اثر گرانبهای بعدی در مورد ضرب المثلها در تاریخ 1926 در آزربایجان شمالی چاپ شده است و در این اثر نیز ضرب المثلهای را که تاکنون ندیده ایم بر می خوریم. در سال 1926 در شهر کونیای ترکیه شخصی به نام سعادت الدین نوزه ت ارگون نیز اثری با تعدد 2057 ضرب المثل و جمع آوری شده از لهجه های زبانی ترکی و گویش ها بالغ بر 279 مورد می باشد.
حوسین کاظیم خان کادری که اثر بزرگ لغتنامه ترک را نوشته است در اثری 6200 ضرب المثل را گردآوری کرده است.
در اثری که از طرف فرهنگستان زبان ترکی کشور ترکی در سال 1936 منشتر شده است حدود 689 ضرب المثل به خزینه ضرب امثلهای ترکی افزوده شده است. یکی دیگر از اشخاصی که تحقیقات کاملی در مورد ضرب المثلهای ترکی انجام داده مصطفی نئی هات اوزون می باشد او در سال 1943 برای اولین بار در لغتنامه ترکی خود بی حروف آ تا د حدود 4000 ضرب المثل ترکی جای داده است. او بعدها در اثر دیگر خود که به نام تورک آتا سوزله ری در سال 1925 به چاپ رساند حدود 8257 ضرب المثل ترکی را گرد آوری کرده است. عومه ر عاصم آک سوی یکی دیگر از اشخاصی هست که زحمات فروانی در مورد گرد آوری ضرب المثل های ترکی کشیده است. او با گردآوری و تحقیق در مورد انواع ضرب المثل ها در میان ملل و اقوام ترک دنیا قدم بزرگ علمی در این مورد برداشته است. اگر امروزه در دستمان منابع باارزشی از انواع ضرب المثلهای  ترکی اقوام و ملل ترک دنیا وجود دارد حاصل زحمات فرهنگستان زبان و ادب ترکی ترکیه می باشد که در طول حیات خویش زحمات فراوانی در جهت خدمت به زبان ترکی و ملل ترک دنیا ارزانی داشته است. فرهنگستان زبان و ادب ترکی ترکیه در اثر گرانبهای خویش که گردآوری لغتنامه تاریخی زبان ترکی می باشد از ضربالمثل های ترکی ملل و اقوام مختلف ترک دنیا بهره جسته است.
در دیگر سو ضرب المثل های عربی بعد از مسلمان شدن ترکان تاثیر فراوانی در ضرب المثل های ترکی و دیگر ملل مسلمان دنیا داشته است. در این مورد اثری به نام امثال و العرب وجود دارد که زبان زد دنیای مسلمان و اسلامیت می باشد. شاعر ترک همدانی به نام کلیمی همدانی در اثری که به نام سانی حاتوال العجن (Sanihatü l-Acen) دارد حدود 154 ضرب المثل عربی را جمع آروی کرده و در بین اشعارش به زبان ترکی ترجمه کرده است، کتاب وی در سال 1304 در استابنول ترجمه و منتشر شده است. بر اساس تحقیقاتی که داشته ایم دیدم که بسیاری از این ضرب المثلها بدون کوچکترین تغییری در شعر شاعران ترک به چشم می خورد و کاربرد داشته است. برای مثال:
کام بخشیهای گردون نیست جز داد و ستد 
تا به لب نانی عطا فرمود دنداد را گرفت
Taşlar Yedirdi nân Yerine bir Zaman Felek
Nân Verdi Şimdi âh ki Dendân ekalmadi
Ziya Paşa
------------------
در سنگ دیر کعبه بجزیک شرار نیست.
Manastırın da Kâbenin de Taşındaki  Kıvılcım Birbirinden ayrı Değildir.
---------------
خوی دیوانه گرفت آنکه بدیوانه نشست
Delilerle oturuan Delilerin huyunu alır
Dîvanelerin hemdemi dîvane gerektir
Ziya Paşa
---------------
 سر زخواب برآورد که روشن شد
Uyan ey dîde-i can Hâb-ı Ğafleten Sabah oldu
Rızâî
Uyan ey Yareli Şir-i jiyan bu Hâb-ı Ğafletten
Namık Kemal   
------------
جهت از غیبدانی گرتو خودرا عیبدانی باش
Azizim gel Vücudundan haber ver
Ne hacet Ğaybden ihbar edersin
Arif Hikmet
-----------
هر کرا بینی بشهر هستی خود سرور است
Her Gördüğün kendi Varlığının şehrinin efendisidir
Her kimse kendi âleminin padışahıdır
----------
هر که بیند خسته را گرید شفائی می رسد
Muvafıkdır yine elbet mizaca şive- i hikmet
Tabibin olsa da kizbi marîzin sıhhatin söyler
Rağıp paşa
------------
ضرب المثل های بالایی از اثر سانی حاتوال العجن انتخاب شده است.
ضرب المثل های فارسی راهی برعکس ضرب المثلهای ترکی را طی کرده است. ضرب المثل های فارسی را نمی توان گفت که به اشعار فارسی وارد شده اند بلکه بیشتر از طرف نویسندگان و روشنفکران فارس گلچین شده و در لغتنامه های فارسی گنجانده شده اند فقط در سالهای آتی در لغت نامه های فارسی شروع به ارزش دادن و جمع آوری ضرب المثل ها بر مبنای زبان جامعه فارس جهت دهی شده است.  در اثر لغت نامه فارسی – انگلیسی و انگلیسی –فارسی س.هیم با جای دادن به سخنان مردم عوام که با این نام در لغت نامه ذکر شده است سعی در نگرش این بعد ضرب المثلهای فارسی شده است.
از لغت نامه های معروف فرهنگ عمید نیز در آخر کتاب چند صفحه ای به ضرب المثل ها جای داده شده است.
امثال و حکم که توسط علی اکبر دهخدا جمع آوری شده است از اثرات مفید در ضرب المثل های فارسی می باشد. امثال حکم از اشعار فردوسی تا دیگر متن های موجود شروع به گردآوری ضرب المثل های فارسی کرده است که به چهار جلد می رسد. امثال حکم یکی از محصولات جانبی لغت نامه بزرگ دهخدا می باشد. لغت نامه همچون دهخدا تا کنون برای زبان فارسی نگاشته نشده است. ما در نگاشت این اثر زمانی که تحقیق روی امثال و حکم و فرهنگ عمید را شروع و به پایان رساندیم به این نتیجه رسیدیم که "چند صفحه موجود در آخر این کتب از ضرب المثل ها، کنایه ها، اشارت ها، حدیث ها، سخنان بزرگان و ... گرد آوری شده است". در وهله ی بعدی موردی که نظر خواننده را به خود جلب می کند شاید این باشد که بسیاری از این ضربالمثل ها شاید از یک زبان به زبان دیگری ترجمه شده باشند، که برای پاسخگوی به این سوال باید این چنین گفت که، چنین موردی دور از ذهن نبوده و نیست ولی برای پاسخگویی صحیح و به دور از غرض به این سوال باید ردپایی ضرب المثل موجود را در کتب گذشته جستجو کرد تا معلوم شود آیا ضرب المثل سیری تاریخی را پیموده و یا در وهله زمانی مشخصی ظهور گشته است، پاسخگویی به این سوال اساسی خارج از موضوع مقاله مورد نظر می باشد و تحقیق دیگری را می طلبد. ما برای انتخاب ضرب المثلهای جامعه فارس از دوست و همکارم جمشید درخشان بهره جستیم زیرا به خشصی احتیاج داشتیم که جامعه فارس، زبان فارسی، ادبیات فارسی و ... را بشناسد و بتواند ضرب المثل های متقابل ضرب المثلهای ترکی را در فارسی تشخصی دهد.
Ağzından Qaçrmaq
از دهنش در رفتن
Ağzının Suyu Axmaq
آب دهنش راه افتادن
Az ye özünə bir nokər tut
کم بخور نوکر بگیر
Əxfəşin geçisi kimin başını sallamaq
سرش را مثل بز اخفش تکان دادن
Ağzı Süd Qoxumaq
دهنش بوی شیر می دهد
Aanasının Südünən daha həlal
از شیر مادر حلالتر
Alıcı Gözüilə Baxmaq
به چشم خریداری نگاه کردن
Allah Salamat versin!
خدا سلامتی بدهد
Allaha Tapşırdıq
خدا حافظ یا بخدا سپردیم
Qızıl tutusa Tpraq olur
اگر دست به طلا بزند خاک شود
Anan Yaxşı Baban Yaxşı
پدرت خوب مادرت خوب
Anamdan Əmdığı Süd Burnundan Gəldi
شیری که از پستان مادر خورده بودم از دماغم آمد
Arının Yuvasına Ağac soxmaq
چوب توی سوراخ زنبور کردن
Arxadan Vurmaq
از پشت انسان خنجر زدن
Əlinin Papağını Vəliyə, Vəlinin Papağını Əliyə Geydirmək
کلاه علی را سر ولی و کلاه ولی را سر علی گذاردن
Ata Ət, itə Od Vermək
استخوان را جلوی اسب و علف را جلوی سگ انداختن
Atdan Yenib Eşşəyə minmək
از اسب پیاده شدن سوار خر شدن
Od almağa mı gəldin?
مگر آمدی آتش ببری؟
Ayaq Ayaq Üstünə Atmaq
پا روی پا انداختن
Ayağının Altına Qarpız Qabığı Qoymaq
پوست هندوانه زیر پای کسی انداختن
Ayıyı Vurmadan Dərisini Satmaq
خرس را هنوز شکار نکرده پوستش را فروختن
Ağzını Toplamaq
دهنش را جمع کردن
Baş Ağrıtmaq
درد سر دادن
Üstünə bir Bardaq Su içmək
یک لیوان آب رویش سر کشیدن
Başınız Sağ olsin!
سرتان سلامت باشد
Bıçaq Sümüyə Daynamaq
کارد به استخوان رسیدن
Bir Daşla iki Quş Vurmaq
با یک سنگ دو گنجشک زدن
Baş Sağlığı
سر سلامتی
Başına Dövlət Quşu Qonmaq
همای سعادت بر سر کسی نشستن
Bir Ayağı Qəbirdə olmaq
یک پایش لب قبر بودن
Bir dediğini iki etməmək
یکی اش دوتا نمی شود
Bir Dəri bir Sümük olmaq
پوست و استخوان شدن
Bir Köynək daha Yırtmaq
یک پیراهن بیشتر پاره کردن
Bir Qazanda Qaynamaq
در یک دیگ جوشیدن
Bağdaddan təmir etmək
بغدادش را تعمیر کردن
Burnu Qanamadı
خون از دماغش نیاید
Burnu Sürtələmək
دماغش مالیده شدن
Burnundan Düşmüş
مثل اینکه از دماغ (...)افتاده باشد
Bir Pul Etməmək
یک پول سیاه نمی ارزد
Bir Taxtası Əskik
یک تخته اش کم است
Boğazına qədər Borca Girmək
تا گلو به قرض فرو رفتن
Ciyərimin Göşəsı
جگر گوشه
Çaladan Çalaya atdanmaq
از شاخه ای به شاخه ای پریدن
Çanaq Yalayıcı
کاسه لیس
Çənə Vurmaq
چانه زدن
Pox Yemək
گوه خوردن
Boyun Əymək
گردن کج کردن
Boynumuz Qıldan incə
گردن ما از مو نازک تر است
Çıxmaza Girmək
کار به بنبست رسیدن یا در بن بست افتادن
Uşaq Tapmaq
بچه دار شدن
Dağ Ətəyi
دامنه کوه
Damar Damar Üstünə minmək
رگ به رگ شدن
Boynuna Atmaq
بگردن کسی انداختن
Buldandırıq suda Balıq Tutmaq
آب گل آلود می کند که ماهی بگیرد
Burun Şişirək
در دماغ باد افتادن
Başınan Vur çörəyini əlinən al
توی سرش بزن نان را از دستش بگیر
Deyirmanin Suyu Kəsildi
آبها از آسیاب افتادن
Donquzdan bir Qıl Qoparmaq
از خرس موئی کندن غنیمت است
Qaval Çalmaq
طبل زدن یا دهل زدن
Dəm çəkmək
دم کشیدن
Dillərə Dastna(Nağıl) olmaq
ورد زبان شدن
Dili bir Qarış
یک وجب زبان دارد
Düşən Qalxar
افتاد و خیزان
Əcəli Gəlmək
اجلش رسیدن
Əyri Baxmaq
کج نگاه کردن
Çörəyini Daşda Çıxarmaq
نانش را از زیر سنگ دراوردن
Əl Çəkmək
دست کشیدن
əyri oturub doğru danışaq
بیا تا کج نشینیم و راست بگوییم
Əl əldən üstün
دست روی دست  بسیار است
Dörd Duvar Arasında Qalmaq
توی یک چهار دیواری ماندن
Dünya Başına Yıxılmaq
دنیا روی سرش خراب شدن
Dünyadan Xəbəri olmamaq
از دنیا بی خبر ماندن
Əldən gəlmək
از دست برآمدن
Əli Açıq
دست و دل باز
Əli Boş
تهی دست
Əli Dar
تنگدست
Dünya Qədər
یک دنیا
Dünyalar onun oldu
مثل اینکه دنیا مال او شد
Dünyaya Gəlmək
بدنیا آمدن
Dünyaya Gətirmək
بدنیا آوردن
Əlini yumaq
از چیزی دست شستن
Almanın yarısı bu , yarısı o
مثل یک سیب و دونیم
Bounu Yoğun
گردن کلفت
Əski Hamam Əski Tas
همان طاس و همان حمام
Əti sənin sümüyü mənim
گوشتش از آن تو استخوانش از آن من
Ətək pisliği
دامنش لکه دار شدن
Hər Qafadan bir səs
از هر سری صدائی
Hər Saqallıyı Baba demək olmaz
هر ریش درای پدر نمی شود
Ev Yandırmaq
خانه خراب کن
Iynə Atsan yerə düşməz
سوزن بیندازی زمین نمی افتد
Iki Ayağını bir Papışa Soxmaq
هر دو پا را در یک کفش کردن
Ipləri əlində olmaq
سرنخ دست کسی دیگر بودن
Işi pişirmək
کاری را پختن
Göbəyi birilə barabar kəsilmiş
مثل اینکه ناف هر دو را با هم بریده اند
Havanda Su dövmək
آب در هاون کوبیدن
It Canlı
جان سگ داشتن
Qan istəmək
خونخواهی کردن
Tanrı Sağ əlis sol ələ mutac etməsin
خدا دست راست را به دست چپ محتاج نکند
Doğru söz acıdır
حرف حق تلخ است
...
ضرب المثل های جمع شده فوق 357 عدد می باشد و لزومی به لیست کردن همه آنها نمی باشد، در اینجا فقط سعی شده تعدادی از انها گردآوری شود.
منبع :
Türkçe ve Farsça AtaSözleri Üzerine
İbrahim Olgun