‏نمایش پست‌ها با برچسب فلسطین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فلسطین. نمایش همه پست‌ها

۵/۰۴/۱۳۹۱

سیاست های زبانی در اسرائیل و آموزش چند زبانه

اومود اورمولو
بر اساس نظریات جامعه شناس شناخته شده آقای Lambert سیاست های دولت ها در موضوع زبانی به سه گروه عمده تقیسم بندی می گردند: 1– طبقه بندی هموژن 2- طبقه بندی دوزبانی 3- طبقه بندی موزائیک. 
در طبقه بندی هموژن اقلیت حاکم که به لحاظ بافت جامعه دراکثریت واقع شده اند به صورت استفاده از یک زبان و اقلیت محکوم نیز که متشکل از یک یا چند گروه اند به صورت یک یا چند زبان مطرح می گردند، برای مثال کشورهای موجود در اروپای غربی ، آمریکا، روسیه، ژاپن در طبقه بندی فوق دیده می شوند. در طبقه بندی دو زبانی کشور به دو یا سه منطقه زبانی مشخض تقیسم می گردد؛ کانادا، بلژیک، عراق، سنگاپور از نمونه های مشابه طبقه بندی فوق می باشند. در طبقه بندی موزایک به صورت عمومی گروههای زبانی متشکل از 5 یا بیشتر تشکیل دهنده گروه زبانی غالب می باشند، برای مثال نیجریه، اتیوپی، گینه نو، هندوستان از نمونه فوق اند. ولی اسرائیل با سیستم زبانی که در مقاله مذکور شرح داده خواهد شد قابلت ورود به هر سه تعریف را دارت می باشد. به علت استفاده از زبان عبری در تمامی امورات رسمی و ارگانها سیستم زبانی اسرائیل در قالب هموژن می تواند جای گیرد. در عین حال سیستم زبانی اسرائیل در قالب دو زبانی نیز تعریف می گردد چون اسرائیل دارای دو زبان رسمی عبری و عربی می باشد. در آخر نیز اسرائیل به سبب وجود مهاجرین مختلف از کشورهای متعدد دارای جمعیت قابل ملاحظه غیر یهود می باشد که این وجهه اسرائیل نیز در قالب تعریف موزائیک می گنجد.
زبان عبری در ارگانهای دولتی و رسمی اسرائیل مورد تکلم واقع شده و جمعیتی بالغ بر 5-6 میلیون نفر بر این زبان صحبت می کنند. هژمونی رسمی بودن زبان عبری در کنار اینکه سیستم تک زبانی را ارجح می داند بنا به ضروریات و احتیاجات جامعه عرب زبان مجبور به گذر به سیستم دو زبانه بوده است. در سیستم دوزبانگی عبری- عربی گرچه سنگینی کفه ترازو به سمت زبان عبری می باشد ولی زبان عربی نیز در تمامی سطوح تحصیل، آموزش، ادبی، فرهنگی، اجتماعی و ... در حال بهره برداری از موقعیت خود می باشد. زبان عبری به غیر از جغرافیای فلسطین به صورت زبان اداری و ارتباط نمود بیشتری دارد. قوانین به صورت زبان عبری بوده و حکام نیز تمثیل کننده زبان عبری می باشد ولی در صورت احتیاج می توان از زبان دیگری نیز بهره جست. در سیستم آموزش نیز کفه تراز به سمت زبان عبری سنگینی می کند ولی در تمامی مناطق فلسطینی نشین زبان تدریس و آموزش زبان عربی می باشد.
اگر روند فوق به صورت تاریخی مورد بررسی قرار گیرد متوجه عدم وجود سیاست مرکزی زبانی از سوی اسرائیل خواهیم شد. قبلاً بدون در نظر گرفتن احتیاجات شهروندان و حفظ یکپارچگی منطقه سیستم زبانی مختلفی برای هر یک از گروههای زبانی و ائتنیکی موجود در اسرائیل کنونی در نظر گرفته شده بود. به عبارت دیگر سیاست های زبانی در حال گسترش به صورت روند عادی بود. در زمانی که مناطق یهودی و عرب نشین تحت قیویمت انگلیس بود اجتماعات یهود و عرب با سیستم های زبانی مختلفی اداره می شدند. برای مثال سیستم زبانی به صورت شخصی - اجتماعی ، دینی – لائیک طبقه بندی شده و عرضه می شد ولی در اواخر دوران مذکور تفکر ملی گرائی یهود در سیستم زبان نیز تاثیر گذاشته و سیستم و سیاست زبانی مرکزی در حال شکل گرفتن بود. ولی شروع تفکر فوق سبب ایجاد مشکلات متعدد سیاسی شد. پس از کلنجارهای متعدد سیاسی قانون تحصیلی که در سال 1953 مورد تصویب واقع شده از نتایج مثبت این امر می باشد. در قانون اساسی و ماده فوق پایه تفکر آموزشی بر مبنای سیستم جهانی و برابر در نظر گرفته شده و سیاست های که سبب افتراق در جامعه می گردد را به کلی پس زده است، به طوریکه از نتایج مثبت این قانون که امروز نیز در جریان می باشد سیستم آموزش دو زبانه در اسرائیل می باشد. در عین حال مناطق دروزی کیبوتص نشین با توجه به آموزه های دینی – لائیک نیز از سیستم های آموزشی فوق در جهت بهره برداری از زبان خود می باشند. صحبت کردن از سیستمی که بتواند در تمام گروههای فوق سیستم زبانی را به صورت یکسان و برابر اجرا کند بی شک دور از واقعیت می باشد چون در نظر دولتمردان اسرائیل ارتباطات سیاسی و استراتژیک ارجحتر از تمامی این مسائل اند. پس از ایجاد و مسکون شدن یهودیان در اسرائیل روشنفکران یهودی از اهمیت بسزای زبان عبری در حفظ یهودیت سخن گفته و به نوعی زبان عبری را مترادف با حفظ هویت یهودیت معرفی می کردند. بدین سبب یهودیانی که از جغرافیای خاورمیانه و یا دیگر نقاط دنیا به اسرائیل مهاجرت می کردند از نظر زبانی ناخواسته در سیستمی واقع می شدند که مجبور به ترک هر زبانی به غیر از زبان عبری می شدند، اشخاصی که در مقابل این تفکر ایستادگی می کردند محکوم به رانده شدن از اجتماع بودند. در حالیکه چه در زیرساخت های تشکیل دولت اسرائیل و چه در قوانین انگلیسی های که بر مناطق فلسطین حاکم بودند قرار بر استفاده از زبان عبری، عربی و انگلیسی در تمامی امور اجتماعی، سیاسی، دولتی و ... بود. گرچه که این توافق نامه به صورت کامل به اجرا گذاشته نشده است ولی در مناطق فلسطینی نشین زبان عربی در جایگاه زبان تحصیل و آموزش قرار داشته و زبان های عبری و انگلیسی نیز به اختیار در جایگاه های بعدی واقع شده اند. ولی در دانشگاه های اسرائیل زبان تحصیل تنها زبان عبری بوده و تمامی فلسطینی ها و غیرفلسطینی ها در صورت خواست تحصیلات آکادمیک ملزم به یادگیری زبان عبری می باشند.
در دیگر سو پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اسرائیل با مهاجرت عمدای از مناطق روسیه مواجه شده و گروه ائتنیکی روس نیز مواجه شده است. در کنار مهاجرین روسی مهاجرین بسیاری از کشورهای ایران، رومانی، هلند، مجارستان، اتیوپی ... وارد اسرائیل شده اند و به معنائی دیگر اسرائیل به مانند موزائیکی از زبانها شده و در طبقه بندی گروه موازیک جای گرفته است. در کنار تمامی این مهاجرین با توجه به غالبیت تفکر لیبرال در دنیا در اسرائیل نیز پس از سال 1990 جامعه چندفرهنگی مورد قبول دولت واقع شده و پروسه رسمی شدن زبانهای مختلف در تمامی مراحل آغاز گردیده است. قبول و اجرای سیاست چند فرهنگی بی شک از منجمله نتایج ارتباط با دنیای غرب و سیاست های انگلیس در منطقه بوده است.
سیستم آموزشی چند زبانه
مباحث ذکر شده در سطور فوقانی همگی نشان از شروع برنامه ریزی و سیاست زبانی اسرائیل در سال 1993 می باشد که در این سیاست زبانی و آموزشی بافت دموگرافی و سیاسی منطقه در نظر گرفته شده و پس از جدل های متعدد در سال 1996 منجربه نشر اطلاعیه عمومی وزیر آموزش و پرورش اسرائیل گشت. در این اطلاعیه از حفظ زبانهای مختلف در اسرائیل و برنامه های آموزشی و تحصیلی مطالبی ذکر شده است که اولین نشانه های تغییر دید سیاسیون اسرائیل نسبت به زبانهای غیرعبری می باشد، پس از این تاریخ زبانهای عربی، انگلیسی به عنوان زبان های رسمی تحصیل انتخاب شدند. 
در اسرائیل و در کلاس های مناطق عرب نشین تحصیل به زبان عربی اساس آموزش می باشد ولی در کنار زبان عربی ، زبانهای عبری به عنوان زبان دوم و زبان انگلیسی به عنوان سومین زبان در امر آموزش و تحصیل مورد استفاده واقع می شوند. در مناطق یهودی نشین زبان اصلی آموزش زبان عبری می باشد ولی دانش آموزان یهودی از سنین کوچک به اجبار زبان انگلیسی را می آموزند و زبان انگلیسی برای یهودیان از اهمیت بسزائی برخوردار می باشد. در دیگر سو 50% دانش آموزان یهودی ملزم به آموزش زبان عربی به مدت 3 سال می باشند. به غیر از زبانهای مذکور زبانهای فرانسوی، روسی و ییدیش نیز در مدارس اسرائیل در امر آموزش استفاده می گردد. به سبب برنامه و سیستم آموزش زبانی اسرائیل سیسم تحصیل آکادمیک نیز همواره با بروز مشکلات روبرو می باشد. بسیاری از زیرساخت های آموزش زبانهای عربی، فرانسوی، روسی در ساختار آکادمیک اسرائیل تهیه می گردد، که اساس تهیه ملزومات زبانهای فوق نیز همگی متاثر از روند جهانی و منطقه می باشد. به همراه گسترش تفکر سیستم زبانی در تمامی مدارس اسرائیل نیز برنامه های آموزش از طریق اینترنت و کامپیوتر نیز به سرعت در حال گسترش می باشد.
در اسرائیل برای استفاده از سیستم آموزش عالی امتحان خاصی در نظر گرفته شده است. در امتحان فوق وضعیت دانش آموزان از لحاظ زبان انگلیسی، ریاضیات، جبر، دروس عمومی مشخص می گردد، ولی ورود به دانشگاه تنها به قبولی در این امتحان نبوده و دانشگاه ها نیز به صورت خصوصی با استفاده از مکانیزمی دانشجو می پذیرند. در دیگر سو به همراه زبان انگلیسی وضعیت دانش آموزان از لحاظ زبان های عبری و عربی نیز مورد نقد قرار می گیرد.
آموزش معلمین نیز به دو صورت متفاوت صورت می گیرد. برای ملعمی در دوران ابتدائی نامزدین حرفه معلمی دوره های خاصی را بر اساس تدریس در دوران ابتدائی و قبل از دانشگاه می گذرانند ولی نامزدین شغل معلمی در دوران پس از ابتدائی باید در دانشگاه خاص معلمی تربیت گردند. در دیگر سو برای معلمین یهودی کلاس های برای آموزش زبان عربی نیز تخصیص داده می شود. همانطور که در سطور قبل اشاره شد در اسرائیل به امر آموزش زبان انگلیسی اهمیت فراوانی داده می شود به طوریکه در بسیاری از مراحل با کمبود آموزگار انگلیسی مواجه شده و مجبور به استفاده از دیگر معلمین خارجی می گردد. نامزدین معلمی زبانهای روسی و فرانسوی نیز تمامی مراحل آموزشی را در دانشگاه می گذرانند.
رفتار معلمین در برابر زبانها
بر اساس تحقیقات متعدد صورت گرفته معلمین عرب آموزش زبان عبری را یکی از الزامات زندگی در اسرائیل می پندارند ولی معلمین یهودی بیشتر آموزش انگلیسی را پسندیده و ارجحیت فراوانی قائل اند. معلمین عرب حمایت خود را از آموزش دو زبانه و رسمی شدن زبان عربی اعلام می دارند در حالیکه معلمین یهود موقعیت زبان عبری را ارج می نهند.
معلمین عرب در حفظ و گسترش زبان اجدای خود بیشتر از معلمین یهودی تاکید دارند، ولی تمامی معلمین در سیستم آموزشی و سیاست های زبانی فوق که شامل اهمیت بر تمامی زبانهای متکلمین منطقه می باشد تاکید دارند. معلمین عرب آموزش زبان مادری را قبل از دیگر زبانها پراهمیت می دانند، مسئله زبانی برای معلمین عرب مترادف با مسئله حفظ هویت در مقابل یهودیت معنا می گردد، برای آموزگاران عرب رابطه بین هویت، زبان و فرهنگ ناگسستنی می باشد با تمامی موارد فوق در سیستم و سیاست های زبانی اسرائیل تمامی زبانهای از حق زیستن ، حفظ و گسترش برخوردارند.   
نکته قابل تامل  توجه تاکید تمامی معلمین عرب، یهودی و ... در حفظ و گسترش زبانهای مهاجرین می باشد.
سیستم و سیاستهای زبانی اسرائیل را با سیستم آموزشی ایران 88 ساله گذشته مقایسه کنید. به گفته وزیر آموزش و پرورش بیش از 70% دانش آموزان دارای زبان مادری به غیر زبان فارسی اند ولی 70% فوق از کوچکترین امکانات آموزشی زبان مادری برخوردار نبوده و ملزم به آموزش اجباری زبانی به غیر از زبان مادری خویش اند.
حال باید سوالات زیر را به طور شفاف پاسخ دهیم:
1- آیا آموزش اجباری زبان اقلیت حاکم بر اقلیت محکوم در تعاریف آکادمیک نسل کشی زبانی و فرهنگی نمی گنجد؟ 
2- آیا زبان فارسی و سیاست های زبانی 88 ساله گذشته ابزاری استعماری در جهت مسعتمره سازی مناطق ملی غیرفارس و ذهن انسان غیرفارس نبوده اند؟
3- آیا سیاست های زبانی ایران در راستای کتمان تاریخ، هویت، زبان مادری و به طور عمومی دنیای گذشته، حال و آینده مردمان غیرفارس کاربرد نداشته است؟ 
.... و سوال های بسیاری که ذهن هر انسان و قلم آزاد اندیش را رنج می دهد، با توجه به اوضاع و روند منطقه ای و جهانی بی شک فارغ از سیستم و نوع حکومت فعلی و آینده باید تغییر نگرش وسیعی در موقعیت و وضعیت زبانهای ملل غیرفارس و برنامه ها و سیاست های زبانی صورت گیرد. به نظر راقم این سطور رسمیت و حق آموزش در عالی ترین سطوح ممکن برای تمامی زبانهای ملل غیرفارس ساکن ایران جزء اولین قدم از پروسه دمکراتیک شدن ایران و احقاق حقوق ضایع شده ملی و زبانی اقلیت محکوم غیرفارس می باشد.

۴/۲۸/۱۳۹۱

بن یهودا و تولد دوباره زبان عبری مدرن

اومود اورمولو
پیوند مابین زبان و فرهنگ  جزء جدائی ناپذیر پروسه تثبیت ملتی می باشد . در دنیا تحولات متعددی در حوزه زبان رخ داده که عده ای از این تحولات مرزهای انقلاب زبانی را پیموده و در نوردیده اند. انقلاب های زبانی بعضاً با توجه به نیاز جامعه و بعضآ تحت تاثیر پروسه های تاریخی و منطقه ای روی داده است که هر کدام از این انقلاب های زبانی تاثیر بسزائی در تولد دوباره یک زبان مرده و یا نقصاندار داشته اند..از مهمترین انقلاب های زبانی که جزء نمونه های موفق بوده انقلاب زبان ترکی ترکیه و انقلاب زبان عبری می باشند که یکی از تاثیرگذارترین اشخاص در این انقلابها آتاتورک و دیگری توسط شخصی یهودی به نام بن یهودا محقق گشته اند. در این نوشته سعی در شناخت تفکرات Eliezer Ben Yehuda در مورد تولد دوباره زبان عبری و روند انقلاب زبان عبری خواهیم داشت.     
بن یهودا که در 7 ژانویه 1858 در در یکی از شهرهای لیتوانی متولد شده در تولد دوباره زبان عبری و به قولی انقلاب زبان عبری مدرن نقشی اساسی ایفا کرده است. یهودا نیز به مانند کودکان هم سن و سال خود در سنین کودکی شروع به آموزش تورات و تلمود نموده و برای آموزش امور دینی به شهر یشیوا (Yeshiva) منتقل می گردد. بن یهودا در حین آموزش اومور دینی بر طبق تفکر سکولار خود به باور اینکه زبان عبری به غیر از امور دینی در امور روزمره و به عنوان زیبانی معاصر نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد دست می یابد. تفکرات بن یهودا از مجادله بلغارها در گرفتن حقوق ملی و تفکر بلغارها در اداره سرزمین های ملی خود تاثیر می گیرد. در قرن 19 بسیاری از ملل اروپا به مانند رم، یونان و ... از دوره کلاسیک خود رها شده و تولد دوباره مدرنی را آغاز کردند، این دگرگونی ها در افکار بن یهوا نیز بی تاثیر نبوده و او را بر تامل در تولد دوباره یهودیها واداشت. به نظر بن خلق یهود هم دارای کتاب خلق و میراث دار اورشلیم بود او به چرائی عدم گذر یهودیان از عصر آنتیک و کلاسیک به تفکر عصر مدرن انتقاد می کرد. در قرن 19 در سرزمین موعود تعداد بسیار کمی یهود می زیستند و زبان عبری نیز بین مردم یهود متکلمینی نداشت و فقط به عنوان زبان امور دینی مورد استفاده واقع می شد. بن یهودا به راههای بازگشت یهودیان به وطن خود و تکلم به زبان عبری می اندیشد.  
در همین دوره بن یهودا از ظهور ملی گرائی که در اروپا رواج داشته نیز متاثر شده و به نابودی فرهنگی خلق یهودی که در فلسطین زندگی کرده و تحت امپراطوری عثمانی بودند نیز می اندیشد. یهودا در آوریل 1879 و در روزنامه ای که توسط Peretz Smolenskin منتشر می شده مقاله ای تحت عنوان سوالی مهم  در مقاله به ملی گرائی یهود پرداخته و برای اولین بار یهودیان را ملتی قلمداد می کند او مطالبی در مورد اینکه یهودیان باید به وطن خود بازگردند و از اهمیت زبان عبری  مطالبی بیان می کند. در مقاله مذکور بن یهودا در مورد زبان عبری چنین می نویسد:
ما یهودی ها به علت اینکه قادریم به زبانی که می خواهیم بنویسم و با هم مراوده داشته باشیم مردمان خوشبخت و خوش شانسی می باشیم. بسیاری از اشخاص یهودی زبان عبری را رد کرده و بسیاری از مردم قادر به خواندن زبان عبری نمی باشند مشکل از کجاست و گناهکار کیست؟ این نگاه خطاوار از فلسفه نیست پس چه کسی ما را از زبانمان محروم ساخته؟
بن یهودا در مقاله خود با ستایش از سازمان Alliance Israélite Universelle فرانسه که نقشی اساسی در جای دادن یهودی ها در فلسطین و آموزش زبان عبری داشته ستایش کرده و امید های خود را در این مورد چنین بیان می کند:
کشور اسرائیل برای همه به عنوان مرکزی خواهد بود دیاسپورای یهودی از کاربرد زبان عبری در ادبیات و وجود خلق یهود در اسرائیل خشنود خواهند شد. زبان عبری و ادبیات عبری در این جغرافیا گسترش یافته و نویسندگان بسیاری را آموزش داده و به بار خواهد آورد. نویسندگان یهود با ایجاد ادبیات عبری مایه افتخار خلق یهود و اسرائیل خواهند بود و نوشته های آنان به مانند آثار هنری خواهد بود.
بن یهودا بر پایه تفکرات مذکور سرانجام تعهد می بنند به فلسطین برگردد و در سال 1878 از روسیه جدا شده و با هدف اینکه بتواند در آینده به کمک یهودیان فلسطین بشتابد اول برای تحصیل علم طب به پاریس می رود. بن در آن دوره مبتلا به بیماری ورم بود و نتوانست تحصیلات خود را به پایان برساند ولی کوچکترین تردیدی در افکارش نبود و با تفکر انقلاب زبان عبری در سال 1881 دانشگاه سوربن فرانسه را به مقصد فلسطین ترک کرد. او طی زمانی که از فلسطین دور بود به تفکرات خود در مورد تولد دوباره زبان عبری فکر می کرد و در بسیاری از روزنامه های یهودی مقالات متعددی در مورد استفاده از زبان عبری و حس ملی گرائی یهودی بحث های مختلفی را آغاز کرده بود. مقالات سالهای قبل از برگشت وی به فلسطین جزء اساسی ترین ایدئولوژی های تفکر ملی گرائی یهود می باشد. او در مقالات خود استفاده از زبان عبری، سیاست های کوچ یهودیان، فرهنگ یهودی، وطن مادری و ... را پراهمیت می شمرد. 
او برای تحقق افکار روشنفکرانه خود به راه کارهای متفاوتی می اندیشید. او تفکرات خود را در سه موضوع "زبان عبری در خانه"، "زبان عبری در مدرسه" و "کلمات، کلمات، کلمات" به صورت خلاصه وار بیان رده بندی کرده بود. زبان عبری در خانه به معنی تکلم به زبان عبری با تمامی یهودیانی بود که وی با آنها مراوده داشته ، او قبل از آمدن به فلسطین، خود مصمم بود که زبان مراوده با تمامی یهودیانی که با آنها مرتبط  می باشد زبان عبری باشد. بن یهودا زمانی که در پاریس تحصیل می کرد همواره زمانی که با دوستان خود به کافه می رفت همیشه از زبان عبری برای مراوده با دوستان خود استفاده می کرد و در آنجا به خود ثابت کرده بود که زبان عبری می تواند به عنوان زبانی رابط مورد استفاده قرار گیرد، پس از برگشت نیز تنها به تکلم به زبان عبری فکر می کرد و بس. در کنار نقصانهای زبان عبری برای تکلم امور روزانه بن سختی در مورد استفاده از زبان عبری در بکارگیری امور روزمره نداشت. بن یهودا و همسرش جفا پس از پیاده شدن از کشتی به راحتی می توانستند با یک صراف یهودی، راننده یهودی، مهمانخانه دار یهودی و ... با زبان عبری ارتباط برقرار کنند، آنان از اینکه می توانستند با زبان عبری تمامی اعمال روزمره خود را انجام دهند امیدشان به آینده  رو به روشن زبان عبری افزوده می شد. بن تنها آرزوی تکلم یهودیان فلسطینی به زبان عبری را در خود می پروراند. بن یهودا در سال 1882 صاحب فرزندی به نام بن صهیون بن یهودا یا با نام شناخته شده آتامار بن آوی شد. بن به همسرش قول داد که فرزندشان اولین متکلم به زبان عبری مدرن در تاریخ خواهد بود.
موفقیت در آموزش آتامار برای بن یهودا از اهمیت بسزائی برخوردار بود چون او می توانست نقش سمبل یادگیری زبان عبری را داشته باشد. برای یادگیری زبان عبری به یک کودک در خانه باید تمامی مسائل مرتبط با پرورش کودک و رفع نیازات زبانی وی در نظر گرفته شود تا کودکی به صورت طبیعی بتواند زبان مورد نظر را فرا گیرد. در صورت روند طبیعی آموزش زبانی کودک در پروسه ای خود خواهد توانست احتیاجات زبانی اش را با زبانی که آموخته برطرف سازد. بن یهودا می خواست انقلاب زبان عبری را در مثال زنده ای مورد ارزیابی قرار داده و به خود و دیگران تحقق این امر را یادآوری سازد. بن یهودا در کتاب لغتنامه ای که نگاشته در سرآغاز کتاب چنین می نویسد:
اگر زبانی بدون اینکه در گذشته دارای منابعی باشد مورد استفاده متکلمین واقع می شود، زبانتان را محافظت کنید، در صورتیکه چنین زبان وجود داشته باشد. زبان اینچنینی دوباره می تواند جان گرفته و در زندگی تک تک اشخاص به عنوان زبان مراوده مورد استفاده واقع شود. این زبان می تواند در آینده زبان یک اجتماعی گردد.
آتامار روز به روز رشد کرده و بزرگ می شد. بعدها آتامار در کتاب زندگی نامه خود آن دوران را چنین شرح می دهد:
زمانیکه به خانه مهمانی می آمد اگر مهمان به زبان عبری مسلط نبود پدرم مرا به اتاق شخصی ام می فرستاد تا کلمات بیگانه را نشنوم. او بارها به من گوشزد می کرد که کلمات به غیر از زبان عبری بیگانه اند. 
آتامار در رشدش به غیر از زبان عبری هیچ کلمه از زبان بیگانه دیگری را نشنید و بدین سبب در سن 4 سالگی قادر به تکلم اولین کلمات گشت. روزی بن یهودا در خانه نبود و همسرش که زبان مادریش روسی بود در حال گفتن لالایی به زبان روسی برای آتامار بود، بن سراسیمه به خانه آمد و در حالیکه متعجب از این وضعیت بود عصبانی شده و بر سر همسرش فریاد کشید. آتامار این صحنه را چنین توصیف می کند:
زمانیکه عصبانیت پدرم و اشک های مادرم را دیدم در وجودم بغض عجیبی بوجود آمد. ناگهان سکوتم را شکسته و اولین کلماتم را بیان کردم.
وجود یک کودک در خانه کاستی ها زبان عبری را نیز به خودی خود مشخص ساخته و بن یهودا را به تامل وا می داشت. بن یهودا برای بسیاری از آلات و مفاهیمی که کودک در این سنین با آنها مرتبط بود تماماً کلمات عبری را جسته و یا کلمات جدیدی را می ساخت. آتامار در حالیکه سن رشد را می گذارند هر روزه بر خزینه کلمات عبری اش افزوده می شد و از نظر طرز افاده به زبان عبری نیز طبیعیتر می شد. بن بهودا به همراه خانواده اش دقیقاً افسانه تولد دوباره زبان عبری را به حقیقت رسانده و انقلابی در زبان عبری بوجود آوردند.
دومین مرحله از تفکر انقلاب زبان عبری در نزد بن یهودا تز زبان عبری در مدرسه بود که جزء مهمترین پله های تحول زبان عبری به شمار می رفت، بن این پله را نیز با موفقیت پیمود. زمانیکه بن در خارج از فلسطین بود مقالاتی در مورد آثار ریشه دوانده از استفاده اجباری زبان روسی به جای زبان مادری مردمان غیرروس تحت امپراطوری روسیه نگاشته بود، او از این تز حرکت کرده و خواستار استفاده از زبان عبری توسط خاخام ها و معلمان یهودی در مدارس فلسطین شد. به نظر بن زبان عبری در کنار رفع احتیاجات امور دینی می بایست زبان دنیوی مردم یهود بوده و احتیاجات آنان را نیز برآورده سازد. بن طی دیداری که با مدیر مدرسه Alliance Israelite Universelle در بیت المقدس داشت تکلیفی از سوی Nissim Bechar مبنی بر تدریس 2 کلاس را دریافت می کند و در سال 1882 بن یهودا فرصت تدریس را می یابد. مدیر موسسه فوق اهمیت تدریس زبان عبرانی در مدارس یهودی را پی می برد. در این کلاسهای از طبقه های مختلف جامعه یهود دانش آموزان مختف برای اولین بار دور هم جمع می شدند که فرصتی ایده آل برای استفاده و گسترش روز افزون زبان عبری به شمار می رفت. مدیر مدرسه نیز راه و روش تدریس شخص خود مبنی بر آموزش زبان عبری با استفاده از زبان عبری را برای بن یهودا تشریح کرد، او در هنگام آموزش در فرانسه نتایج سیستم فوق را در دیگر زبانها مشاهده نموده بود. بن یهودا به سبب مشکلات متعدد جسمی تنها مدت زمان کمی توانست زبان عبری را به دانش آموزان بیاموزاند ولی این پروسه کوتاه نیز همراه با موفقیت های چشمگیری در امر آموزش زبان عبری بود. پس از چند ماه دانش آموزان یهودی کم کم به راحتی می توانستند احتیاجات خوردن، آشامدین، بازی، لباس پوشیدن، گردش و ...به زبان عبری را بیان و رفع کنند. بن یهودا درخشش زبان عبری در آینده را در این موضوع می دید که کودکان یهود اگر قابلیت آموزش زبان عبری در سنین کودکی را داشته باشند در دوران بزرگسالی به راحتی خواهند توانست زبان عبری را به عنوان زبان رسمی خود قبول داشته و تمامی احتیاجات خود را با این زبان رفع کنند. او در کلاس چنین می گفت: زبان عبری از خانه به مدرسه، از مدرسه به خانه ...در این صورت زبان عبری خواهد زیست. 
تدریس و موفقیت زبان عبری توسط بن یهودا سبب تشویق و ایجاد تاثیر در دیگر معلمین یهود گشت. ولی با اینهمه مشکلات متعددی در سر راه تعلیم زبان عبری از جمله کمبود معلم مجرب به زبان عبری، کمبود کتاب، نبود بازیهای و ترانه ها به زبان عبری، کمبود ترمینولوژی و .. وجود داشت. از اولین معلمینی که در تدریس زبان عبری نقش داشتند دیوید یدلویز بود او مسائل تدریس را در سال 1928 چنین بازگو می کند:
در اتمسفری با نبود کلمات، افاده ها، فعل ها،کتاب ها و سنگین بود تدریس زبان عبری را آغاز کردیم. کاشت اولین دانه ها در چه فضائی صورت گرفت دقیقاً قابل تصور و خیال نمی باشد. در کلاس اول زیرساخت های لازم برای آموزش زبان عبری کم بود. با زبانی نیمه جان، حرکات دستاها و چشم ها و دیگر اعضای بدن سعی در رساندن پیام به دانش آموزان داشتیم. 
دیوید یلین از معلمین دیگر آن دوران در این باره چنین بازگو می کند:
هر معلم دارای یک کتاب روسی یا فرانسوی بود که برای تدریس زبان عبری از آنها بهره می جست. برای تدریس زبان عبری واژگان موجود نبود. هر یک از معلمین روستا نسبت به ذوق خود برای ادای مطلب کلمه جدیدی را خلق کرده بودند و هر شخصی کلمات ساخته شده توسط خود را در امر آموزش بکار می برد. 
ولی با تمامی این موارد زبان عبری توانست از زبانی مرده و فراموش شده به زبانی پویا و مدرن مبدل شود و تمامی این سدها را برچیند.
بن یهودا در کنار آموزش جوانان و نوجوانان یهود به فکر اشخاص میانسال و مسن یهود نیز بود. بن یهودا پس از اینکه چند سالی در روزنامه محلی HaHavatzelet مقالات خود را منتشر کرد در سال 1884 اقدام به نشر روزنامه خود با نام Hatzvi که روزنامه ای مبتنی بر آموزش و استفاده از زبان عبری بود کرد. در آن زمان روزنامه های عبری زیاد گسترش نیافته و اولین روزنامه های یهودی در سال 1850 منتشر گشته بود. تصوری که بن یهودا از نشر روزنامه داشت بر پایه تصورات وی از روزنامه فیگارو فرانسه استوار بود. او روزنامه ای می خواست که مسائل داخلی و بین المللی، مدل، وضعیت آب و هوا و بسیاری از دیگر موضوعات را به زبان عبری به خلق یهود بازگو کند. و حقیقتاً در قرن 19 هر یک از یهودیان فلسطینی می توانستند روزنامه ای را به زبان عبری مطالعه کنند. بن یهودا روزنامه خود را به قیمت بسیار پایئین عرضه می کرد و هدفش از این کار گسترش تفکر و نفوذ زبان عبری در بین یهودیان طبقه متوسط اجتماع و سپس استفاده یهودیان از زبان عبری که در تصورشان از مطالب روزنامه نقش بسته بود مورد هدف قرار داده بود. در دیگر سو بن یهودا از روزنامه به عنوان ابزاری برای گسترش کلمات عبری نو ساخته در بین یهودیان بهره می جست. روزنامه بن یهودا طی زمان نشرش بسیاری از آمال بن یهودا را در خلق یهود محقق ساخت و به عنوان یکی از موثرترین ابزارات گسترش زبان عبری مبدل گشت.
بن یهودا برای کمک به گسترش زبان عبری در کلاس های تدریس لزوم وجود لغتنامه ای به زبان عبری را حس کرده و شروع به کار شد. در اصل بن زیرساخت های نگاشت یک لغتنامه را زمانی که در پاریس بود برنامه ریزی کرده  بود، او در زمانی که در پاریس ساکن بود کلمات متقابل عبری – فرانسوی را که در هنگام خرید بکار می برد در دفتر کوچکی گردآروی می کرد. او در متن آغازین لغت نامه چنین می نویسد: زمانیکه زبان عبری را به صورت کاربرد روزانه برای رفع تمامی احتیاجاتم بکار بردم تازه از عدم وجود بسیاری از کلمات عبری برای ادای مفهوم متوجه شدم. 
او بعضاً کلمات جدیدی را نیز بوجود آورده و در لیستی در روزنامه اش به چاپ می رساند. ولی همواره بن یهودا با مشکلات متعددی روبرو می شد، بن به راحتی می توانست اکثر نیازات روزمره خود را به زبان عبری مرتفع سازد ولی جامعه یهود تماماً بدین صورت نبود و اشخاص کمی قادر به درک ادبیات علمی زبانشناسانه زبان عبری بودند. بن یهودا بدین سبب لغتانامه ای علمی برای زبان عبری نگاشت، او بعضاً روزانه 18 ساعت صرف نوشتن و آماده سازی لغت نامه زبان عبری صرف می کرد تا روزی که توانست لغتنامه در 17 جلد به زبان عبری کلاسیک و مدرن برای خلق یهود فراهم سازد. لغت نامه بن یهودا 2 سال پس از مرگ وی و توسط همسر دوم و پسرش منتشر شد. امروزه نیز لغتنامه فوق از مهمترین منابع مطالعه زبانشناسان در مورد زبان عبری می باشد. 
بن یهودا برای جذب همکاری در مورد گسترش زبان عبری و نگاشت و تصحیح لغت نامه عبری در سال 1890 اقدام به تاسیس شورای زبان عبری نمود، هدف از تاسیس این شورا زدودن خطاهای گرامری، نوشتاری، تلفظی، ترمینولوژی و ... بیان شد. شورای فوق امروزه با نام آکادمی زبان عبری تمامی موارد مرتبط با زبان عبری را بر عهده دارد. البته بن یهودا در کنار کمک به تولد دوباره زبان عبری تاثیرات متعددی را نیز در جامعه یهود به ارمغان گذاشت از جمله حس اعتماد به نفس و اطمینان در یهودی ها بود. بن یهودا برای پیشبرد تفکرات خود به مقدار بسیار کمی از مردم یهودی فلسطین کمک مالی دریافت می کرد ولی بیشترین حمایت جامعه یهود در سال 1881 از او صورت گرفت که مصادف با مهاجرت عمده یهودیان به فلسطین می باشد. مهاجرین آن سالها به مانند بن یهودا جوان، ایده آلیست و دارای تحصیلات عالی بود. آنها برای تولد دوباره به سرزمین اسرائیل آمده بودند. آنها از بن یهودا حمایت های فراوان انجام دادند چون آنها برای قبول تفکرات بن یهودا و تکلم به زبان عبری آماده بودند. بسیاری از یهودیان مهاجر در آن موقع می توانستند کم و بیش احتیاجات خود را به زبان عبری مرتفع سازند و یا استعاد آموختن زبان عبری را داشتند. آنها مدارس متعددی در خانه و مدارس به صورت آموزش در سنین کودکی زبان عبری دایر ساخته و زبان عبری را می آموختند. بدین صورت در سالها 1881 تا 1921 در 40 سال به همراه کتب مقدس انقلاب زبان عبری به عنوان سمبلی از ملی گرائی یهود بارز گشت. هسته اولیه جامعه جوان و فعال که زبان عبری را جزء جدائی ناپذیر خود قلمداد می کرد شکل گرفت. در 29 نوامبر 1922 بالاخره زبان عبری به عنوان زبان رسمی مردم یهودی ساکن فلسطین مورد قبول واقع شد. بن یهودا پس از قبول رسمی شدن زبان عبری به علت مبتلا به بیماری ورم در پاریس درگذشت.            
براستی بن یهودای ترکان ساکن ایران چه کسی خواهد بود؟