‏نمایش پست‌ها با برچسب شعر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شعر. نمایش همه پست‌ها

۹/۱۹/۱۳۹۳

پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" یا "آزربایجانجا" – بخش پنجم

اومود اورمولو
در کنار نویسندگان و زبان‌شناسان، بعضی از شاعران نیز زبانی که تا سال 1937 به زبان ترکی مشهود بود را "زبان آزربایجانی" نام می نهند و برایش شعرها می سرایند. از مهمترین شاعران پیرو این خط فکری می‌توان شاعر شناخته شده صمد وورغون را نام برد، وی در جائی می‌نویسد: "زبان ترکی ساخته و پرداخته پان‌ترکیست و نشئت گرفته از فارس و عرب‌گرائی هست که توسط اشخاصی به مانند علی.حسین‌زاده به ادبیاتمان وارد شده و امروز با زبان آزربایجانی می توان خود را از بیماری عثمانی‌گرائی رها ساخت". در حالیکه زبان جدید آزربایجانی خود دچار انواع بیماری‌های زبان‌شناسانه متعدد بود صمد وورغون از برگزیدن این زبان جدید به عنوان پیروزی یاد می کرد و در جائی می‌نویسد: "ما امروز مفتخریم که زبان آزربایجانی با پروسه توسعه طبیعی‌اش به شکل استاندارد فرمالیزه شده و با همراهی زبان برادر بزرگتر یعنی زبان روسی هر روز بر غنای زبان آزربایجانی افزوده می‌شود"، بدین صورت می باشد که زبان آزربایجانی از زاویه دید مشخص و کوته فکرانه‌ای رها شده و به مسئله اتفاق نظر بین بسیاری از انسان‌ها عمل می کند.
همانطور که از نظرات صمد وورغون به خوبی مشاهده می‌گردد، روسیزه شدن و طرد زبان ترکی  و قبول زبان آزربایجانی مصادف با افزایش غناء زبان آزربایجانی بیان می‌شود. طبیعتاً این تفکر نشئت گرفته از تمایلاتی هست که فرهنگ غالب استعمارگر بر فرهنگ مغلوب تاثیر گذاشته به طوریکه اشخاصی به مانند صمد وورغون که تا قبل از سال 1937 از زبان ترکی، ادبیات ترکی، شعر ترکی . ... سخن می گفت به یکباره از طرد زبان ترکی و رسمیت یافتن زبان آزربایجانی سخن گفته‌اند. ایدئولوگ‌های روس با پروژه "خلق جدید" و "زبان جدید" هدفی جز تمایز ترکان ساکن آزربایجان با برادران ترک ترکیه‌ای خود را هدف گذاری نموده بودند و اشخاصی به مانند صمد وورغون دانسته یا ندانسته در جهت خدمت به این ایدئولوژی قدم برداشته‌اند. صمد وورغون در نوشته‌هایش در این باره چنین می نویسد: "ما در تاریخ پیرو هیچ خلقی الخصوص عثمانی‌ها نبوده‌ایم، چون ملت آزربایجان ملتی خاص بوده و تاریخ مستقل خویش را دارد، نام ملت ما ملت آزربایجان می باشد. در اینجا مسئله پرنسیپ می باشد". همانطور که مشاهده گردید میکروملی‌گرائی که با نام "آزربایجانیسم یا آزربایجان‌گرائی" در تفکرات اشخاصی به مانند صمد وورغون قابل مشاهده هست تماما در تضاد با هویت ائتنیکی ترک، زبان ترکی و سد نمودن نزدیکی هر چه بیشتر ترکان منطقه استوار بوده به طوریکه در اغلب اوقات ایدئولوژی آزربایجانیسم در ترکی‌زدائی قوی سبقت را از دو رغیب دیرینه روس و فارس خود ربوده و سردمدار پرچم ترکی‌زدائی بوده.   
در پروسه‌های تاریخی مشخصی زبان ترکی در روسیه تزاری کتمان شده و زبان ترکی با نام زبان تاتاری پیوند زده شده در عین حال در اتحاد جماهیر شوروی در وهله اول بی‌اعتنائی به زبان ترکی صورت پذیرفته ولی در مرحله دوم با ایجاد زبان جدیدی به نام زبان آزربایجانی سعی در انکار و کتمان زبان ترکی با متد و شیوه‌ای نوین در پیش گرفتنه شده است. موضوع چاریزم سبب سمپاتی انسان‌هائی به مانند آ.ا. باکی خانف، م.ف. آخوندزاده، م.کاظیم و ... و کمک به ترویج زبان تاتاری گشته در عین حال به گسترش زبان نوظهور آزربایجانی و مقابله با زبان ترکی نیز انسان‌هائی به مانند صمد وورغون، ا.دمیرچی‌زاده و ... یاری فراوانی رسانده‌اند اینان برای جایگیری زبان جدید آزربایجانی و جایگزین نمودنش با زبان ترکی از آثار، قلم و موقعیت خود بهره‌مند گشته‌اند. در هر دو روند زبان ترکی مورد سیاست آسیمیلاسیون واقع شده و خلق ترک نیز مستمعره زبانی و فرهنگی زبان حاکم روس شده است. تغییر نام زبان ترکی به زبان آزربایجانی ضربه‌ای تنها به نام زبان ترکی وارد ننموده بلکه به اساس مدنیت و حافظه تاریخی انسان ترک ضربه‌ای مهلک و کارا را وارد ساخته است. در این پروسه نیز از ابزارهای تاریخ و ادبیات برای ریشه تراشی جهت مشروعیت بخشیدن به زبان جدید و ملت جدید استفاده گشته است. 
در دوره اتحاد جماهیر شوروی ایدئولوگ‌های روس در عین حالی که برای ایجاد زبان و ملتی جدید کوشش فراوانی نموده و از هر شیوه و متدی جهت تمایز قائل شدن با ترکان ترکیه‌ای بهره جسته اند در عین حال نیز با ترویج و تشویق اصطلاحات بیگانه روسی و اروپائی که وارد زبان ترکی کرده‌اند ضربه غیرقابل جبرانی را بر تن و ساختار زبان ترکی وارد ساخته‌اند، روس‌ها با تثبیت قوانین زبانی در آن دوره سبب ارتقاء زبان روسی به عنوان زبان دوم و زبان غیررسمی ترکان و دولتشان گشته‌اند. 
نوشته‌های مرتبط پیشین:

۲/۱۰/۱۳۹۳

اۇرمیه‌ده تۆرک آشیق شعریئنه امک وئرن رۏبن یعقۇبیان

یازار: احمد اسدی
رۏبئن یعقۇبیان 1327-جی ایلده گۆنئی آزربایجان و اۇرمیه‌نین ناخچیوان‌تپه کندینده دۆنیایا گؤز آچمیشدی. اۇرمیه‌نین ائرمنی‌لریندن اۏلسادا، ایللر بۏیۇ تۆرک آشیق شعرینده چالیشیب یاپیتلار(اثرلر) یارادمیشدیر. روبئنین تکجه اۏغلو بیر قضادا اؤلدۆکدن سۏنرا، منزوی بیر یاشاما باشلاییب، یالقیز و یالنیز یاشاییردی. آشیق شعریمیزین چئشیدلی بؤلۆملرینده شعرلری اۏلان سئوان نهایت کئچن آی وفات ائتدی. اۇرمیه‌لی رۏبئنین اوچ شعرینی بیرگه اۏخویاق:
دار اۏلدۇ 
فلکيـــــن اليندن گلديم زينهارا
گن دۆنيا باشيما دار اۏلدۇ دار دار!
مۇرغی کؤنلۆم عرض وصال ائيله‌ديی
قیسمتيم داليندا خار اۏلدۇ خار خار!
***
عئشقين سئــوداسينا دۆشن عاشیقم
وۆصاله يئتمه‌يــن، جـۏشان عاشیقم
عئشقين آتشينـــــده بیشن عاشیقم
پروانه‌يم، سئودام نار اۏلدۇ نار نار!
***
بيچاره سئوانام چۏخ چکديم زحمت 
مۇرادا يئتمه‌ديم، گؤرمــــه‌ديم لذت
عؤمـــرۆ بادا وئرديم، سببی غفلت
سۏنۇندا مسکنيم غار اۏلدۇ غار غار!
اؤيرن پروانه‌دن
شۆکۆر اۏلسون يئتديم پايه ساقی ميخانه‌دن
مئی باده‌سين سر چکميشم مست اۏلدۇم پيمانه‌دن
مست چشم يار سيررينی من سۏرۇشدۇم بۆلبۆلدن
بۆلبۆل دئدی من ناشييام، گئت اؤيرن پروانه‌دن
***
پروانه تک عئشق اۏدونا بۇ جانيم بيگانه‌دی
اؤز اؤلکه‌مده غريب اۏلدۇم، دؤرد يانيم بيگانه‌دی
اؤلۆب بولبول، کؤچۆب بايقۇ، مکانيم بيگانه‌دی
گئجه-گۆندۆز بان چکيرم بايقۇ تک ويرانه‌دن
***
ويران اۏلدۇ کؤنلۆم ائوی، باتديم محنت بحرينه
بير سۏنانين سئوداسيندا دۆشدۆم غملر نهرينه
آشنا ياريم دؤندۆ يادا، يانديم هجران قهرينه
دلی کؤنلۆم قئيس کيمی اۆزۆلمۆر جانانه‌دن
***
جانانينين فقير سئوان چوخ چکيبدی جفاسين
فرهاد کيمی جانين قۏيۏب، گؤرمه‌ييب يار وفاسين
بۇ فنانين حتی بير دم سۆرمه‌ييبدی صفاسين
گلن گوندن ستم گؤرۆب کسيبلر غمخانه‌دن

۱۲/۲۷/۱۳۹۰

یئنی گون یا نوروز در فرهنگ ترکان

اومود اورمولو 
در هر دوره ای تغییراتی که در زمین و محیط پیرامون رخ می داده سبب تاثیر پذیری انسان ها و جوامع می شده است. بشر اولیه که مفهوم زندگی را با این تغییرات و دگرگونی ها همعرض می دانست در جستجوی راههائی برای آشتی با این نیروی طبیعی بوده و برای کم کردن عوارض بد ناشی از این تغییرات راه حل های متفاوتی را در پیش می گرفته است. تقلید، تحرک، تقدس دسته جمعی، شکران نعمت، دعا و ... از جمله تاکتیک های انسانها و جوامع اولیه با این گونه دگرگونی های طبیعی بوده است. 
تفکر و تامل کردن فرد را برای زندگی در اجتماع آموزش می دهد. زمانیکه فردها در کنار هم قرار گرفته و تشکیل اجتماعی را معنا می سازند پل های ارتباطی بین این فردها جزء عوامل مهم همبستگی و اتحاد می باشد. روند حفظ و گسترش آداب و رسوم اجتماعات، تازگی باورها سبب حفظ پایه های آداب و مراسم اجتماع شده و همبستگی اجتماعی را تقویت می بخشد. هر فردی که در این آداب و رسوم جمعی اجتماع خود اشتراک داشته باشد خواسته یا ناخواسته احساس خوشبختی از اینکه جزئی از اجتماع می باشد را به یدک می کشد. خصوصیات و ویژگی های تمامی مراسم و آداب با تفاوتی ها که دارند تنها هدف مشترکشان اجتماع بین افراد و تقویت پل های ارتباطی بین اجتماع می باشد که این نیز به نوبه خود تفکر اجتماعی و شعور جمعی اجتماعی را بسط می دهد. هر مراسم سمبلی را در خود نهفته دارد که شادی، غم، برکت و ... اجتماع را در خود متبلور ساخته و نشان های سیستم های باور و اعتقادی گذشته با خود به ارمغان داشته است.
ریشه مراسمات اجتماعی تا به دوران شکار برمی گردد. انسان شکارچی برای ازدیاد و برکت شکار خود از نیروهای غیرطبیعی مدد ویاری می جسته است. زمانیکه فرهنگ شکار و شکارچی به فرهنگ کشاورزی مبدل می شود اینبار نیز این مراسم برای افزایش برکت و روزی بزرگ داشته می شده است. در این دوره انسان تغییرات فصول را بر کاهش و یا افزایش محصول دانسته و برای مثال برای بارش و طلب باران، افزایش بهره دهی خاک و ... مراسمات خاصی را اجرا می کرده است.
در فرهنگ ها و مدنیت های مختلف تغییرات فصول همراه با مراسماتی بوده است. تکرار زنده شدن دوباره طبیعت و تغییرات فصول در انسان اولیه همراه با شادی و شعف بوده است و در فرهنگ ترکان قبل از ورود اسلام نیز این جان گیری طبیعت با مراسمات متعددی بزرگ داشته می شده است. ترکان پس از قبول اسلام موفق به قبولاندن بسیاری از عادات و رسوم خود به این دین شداند. پس از قبول اسلام بسیاری از خصوصیات و ویژگی های آئین ها و رسوم ترکان نیز در جهت آداپته شدن با این باور جدید دچار دگرگونی های مختلفی شده است و این خاص به اجتماع ترک نبوده و در دیگر اجتماعات نیز عیناً تکرار شده است. انسانی که برای گذارن زندگی به فرهنگ کشاورزی روی آورده و تغییرات فصولی یکی از عوامل مهم افزایش بهره وری وی از خاک بوده بناچار و بنا به شراطی طبیعی که انسان را به طبیعت پیوند می داده است شروع به ایجاد تقویم های فصلی نموده است. اولین تقویم انسانی بر پایه جان گیری دوباره طبیعت بوده است.
آداب و رسوم در بین اجتماعات خاصیت پیوستگی کسب کرده و به عنوان یکی از عناصر فرهگی و هویتی آن اجتماع مبدل گشته اند. بزرگداشت گشایش بهار چه در اجتماعات قدیمی گذشته و چه حال در اجتماع ترک، ادبیات، زبان، آداب و رسوم ملل ترک نیز به صورت پیوسته بوده و با دگرگونیهائی همراه بوده است. 
شروع زنده شدن طبیعت که مصادف با برابری روز و شب می باشد از گذشته های دور طی مراسماتی که در هر یک از ملل ترک به صورت مجزا بزرگ داشته می شده است ارج نهاده میشد. هر یک از ملل مختلف ترک در منطقه جغرافیائی که می زیسته اند بنا به بسیاری از مسائل نام مختلفی را به این تحول می داده اند که از این نام های متفاوت می توان به اسامی نظیر یئنی گون، سلطان نوروز، باهار بایرامی، جیلقایاق، ایل باشی، نوروز، ارگنه قون، بوزقورد، چاغان، دیریلیش، ارکین گون، قورتولوش گونو، گون دونومو،  ایلک یاز بایرامی، مرکس، مصیر بایرامی، میرام، نئوروز، نوی-نوز، سلطان مئوریز، ته زه ایل، اولوس گونو، یوروک بایرامی و ... اشاره داشت.        
یئنی گون که در بسیاری از فرهنگ های مختلف ملل دنیا به عنوان دگرگونی در طبیعت بزرگ داشته می شود با توجه به وضعیت اقتصادی، باوری، زیرساخت ایدئولوژیک و فرهنگی اجتماع و .. ارج نهاده می شود. در آسیا و آسیای میانه مراسم بزرگداشت یئنی گون دارای شباهت های بسیاری بوده است. یئنی گون بهمراه ملل ترک منطقه و دنیا در بین ملل ایران، آناطولی، بالکان نیز پاس داشته شده و برگزاری این مراسم به سبب بسیاری از بده بستانهای تاریخی در ملل این منطقه دارای شباهت هائی در عین تفاوتها می باشد به طوریکه یئنی گون جغرافیائی شامل شمال غربی آسیا تا مرکز اروپا و بین باورهای شامانیست، بودایست، یهودی، مسلمان، مسیحی و ... دربر می گیرد. بنا بر منابع قدیمی چینی یئنی گون به شکل امروزی میراث دار فرهنگ ترکان هون در ترکستان شرقی چین می باشد که ابتدا به صورت منطقه ای و سپس به صورت گلوبال ظهور کرده است. بر اساس منابع چینی قدیمی ترکان هون برای روز 21 مارس خوراکی ها مختلفی را آماده کرده و به صورت دسته جمعی به شادمانی می پرادخته اند. 
نوروز کلمه ای فارسی می باشد که از دو جزء نو+روز تشکیل شده است. بسیاری بر این باورند خود نوروز ترجمه شده مفهوم یئنی گون ترکی می باشد چون بر خلاف قواعد زبان فارسی صفت قبل از اسم آمده و احتمال ترجمه شدن این کلمه را می افزاید. بنا بر تحقیقات انجام شده علت گسترش این کلمه فارسی در حالی که کلمات متعددی در زبان ترکی و ملل ترک دنیا برای نامیدن این مراسم موجود بوده است را وام گیری زبانی واژها، در هم تنیده شدن بسیاری از فرهنگ ها در این منطقه بیان می شود.    
یئنی گون قبل از اسلامیت:
مفهوم یئنی گون را قبل از اسلامیت می توانیم بدین صورت بیان کنیم که یئنی گون در اجتماعاتی که با حیوان داری و کشاورزی امرار معاش می کرده اند نوعی باور نسبت به افزایش برکت و روزی بوده است. بیشتر قبل از اسلامیت جوامع برای دفع بلاها و آشتی با دگرگونی های طبیعت یئنی گون را بزرگ می داشته اند. برای مثال در قبل از اسلامیت عده ای بر این باور بودند که پریدن از روی آتش گناهها را از بین می برده است چون آتش یکی از عوامل ایجاد حیات بوده و مقدس می باشد. در عین حال شروع بهار نیز نشان از تغییر دگرگونی طبیعت و یا به نوعی زنده شدن دوباره طبیعت می بوده است.
در قبل از اسلامیت بعضی از باورهای مرتبط با یئنی گون را به ترتیب زیر شمرد:
1- روز 21 مارس مصادف با روز خروج از ارگنه قون بوده و ترکان این روز را با عنوانی نظیر روز قورتولوش ارج می نهادند.
2- در تقویم 12 حیوانی ترکی در روز 21 مارس روز و شب برابر بوده و ترکان این روز را بزرگ می داشته اند.
3- روز اتمام فصل زمستان و شروع فصل کوچ و احیای طبیعت برای ترکان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است.
یئنی گون پس از اسلامیت:
ترکان که از آسیای میانه به سمت جغرافیای فوق که محل زندگی ترکان می باشد در حال کوچ بوده اند و در این کوچ اجتماعی نیز از کنار فرهنگ های متفاوتی گذشته و داد و ستدهای مختلف فرهنگی را شاهد بوده اند. این روند همراه با ظهور اسلامیت بوده است که مراسم یئنی گون همراه با باور اسلامیت در هم تنیده شده و به شکل تقریباً امروزی به ارث رسیده شده است .یئنی گون پس از اسلامیت همراه با معانی گذشته خود مفاهیم جدید را نیز در برگرفته است.    
پس از قبول اسلامیت نیز فلسفه یئنی گون همراه با افسانه های زیر بیان شده است:
1- خداوند زمین را در روز 21 مارس ایجاد کرده است و ستارگان و خورشید در این روز زاده شده اند.
2- حضرت آدم در روز 21 مارس بوجود آمده است.
3- پس از خوردن میوه ممنوعه توسط حضرت آدم و حوا خداوند این دو را در روز 21 مارس مورد عفو خود قرار داده است.
4- حضرت نوح پس از طوفان نوح در این روز قدم به زمین گذاشته است.
5- در روز 21 مارس حضرت یونس از شکم ماهی غول آسائی که وی را بلعیده بود به بیرون آمده است.
6- حضرت یوسف که از طرف برادرانش در چاهی انداخته شده بود در این روز موفق به نجات از چاه شد.
7- در چنین روزی حضرت موسی دریا را با استفاده از عصای خویش شکافته است.
8- در چنین روزی حصرت محمد به پیغمبری برگزیده شده است.
9- روز زاده شدن حضرت علی و روز ازدواج با حضرت فاطمه می باشد.
موارد بر شمرده شده بالا تمامی افسانه ها و باورهای مرتبط با یئنی گون پس از ورود اسلامیت نمی باشد برای مثال در قزاقستان طی افسانه ای یئن گون را روز تولد دده قورقود می نامند.
یئنی گون یا نوروز در ادبیات ترک:
فرهنگ یئنی گون در ادبیات تورک نیز دارای تعاریف و مشخصات خاص خود می باشد و در بسیاری از منابع نوشتاری که تا به امروز حفظ شده اند ردپای یئنی گون را می توان در
اشعار، قصیده ها، متون درباری، ادبیات فولکوریک، سفرنامه ها و ... مشاهده نمود.
دو تن از شاعران بزرگ ترک نظامی گنجوی (1214-1150) در "اسکندرنامه" و علی شیر نوائی (1501-1441) در اثر "سد اسکندر" یئنی گون یا نوروز را جشن بزرگ و ملی وصف می کنند. 
در زمان امپرطوری عثمانی برای ارج نهادن به بزرگان دربار شعرا به هنگام یئنی گون اشعاری با نام "پیشکش نوروزیه" می سرودند که بیشتر در وصف یئنی گون و پادشاه مربوطه می بوده است.  
در آزربایجان جنوبی و در شهرهائی نظیر خوی، مرند در هنگام یئنی گون نغمه هائی به مانند زیر از طرف خلق ترک سروده می شود: 
گلیر نوروز بایرامی – عید نوروز می آید
آچیلار گول له ر هامی – تمامی گلها شکفته می شوند
ساخلا گلین آنامی – ای عروس مادرم را به تو می سپارم
آنامی، هم آتامی – هم مادرم و هم پدرم
نوروز گلیر، یاز گلیر – بهار به همراه نوروز می آید  
نغمه گلیر، ساز گلیر – ساز و نغمه می آید
باغچالاردا گول اولسون! – در باغچه ها گل بشکفد
گول اوسته بولبول اولسون! – در روی گل نیز بلبل می نشیند
نوروز، نوروز خوش گلدین – ای نوروز خوش آمدی
خوش گلدین، بوش گلدین – خوش آمدی، تهی آمدی
بوش گلدین، دولو گلدین – تهی آمدی ، لبریز آمدی 
بول گلیدن، سولو گلدین – لبریز آمدی، پربرکت آمدی
از شاعران ترک آزربایجان جنوبی نیز استاد محمد حسین شهریاد در اثر بی بدیل خود به نام "حیدر بابایا سلام" به بهترین وجه ممکن زوایای آداب و رسوم مراسم یئنی گون را با صاف ترین کلمات و عبارات به تصویر کشیده است.
بایرام یئلی چارداخلاری ییخاندا
نوروز گولو ، قار چیچه یی چیخاندا
آغ بولودلار کوینک له رین سیخاندا
بیزده ن ده بیر یاد ایله یه ن ساغ اولسون 
دردله ریمیز قوی دیکیلسین داغ اولسون
یومورتانی گویچه ک گوللو بویاردیق
چاقیشدیریب سینانلارین سویاردیق
اویناماقدان بیرجه مه یه ر دویاردیق
ایرضا منه نوروز گولو ده ره ردی
نوروز ائلی خرمنده ول سوره ردی
گاهدان یئنیب کوله ش له رین کوره ردی
داغدان دا بیر چوبان ایتی هوره ردی
اوندا گوردوم اولاق اولق ساخلادی
داغا باخیب قولاخلارین شاخلادی
محمود کاشغری در اثر گرانبهای "دیوان الغات ترک" خود نیز به موضوع یئنی گون و دگرگونی طبیعت نیز پرادخته و با این ابیات به موضوع می پردازد:
تورلوگ چیچک یاریلدی – در بهار انواع گل ها شکوفه می دهند 
بارچین یادخیم کئریلدی – به مانند اینکه از کرمی ابریشم نهان گشته
اوچماق یئری کوُرولدو – محل جنت و بهشت نمایان شد
توملوق یانا کلگه سوز – و سرما هیچ وقت نخواهد آمد
شاه اسماعیل صفوی در ابیاتی یئنی گون را چنین توصیف می کند:
گلدی نو روزو باهارو احدو دئوری دوست کام  
یار اه لی تک یئر اوزو نقش و نیگار اولدو گینه
اسراء دان به ری گلن نوروز یدین شاها یئتن
هی قاضیله ر سادجه قیلون قاضی له ر دئین  شاه منم
فضولی دیگر شاعر ترک یئنی گون را بدین گونه به تصویر می کشد:
هر گون آچار گونلومو ذووقی ویصالین یئنله ده ن
گه رچه گول له ر آچماغا هر ایلده بیر نوروز اولور 
علی شیر نوائی که یکی از شاعران ادبیات چغتائی می باشد نیز ابیاتی در وصف یئنی گون به ترتیب زیر دارد:
واصلی آرا قوردوم رنگ امیش بویونا ساچس
تورکون تنگ اکزان ظاهیر اولور بولادی نوروز
هر گونون قدر چلوبان
هر گونون نوروز اولسون
نور علی کابلی از شعرای ترک ازبک نیز در وصف یئنی گون چنین ابیاتی را سروده است:
توران اوزون بولسا اوزبکستان کوز
یونینگ ترافیگا یوقتور بوشقا سوز
تورکی میلادلارینگ ایچینده فیروز
هورلوک تیمثولینگ اوزاسان ناوروز 
هر اینسان تاقدیرقا شکران آیلاب
سنینگ گلیشینی قوتلار آتایلاب
باغریغا اولادی سنی آوایلاب 
اوشاغینگ سن سئوه ن قیزیسان ناوروز 
به نظر بسیاری از محققین دنیای ترک یئنی گون سبب ایحاد فصل خاصی در زبان و ادبیات ترکی شده است که در ترکیه به بهاریه، در آزربایجان به نوروزیه یا اشعار نوروز، در قزاقستان به نوروز جیرالان، در قرقیزستان به نوروز جیرلاری، در ازبکستان به نوروز قوشوق لاری، در ترکمنستان به نوروزنامه، در ترکستان شرقی به نوروزیه و یا نوروش قوشوق لاری و ... معروف می باشد.
از شاعران دنیای ترک که در مدح یئنی گون اشعار و قصیده هائی به یادگار گذاشته اند می توان به فضولی، باکی، نفی، ندیمی، یحی ناظم، هالتی، نائلی قدیم، نظامی گنجوی، شیخ سلیمان یحی افندی، شهریار، احمد پاشا، ابدال پیر سلطان، علی شیر نوائی، دده قورقورد، دیداری، درویش فخری، عزیز ماهسنی، ملا پناه واقف، جعفر خاندان، شکری متین بابا، آشیق علی عسگر، محمد آزادی، محمد غایبی، شیدائی، مختوم قلی و ... اشاره داشت.    
آداب و رسوم یئنی گون در ملل ترک:
در آزربایجان (شمالی و جنوبی) در بین خلق ترک بسیار با اهمیت بوده و از روزها مانده به این عید ملی خلق آماده برگزاری هر چه باشکوه تر مراسم می شود. از جمله بازیهای خاص مربوط به یئنی گون می توان به "آت چاپما"، "قیلینج اویناتما"، "زورخانا"، "سیم پهلوانی"، "ماسگارا" و ... اشاره کرد.
در ازبکستان بزرگداشت یئنی گون بیش از 7 روز طول می کشد. در این روز بسیاری از خانواده ها و مردم عادی طی مراسمی دور هم جمع شده و بزرگان و ریش سفیدان داستانهای ملی را برای نوجوانان بازگو می کنند. در ازبکستان همراه با پخش شیرینی و اجرای مراسمات شادی انواع شعرها در مدح یئنی گون نیز سروده میشود.
در ترکستان شرقی مراسمات بیشتر بوی ملی سنتی به خود می گیرد. در این روز غذاها و نوشیدنهای ملی و سنتی اماده شده و در جشنی که از تجمع خانواده ها و یا به صورت عمومی برگزار می شود خوردنی ها و آشامیدنهای مذکور بین انسانها پخش می شود.
یئنی گون در قزاقستان شروع 6 ماه هوای بهار و اتمام سردی تلقی می شود، علت این موضوع در میتولوژی ترکان قزاقستان می باشد که سال را به دو شش ماه سرد و گرم تقسیم می کنند. شش ماهی که با یئنی گون شروع می شود آغاز گرمی هوا، روشنی و .. می باشد. در میتولوژی ترکان قزاقستان خورشید و ماه به زن و مرد معنا می گردد که شروع بهار و یئنی گون آغاز روشنی و سرآغاز محبت و دوستی معنا می شود. ترکات قزاقستان بنا به عادتی در این روز حیوانی را قربانی می کنند. 
ترکان قرقیزستان نیز یئنی گون را با مراسمات سنتی و ملی خود بزرگ می دارند. در این روز مراسمات باشکوه دولتی و مراسمات کوچک خانوادگی شکل گرفته و مردم به شادی و شور می پردازند. در قزاقستان نیز خوراکی های مرتبط با یئنی گون طبخ می شود.
ترکان ترکمنستان نیز یئنی گون را اتمام 90 روزه زمستان و شروع فصل گرمی و محبت معنا می کنند. در این روز نیز خانواده ها دور هم جمع شده و به دیدار و بازدید بزرگان و ریش سفیدان فامیل می پردازند.
ترکان داغستان در یئنی گون خانه های خود را با توجه به دگرگونی طبیعت خانه تکانی کرده و این امر را نشانه برکت می دانند. ترکان داغستان در یئنی گون اشعار ملی و مرتبط با افسانه های یئنی گون را می سرایند.
در ترکیه نیز یئنی گون به عنوان عید ملی بوده و دول ترکیه سالها با مراسمات ملی به پیشواز مراسم یئنی گون می رفته اند که طی چند سال گذشته به علت استفاده ابزاری گروههای رادیکال کرد از این مراسم و آشوب و آتش کشیدن شهر این مراسم به علت مسائل امنیتی رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است.
ترکان نوغای چندین روز قبل از ورود یئنی گون آماده برگزاری و بزرگداشت این جشن می شوند. قبل از یئنی گون ترکان نوغال چندین حیوان را قربانی کرده و گوشتهایش را به فامیل و اطراف پخش می کنند. 
ترکان قاراچاق- مالکار نیز یئنی گون را مهمترین عید ملی خود پنداشته و برای آنها جشن الهی می باشد. ترکان قاراچای-مالکار نیز حیوانی را برای بزرگداشت این مراسم قربانی می کنند. در این روز مراسمات مختلفی به مانند اسب سواری و ... برگزار می کنند. 
ترکان قاقاووز که از نظر باوری مسیحی می باشند یئنی گون را به عنوان آغاز بهار بسیار گرامی می دارند. ترکان قاقاووز برای یئنی گون چندین بره را قربانی می کنند.      
منابع و ماخذ:
نوروز در فرهنگ ترک نوشته آیشه باش چتین چه لیک
یئن گون در فرهنگ ترکان نوشته دکتر. بایرام دوربیلمه ز
نوروز در فرهنگ عمومی خلق ترک نوشته پرفسور دکتر اه رمان آرتون
تورک خالف ادبیاتی نوشته علی رضا صرافی
نوروز در ترکان اویغور نوشته ولی ساواش یلوک
نوروز در ادبیات دنیای تورک نوشته دکتر محمد تیمزکان

۱۲/۲۶/۱۳۸۹

ملل ترک و یئنی گون بایرامی ، باهار بایرامی و یا عید نوروز

اومود اورمولو
ارگه نه قون بایرامی (عید نوروز) در میان ملل ترک دنیا از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده ، در دنیای ترک با توجه به اعتقادات و باورهای متفاوت ارگه نه قون نسبت به مراسم حاشیه ای که داشته هزاران سال بزرگ داشته شده و برای ملل ترک دارای ارزشهای معنوی، باور-اعتقادی، داستانی – اساطیری (میتولوژی)،  بوده است. آن چیزی که ملل ترک دنیا را بر بزرگ داشتن ارگه نه قون به یک جا جمع نموده ریشه در آئین ارگه نه قون، تاریخ، ارزشهای مادی و معنوی، و ... نهفته در ارگه نه قون بوده و می باشد.
در زمانهای گذشته انسان همواره در جستجو داشته های محیطی، تاریخی و محل سکنی گزیدن خود بوده، این جستجو و علت همواره با اعتقادات و باورها و به یک نوعی تقدس بودن همراه بوده است. اجتماعات زمانی که در جنگ بین طبیعت و انسان بود با غلبه و قدرت بی کرات طبیعت انسان مجبوراً سر تعظیم برده و راه آشتی با طبیعیت را برگزیده و در این راه در جستجوی نیروهای مافوق طبیعیت و بهره گیری از این نیروها و حتی جهت دهی به این نیروها بوده اند
.
از اولین اجتماعات بشری همواره بر پایه تغییرات ماه و فصول و ... بشر این تغییرات را بزرگ می داشت و آئینهایی مختلفی را بپا می داشته است. انسان ضعیف در مواجه با خطرات عالم طبیعت، نیروهای مافوق طبیعیت و ... از نیرویی شبیه به جادو کمک می طلبید و بعضاً کمک می دید .اجتماعات اولیه از تقلید، اعتراض به انواعی و حتی سحر را همیشه در تقابل طبیعت و انرژیهای آن بهره برده اند. این مراسمات و آئینها در زمانهای مختلفی با دعا و قواعد خاص به خود بوده و برگزار می شده است. جستجوهایی که در جهت شکل دهی به تفکر مدنیت ها بوده است سبب ظهور باورها و اعتقادات شده است.
قدمت این نوع مراسمات را تا قدمت آیئنهای مذهبی می توانیم مشاهد گر باشیم. انسان شکارچی زمانی که شکار خود را با مراسمی تناول می کرده و مراسم آئینی برای از بین بردن سحر و جادوی موجود در تن و محیط خویش  بهره می جسته می توا نشانه هایی از همین تقدسات و تفکرات اولیه را مشاهده نمود. انسان شکارچی در مدنیت شکار خود همواره در جستجوی برکت و افزایش روزی خویش به انواع مراسم و آئینه هایی در این رابطه شروع کرده است. در مراسم مذهبی گذشته شادی و هیجان، سحر، و برکت و افزایش روزی در هم تنیده شده است. هدف آئینهای مذهبی از یک سو آزمایش فیزیکی، نرمهای اجتماعات و از دیگر سوی ارتباط برقرار کردن اساس تفکر اجتماعات با دنیای دیگر بوده است.
در مراسم آیئین – مذهبی، معنای طبیعت همراه با توتم پرستی (Totemism) اختلاط شده است. مراسم آئینی جهتهای کشف نشده طبیعت را نشانه می پندارد. در مدنیتهای مختلف تغییر موسم و فصول با مراسم آیئینی مختلفی بزرگ داشته می شود. تا قبل از دوره اسلامیت و مسلمان شدن ملل ترک تغییر فصل زمستان به فصل بهار با عنوان باهار بایرامی (عید بهار) و جان گرفتن دوباره طبیعت بزرگ داشته می شده و در این مراسم مردم به انواع شادیها می پرداخته اند.
بایرامها (اعیاد) با توجه به ارتباط با اجتماعات و خلق ها به شکل یک الگو تغییر شکل داده و در تقویم ها منعکس و منتشر شده است. بایرامها با نیات متعدد و اشکال و رفتار مختلفی در مدنیت ملل به صورت فرم و شکل امروزی نهادینه شد است. با ورود اسلام و تقبل مدنیت اسلام بعضی از اجتماعات توانسته اند اعتقادات و باورها و رسوم و آئینهای گذشته خویش را  به اعتقادات جدید وارد سازند. آیئن، شادیها و مراسمی  که در گذشته بوده و اجرا می شده است بعدها با ورود به ادیان سماوی خصوصیت جدیدی به خود ظاهر گرفته اند. ترتیب ماهها، فصول و سالها و ارتباط بین اینها سبب ظهور تقویم ها در بین اجتماعات شده است.
در مدنیت تمام مللی که جشن آغاز بهار را بزرگ می دارند، مراسم سال جدید با توج هبه المانهای  طرز و شیوه زندگی، جغرافیای محل سکونت، زیربنای اقتصادی، اعتقادات و باورها، زمانهای مناسب، و ...  بزرگ داشته می شود. مراسمی که به باورها و اعتقادات وابسته بوده  در جغرافیای آسیا و ملل ساکن قبل در این منطقه در شراطی اقلیمی و جغرافیایی مشابه به همی بزرگ داشته شده است. مراسم و آیئنها که بر اساس باورها و اعتقادات دینی پایه ریزی شده اند به صورت یک نیرویی در برابرمان سد علم می کند. باور، میتولوژی، سحر و جادو. میتولوژی و میتولوژها داشته های اجتماعات را در گذشته می بینند.
مدنیت ترکان اویغور و باورهای آنان در مورد ارقه نه قون و یا باهار بایرامی نیز قابل ستایش و تامل می باشد. و حتی در بسیاری از اسناد و منابع بسیار قدیمی دست نوشته چینی از برگزاری آیئنها و مراسماتی هنگام تغییر فصول در بین ترکان اویغور در ترکستان شرقی در کشور چین خبر داده اند. در زبان ترکی اویغوری به اولین روز تبدیل فصول و آمدن و جان گرفتن طبیعیت نه (نو) بهار گفته می شود که در بین ترکان اویغور روزی مقدس می باشد. در بین ترکان اویغور جشن نو بهار یا ارگه نه قون امروزه جشن ملی به شمار می آید و بسیاری از اسناد تاریخی از شروع مراسم و آئینی که امروزه به نام نوروز در بین ملل مختلف آسیا و حتی دنیا بزرگ داشته می شود را مدیون مدنیت ترکان اویغور می دانند.
امپراطوری بزرگ هون توسط باهادیر (بهادر) اوغوز خان در سال 210 و با کشتن پدر خویش تئومن و نشستن بر تخت سلطنت شروع شد. در سال 209 تمام ترکان آنرا به عنوان تانری کوت (خدای مقدس) شناخته و قبول کردند. در سال 209 مراسم تاج گذرای انجام شد. این مراسم در فصل بهار بوقوع پیوست. برای اینکه به خاطر اعتقادات شامانی (Shamanism) این موقع از فصل سال به عنوان تقدسی که در بین شامانیستها داشت مورد قبول ترکان بود. در مراسم تاج گذاری خان اوغوز این مطالب را بیان می کند: عالم و  زمین هنگامی که ملت من با نیروی خدای آسمانها و خدای طبیعت و سرسبزی ها بوجود آمد، ملتم باید به شفقت خدای آسمانها دعا کند. برای اینکه ترکانم شاد شوند این روز را برگزیدم تا ایل و ملتم آغاز دوباره را تجربه کنند.
زبان شناس و تاریخ شناس برجسته روس باسکاکوف (Baskakov) در مقاله ها و تحقیقات خود برای شناختن و شناساندن ارگه نه قون (باهار بایرامی)، نوروز در جایی می گوید که تمام مللی که این مراسم را بزرگ می دارند یک قوم اند!. به نظر او این تغییر فصول و جان گرفتن طبیعیت برای اولن بار در بین ملل ترک در ترکستان شرقی با برگزاری مراسمها و تجمعات بزرگ داشته می شد.
در سنگ نوشته ای که در کنار رود یئنی سو (ینی سی)به نام ک یا داشی (Kıya Daşı) معروف هست در مورد مراسم باهار بایرامی سخنان زیر به چشم می خورد:        
آقایان هون، شاه نشین های هون، برای ما روز اول بهار روزی مقدس می باشد. از چین و ماچین گرفته تا غرب هندوستان در مناطق ترک نشین این روز را بزرگ داشته و به اشتراک گذاشتند.
گوک ترکان (ترکان آسمانی) در زمان امپراطوری خویش نیز به صورت رسمی در دولت اولین روز بهار را گرامی، بزرگ و تقدس می شماردند. و به خدای آسمان (گوک تانری) شکر گذاری می کردند. ترکان آسمانی برای آوردن فصل و موسم جدید برای خدای آسمان شکر گذاری و دعا می کردند. شبها آتش روش نمی کردند، غزل می خواندند، شادی و آواز خوانی می کردند، می رقصیدند و ... هر کس با توجه به توان مالی که داشت سفره ها حاضر کرده و بین دیگر انسانها به اشتراک می گذاشت. این مراسمات و آئین ها در کوههای تانری، تاریم و سواحل جونقار و در مناطقی که ترکان اویغور زندگی می کردند دیده می شود.
بعد از گوک ترکها (ترکان آسمانی) و ترکان اویغور امپراطوری قاراخانی نیز روز اول بهار با عنوان باهار بایرامی بزرگ داشته شده و بیشتر از پیش مورد استقبال و گسترش قرار گرفت. این مورد را در سخنان عالمان مثل کاشغرلی ماحمود (محمود کاشغری) و یوسف حاس حاجب نیز می توان به خوبی مشاهده کرد.
در بین ملل ترک آداب و رسوم ارگه نه قون (باهار بایرامی) از تنوع زیادی برخوردار می باشد. کاشغارلی ماحمود (محمود کاشغری) در اثر گرانمایه و ارزشمند خود به نام  دیوان لغات ترک باهار بایرامی را تغییر فصول، ذوب شدن برفهای کوهها و تشکیل رودخانه ها، فراوانی آب ها، تنوع شکفتن گل ها ، طبیع ت رخت سبز و سبزی بر تن کردن، و فزونی یافتن حیوانات و معانی این چنین زیبایی روز اول بهار را توصیف کرده است. این زیبایهای روز اول بهار در اشعار گرانمایه این عالم ترک بدین صورت منعکس شده است:
Türlüq Çeçek Yarıldı
تورلوق چیچه ک یاریلدی
Barçın Yadhım Kerildi
بارچین یادهیم کیریلدی
Uçmak Yeri Körüldi
اوچماک یئری کورولدو
Tumlug Yana Kelgüsüz
توملوگ یانا که ل گوسوز
معنی ابیات:
در فصل بهار گلهای متنوع و رنگارنگ شکوفه می دهند
به مانند این که ابریشم از قماش شکل گرفت.
جای بهشت مشخص شد
سردی هیچ نخواهد آمد
Kaklar Kamug Kölerdi
کاکلار کاموق کوله ردی
Tağlar Başı İlerdi
تاغلار باشی ایل له ردیر
Ajun Tını Yılırdı
آجون تینی ییل لاردی
Tütü Çeçek Çerkeşür
توتو چیچه ک چه رکه شور
معنی بیتها:
آبها فراوان شد، جاهای پست لبریز آب شد
نوک کوهها قابل روئیت شد
نفس دنیا تازه شد
گل های متنوع شکوفه داده و به صف کشیدند
Kolan Tükel Komıttı
کولان تکه ل کومیتتی
Arkak Sukak Yumuttı
آرکاک سوکاک یوموتتی
Yaylaq Taba Emitti
یایلاق تابو امیتتی
Tizik Turup Segreşür
تیزیک توروپ سه گ ره شور
معنی بیتها:
بهار پوشش، جوشش و آسایش را به دور هم جمع کرد
اینها را برای شروع بهار مرتب ساخت
به صف کشیده و شادیهایشان را منتشر کردند.
Yağmur Yagıp Saçıldı
یاغمور یاقیب ساچیلدی
Türlüg Çeçek Saçuldı
تورلوق چیچه ک ساچیلدی
Yinçü Kabı Açıldı
یینچو کابی آچیلدی
Çından Yapır Yağruşar
چیندان ییپار یاغروشار
معنی ابیات:
دانه های باران شروع به نورافشانی کردند
انواع مختف گل ها شکوفه دادند
شکوفه های داخل مرجانها شروع به شکفتن کردند
با وزیدن نیسم قایقها بوی مشک را سرازیر کردند.  
و اشعار فوق العاده قدیمی و گرانبهای دیگری در همین رابطه که در ابیات گرانبهای ماحمود کاشغری موجود می باشد.
اکنون چند بیت از یوسف حاس حاجب در اثر گرانبهای خویش به نام قوتادوگ بیلیگ برای نمونه ذکر می شود
کوریمیش ییغاچلار توناندی یاشیل
به زه ند ییپون آل ساریق کوک کیزیل
معنی:
درختان خشک شده لباس سبز پوشیدند
طبیعیت و  آسمان رنگهای زرد و قرمز خویش را ساکت ساختند
یاغیز ییر یاشیل تورکو یوزکه بادی
هیتای آرکیشی یادتی تاوقاچ ائدی
معنی:
بر روی زمین سیاه فرشی از ابریشم گسترده شد
چین فریاد می زند و کاروان نیز بر روی این سطوح قماش چینی گسترده ساخت!
در ازمنه قدیم ترکان مراسم اولین روز بهار (باهار بایرامی، ارگه نه قون) را به این صورت که اقوام به دیدار هم و بزرگان قوم رفته و زیارت می کردند. بعد از مراسم دیدن بزرگان شبها دور هم جمع شده و مومی که در دست چپ می سوخت و  در دست راست با موم علامت بوزقورد سعی می شد که سایه این علامت بر روی دیوار بیافتد. این بازی اگر چه به صورت بازی و مراسمی بوده  ولی در عین حال به صورت یک رسم و باور بروز کرده بود. این بازی و مراسم تا چند سال پیش در مرکز تورکستان شرقی در شهر اورموچی و شهرهای اطراف بازی شده و بزرگ داشته می شد. این مراسم را به نوعی شامانیم نیز می توان نام برد!      
ترکان اویغور باهار بایرامی را به معنای روز عید، شادی، خنده و تفریح و ...می دانند. با توجه به اسنادی و منابعی که از ملل ترک گذشته مثل هون ها وجود دارد در بین ملل ترک انواع و اقسام مراسم، عیدها و به قولی فستیوالها مرسوم بوده است. در کنار آبها و سواحل، در کوهها، جنگل ها، و ... این مراسمات و رسم و روسومها بجا آورده می شد. این تنوع رسم و رسوم از گذشته تا کنون یکی از علل به امروز رسیدن انواع و اقسام جشن های کهن در میان ملل ترک دنیا بوده است. شروع شدن این افکار بیشتر از روزه امپراطوری هون و هونها بوده و با به قدرت رسیدن گوک ترکها (ترکان آسمانی) و روندی ملت شوندگی که این آداب و رسوم در آنزمان بازی کرده جز خصوصیات این مراسمات بوده و شدت گرفته است.
در میان ملل ترک خصوصیات همراه با مراسم و آئین باهار بایرامی در پیرامون نوع بزرگداشت، باور ها و اعتقادات، ادبیتا، تئاتر، فلسفه، صنایع دستی، سمبول ها، مدنیت غذاها، طبابت، فال گیری، نقاشی، مینیاتور، موزیک، بازیها ، ورزش ، روند سیاسی، رنگها، میتولوژی، و موضوعات اینچنین می توان مشاهده کرد.  
در ترکستان شرقی در میان ترکان اویغور روز اول بهار به عنوان وداع از فصل سرما و شروع جان گرفتم طبیعت و شکرگذاری از نعمات خداوند و خواست برکت و روزی بوده است. در زمینه بارو و اعتقاد دینی در مورد باهار بایرامی این اساس در اعتقادات ترکان اویغور دارای ریشه بسیاری قوی می باشد. در این مورد سخنان محقق احمد ضیائی بسیار مفید می باشد: در کوه طلا در شهر اورومچی، در ساقه به مانند طلا بوته گندم نیز این باور مشهود می باشد. کوه طلا در مرکز شهر اورومچی قرار گرفته است در گذشته این محل مرکز بودیئزم ترکان اویغور بوده است. در گشذته و امروزه مراکز بودئیسم زیاد همراه با میادین آتش در اقصی نقاط این شهر قابل مشاهده و یافت می باشد. مسلمان شدن ترکان اویغور زیاد قدمتی ندارد و در حدود 130-150 سال می باشد. به احتمال زیاد ترکان اویغور از آخرین گروه ترکان مسلمان شده می باشند. با توجه به تحقیقات انجام شده در شهر اورومچی ترکستان شرقی در چین در اکثر قبرها و سنگ مزارها نشانه های باور شامانیزم و کمتر موردی با نشانه های اسلامیت مشاهده می شود.
بعضی از بازیهایی که در مراسم باهار بایرامی در ترکستان شرقی بازی می شوند عبارتند از: لئی له ک (اوچورتما)، ایله ن گوچ، ایپ آتلاما، اوردیکاما (یک نوع بازی با توپ)، بوره کوی (گرگ و میش)، ته پمه – ته ل په ک، گوز باغلاش (گوره به)، موکوشمه ک، کوکله ش – کوکله (نوعی بازی پریدنی)، دورام دورامچیلیک(بازی تقلید)، کوقلاشماک (قوالاما)، تارتیشماک (چه کیشمه اویونو)، دوم دوم – دوم (ته که رله مه اویونو)، لاچین گه لدی (شاهین گه لدی اویونو)، و در کنار همه این بازیهای بازیهای که با اسب و مهارت اسب دوانی همراه بوده جز رسوم بازی باهرا بایرامی ترکان اویغور می باشند.
یکی دیگر از رسوم ترکان اویغور مبارزه حیواناتی مثل خروس، شتر، گوورچین، قوچ و ... می باشد.
یکی دیگر از عرفها و عادات ترکان اویغور زمانی که مردم اویغور به پیشواز باهار بایرامی می روند این پیشواز همراه با خواندن شعری (باهار بایرامی قوشاغی) در وصف این بایرام (عید) می باشد. شعر فوق بدین مضمون می باشد:
به زبان ترکی اویغوری قدیم:
Davarlar Yugalok!
Yirt Kişler Kartayok!
Yyegiden Balalar Tudi, Tudi.
Bizinğ Yul Elde
Acep Diggizge Elde Yırak mı?
Ağaçlar Yeşerdi,
Kuzular Tudi,
Çeçekler Açti
Hazır Yaz Kildi,
Bikün Biznig Beyram Künü
Nevruzga Barırga Telim
Çünki Anda Çeçekle İsli
Yeller Yahşi İsli,
Tavlardan, Çeyirlerden Ballar Aga,
Sini Yirakdan Kürgenler,
Üldig Kibi Üylarlar,
Nige Ayag Astında Yatıb Turasığ,
Turmak için Törükler mi Kütesiğ,
Ullarığ, Kızlarığ Tutkun Olduğ,
Bikün Beyram,
Lâkin Bizniğ İçin
Kaygı Künüdür.
Mutiyi: 1983-1984B
 ترجمه به زبان فارسی:
گوسفندان گم شدند!
مردان بزرگ اند!
دوباره کودکان زاده شدند و زاده خواهند شد.
قدرت و نیروی به اتما منرسید.
آیا دریا در فاصله زیادی قرار دارد؟
درختان مسن شدند.
گوسفندان زاده شدند.
گل ها شکوفه دادند.
اکنون بهار آمد
امروز روز بایرام (عید) ما می باشد.
می خواهم به بایرام بپیوندم
برای اینکه در آنجا گلها بوی زیبا می دهند.
بادها زیبا می وزند.
از کوهها و دامنه ها عسل ها سرازیر شده اند.
آن کسی که تو را از دور می بیند.
مرده می پندارند.
برای چه در جلوی در خوابیده و منتظرید.
آیا برای بیدار و بلند شدن منتظر ترکان اید؟
دخترانم، پسرانم اسیر شدند.
امروز بایرام (عید) است.
لکن برای ما
روز ماتم می باشد.  
نمونه مشابه شعری که در شهرهای خوی، مرند و بسیاری دیگر از شهرهای آزربایجان و مناطق ترک نشین زمزمه می شود:
گه لیر نوروز بایرامی
آچیلار گول له ر هامی.
ساخلا گه لین آنامی
آنامی هم آتامی.
نوروز گه لیر، یاز گه لیر
نه غمه گه لیر، ساز گه لیر
باغچالاردا گول اولسون!
گول اوسته بولبول اولسون!
نوروز، نوروز خوش گه لدین
خوش گه لدین، بوش گه لدین
بوش گه لدین، دولو گه لدین
بول گه لدین، سولو گه لدین
معنی ابیات:
عید نوروز می آید
گلها شکفته می شوند
ای تازه عروس مواظب مادرم باش.
مواظب مادرم و پدرم.
نوروز می آید، یهار می آید
نغمه می آید و ساز می آید
در باغچه ها گلها برویند
در روی گل بولبولها بنشینند
ای نوروز خوش آمدی
خو ش آمدی و دست خالی آمدی
دست خالی آمدی ولی آبدار و همراه با برکت آمدی
در هنگام مراسم باهار بایرامی در آزربایجان شخصی به نام ته که مچی که ندا دهنده آغاز بهار و بایرام می باشد می آید و با رقصاندن ته که م (عروسک قوچ چوبی) مردم موشتولوق می دهند.
نمونه ای از اشعاری که ته که م چی می خواند:
ته که م گه لدی، قیشین عومرو قوتاردی،
چوبان توتدو اونو داغدا اوتاردی.
گه لیر بایرام، دالیسینجا یاز گه له جه ک
سیزین بئ تازا بایرامینیز موباره ک
ته که مین ده که ند وار،
اویناتماغا فه ندی وار ...
هر قاپیدا اویناسا.
بیر نه لبه کی قه ندی وار.
ت کهم گئتدی مئشگینه
وعده وئردی بئش گونه.
گه لمه دی اون بئش گونه
ته که می اولدوردوله ر
آتدیلار خان کوشگونه.       
در اکثر منابع که اینجانب به سبب نوشتن مقاله فوق از طریق اینترنت بررسی کردم در ملل ترک دنیا از ازمنه قدیم تا کنون روز اول بهار به نامهای مختلفی از جمله باهار بایرامی، ارگه نه قون، بایرام، نِوروز، یئنی گون ، ناوروز، قورتولوش گونو، اولوس گونو (قرقیز)، در ترکان قاراچای – مالکار به نامهایی از قبیل گوللو (Gollu)، قوتان (Gutan) - سابان توی(Saban Toy) – تئگری توی (Tegri Toy) ، حایدار (Haydar) و ... نامیده شده و بکار رفته است. به سبب بعضی منابع قدمت این بایرام تاریخی به 5000 سال نیز می رسد. از نظر زبانشناسی کلمه اول ناو یا نو یا نِو به معنای تازه و جدید بوده و در اکثر زبانهای دنیا به اشکال مختلف وارد شده است. از زبان ترکی گرفته تا زبانهای اروپایی و زبانهای خانواده ایرانیک. در زبان روسی نوُوی (Novi) ، در آلمانی نویه (Noye)، شکل لاتینی نوه(Noe)، یونانی نئوس(Neos) و ...بکار برده می شود.
ارگه نه قون نیز از دو ترکیب ارگه نه به معنای کمر کوه و قون نیز به معانی آبشار، جای برای نشستن و ...بکار رفته است. ناگفته نماند ترم دیگری با این مضمون وجود دارد که ارگه (صورت قدیمی ارکه ن که امروز در زبان ها و لهجه های ترکی کاربرد دارد)+ قون (گون) به معنای روز جدید می باشد.در کتاب تورکیه تورکجه سینده تورکجه سوزجوک له رین کوکه ن بیلگیسی سوزلو ارگه نه کون به معنی نام محلی که در افسانه ها آمده است آمده است.(ارگه نه = کمر کوه + کون= زود رد شو). متاسفانه به دلیل نبود منابع مختلف در دست راقم این سطور فقط چندین مورد از نامهای این بایرام را توانسته ام جمع آوری کنم.  
در ملل ترک آسیا باهار بایرامی در 4 روز متوالی بزرگ داشته می شود. در روز اول اوجاقهای بزرگی حاضر کرده و گوشت می پزند. در جایی که به نام بایرام یئری (مکان عید) مشخص می شود همه فامیل و اقوام دور هم جمع شده و دید و بازدید می کنند. در روز دوم حیوانهایی که از قبل برای سربریدن آماده شده اند را سربریده و بعد از پخت غذا ضیافتی شروع می شود. چادرهایی از جنس کئچه برافراشته می شود. این چادر برای مسافرانی که از دور می آیند آماده می شود. در روز سوم زمانی که مسافران از راه دور رسیدند همراه با گردش، غذاهای متنوع اکرام می شود. در روز چهارم زمانی که خورشید طلوع کرد به ورزشهایی از قبیل اسب دوانی، گوره ش (کشتی) و ...شروع می کنند. همراه با این فعالیتها خواننده ها موسیقی اجرا کرده و ترانه می خوانند و مسابقه ای نیز اجرا می شود. در آخر نیز مراسم دعا و شکر گذاری از نعمات برپا می شود.  
باهار بایرامی از نظر علوم اعتقادی و باورهای مختلف با افسانه ها و روایات گوناگونی که در زیر چند مورد از آنها بیان می شود در اکثر دینها به چشم می خورد:
روز که خداوند انسان و حوا را آفرید.
بعد از اینکه حضرت آدم و حوا از جنت گریزان شدند، دیدارشان در روز عرفه
روزی که حضرت نوح از کشتی نجات خویش به زمین قدم گذاشت.
روزی که حضرت یوسف به چان انداخته شد.
روزی که حضرت موسی از مصر بیرون رانده شد.
روزی که حضرت یونس بعد از ماجرای خوردن شدن توسط ماهی بزرگ به خارج از دهن ماهی و دریا قدم گذاشت.    
در مذاهب علوی – بکتاش
روز تولد حضرت علی
روز ازدواج حضرت علی و فاطمه
روزی که حضرت علی از طرف پیامبر به خلافت برگزیده شد.  
در روز 21 مارس مدت شب و روز یکسان می شود. روزی که منطقه ای شامل ملل آسیا تا ترکان بالکان و دیگر نقاط دنیا به سبب جان دوباره گرفتن طبیعت و همراه با آئین چند هزار ساله که امروزه به سبب تغیرات و تحولات جوامع امروز به انواع مختلف بزرگ داشته می شود هدیه ترکان اویغور به مدنیت بشریت می باشد. رواست که ملل ترک این مراسم را با نامی که در یکی از زبانها و لهجه های ترکی آمده است بنامند، چون نامیدن چنین مراسمی با یک کلمه بیگانه تاریخ و هویت این مراسم را زیر سوال می برد.
مراسمی که امروزه در ملل ترک و دیگر ملل منطقه و دنیا به نام نوروز مشهور می باشد در طی روندی چند هزار سال به شکل امروزی مبدل شده است  و هر یک از ملل ترک و ملل غیر ترک با توجه به باورها و اعتقادات، روش زندگی ، سیاست، نوع جغرافیا، محل زندگی ، و ... این مراسم کهن را بزرگ داشته اند.          
منابع استفاده شده در نوشتن مقاله:
نوروز در بین ترکان اویغور، نوشته علیمجان ضیائی – محقق دانشگاه قاضی ترکیه و استاد زبان شناسی ترکی:
http://www.acikarsiv.gazi.edu.tr/dosya/UYGURTURKLERINDENEVRUZ.pdf 
نوروز در مدنیت ملل ترک:
http://turkoloji.cu.edu.tr/.../erman_artun_turk_halk_kulturunde_nevruz.pdf
http://turkoloji.cu.edu.tr/HALKBILIM/bascetincelik_nevruz.pdf
مقاله چنگیز قیرقز با عنوان یئنی گون ارگه نه قون 
مقاله ارگه نه قون در مدنیت ترکان نوشته آیشه باشچه تین چه لیک  
ارتباط ارگه نه قون – قربان نوشته شده توسط صلاح الدین به ککی     
تورک خلق ادبیاتی نویسنده علیرضا صرافی