‏نمایش پست‌ها با برچسب ملت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ملت. نمایش همه پست‌ها

۱۲/۱۴/۱۳۹۳

پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" یا "آزربایجانجا" – بخش هفتم

اومود اورمولو
پس از سال 1937 که به صورت رسمی "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" تغییر داده شد از ابعاد قانونی نیز شبهات فراوانی در مورد زبان جدید آزربایجانی بوجود آمده بود. در قانون اساسی جمهوری سوسیالیستی آزربایجان شوروی زبان ترکی از زبان رسمی دولت حذف گردید و در قانون اساسی 1937 در مورد وضعیت حقوقی و سیاسی زبان ترکی و زبان دولت کوچکترین ماده‌ای قرار نداشت. بعداً در 9‌مین گردهمای جمهوری سوسیالیستی آزربایجان ماده 151 که در ارتباط با زبان بود افزوده شد. یکی از یاران آلماس ایلدیریم به نام ایسمی خان رحیم‌اوف در سال 1948 در بازجوئی که از وی به علت تفکرات ملی‌گرائی و ضد بلوشویکی صورت گرفته چنین شرح می دهد: " بند یاد شده با فرض این افزوده شده که زبان دولت ما را زبان آزربایجانی می‌نامد ولی در حقیقت زبان دولت روسی است، چون در تمامی ادارات و مراجع زبان رسمی دولت زبان روسی است". تمامی این موارد حاکی از این هست که ترمینولوژی زبان آزربایجانی که به سال 1937 مورد قبول سیستم سیاسی وقت واقع شده بود در بین گروه‌های مختلف نیز مسئله‌ای مناقشه برانگیز بوده است.
اکنون نیز اشخاص تاریخ نگاری به مانند جمیل حسنلی در کتاب 7 جلدی تاریخ آزربایجان وضعیت حقوقی زبان ملی را بسیار متفاوت شرح می‌دهد. وی در جائی از کتب 7 جلدی‌اش می نویسد: "تنها در زمان مرگ استالین (1953) و پس از دوری نمودن م.ج.باقر اوف از رهبری جمهوری سوسیالیستی آزربایجان (1954) از سوی تنی چند از ترکان وضعیت حقوقی و سیاسی زبان ملی دولت به بحث گذاشته شده است، تا بدین زمان در جمهوری‌های موجود در ترکیب اتحاد جماهیر شوروی تنها ارمنستان و گرجستان دارای ماده قانونی در رابطه با زبان‌های دولتی بوده‌اند". در جای دیگری از جلد 7 کتاب تاریخ آزربایجان وی چنین می نویسد: "در سال 1956 که قانون اساسی جمهوری سوسیالیستی آزربایجان تصویب شده به سال 1937 رجوع شده و تنها 1 ماده به آن در رابطه با زبان ملی دولت افزوده می‌شود". وی ذکر می‌کند که در همان دروه چندین تن از روشنفکران و نویسندگان ترک از جمله ا.مصطفی اوف با همکاری م.ایبراهیم اوف طی کنفرانس مطبوعاتی درخواستی از حاکمیت در مورد مشخص نمودن وضعیت حقوقی زبان دولت برگزار می‌کند. پس از این کنفراس به صورت رسمی "زبان آزربایجانی" با افزوده شدن ماده 151 به قانون اساسی به عنوان زبان رسمی دولت برگزیده می‌شود. البته نگرش متفاوت به وضعیت حقوقی – سیاسی زبان دولت در زمان مذکور تنها به این مورد ختم نشده و اشخاص دیگر همچون ر.رضا، ر.یوز باشووف و ... در این مورد دارای آثار متعددی می‌باشند. 
م.ابراهیم اوف در روزنامه کمونیست با مقاله‌ای تحت نام "زبان آزربایجانی در ادارات دولتی" نیز با قلم نقادانه‌ای به سیاست‌های استعماری زبانی – فرهنگی روسیه تزاری پرداخته است و می نویسد: "ملت حاکم با تبعیض‌هائی که بر علیه ملت محکوم روا می‌دارد نفرت، کینه و تفرقه‌ای مثال زدنی را در ملت محکوم بیدار می‌کند، ایدئولوژی چاریزم ملت‌های غیرروس را با وحشیتی غیرقابل انکار به استعمار کشیده و پروژه روسیزه کردن این ملت‌ها را فراهم نموده است. هدف پروژه روسیزه کردن ایدئولوگ‌های روس نابودی و محو ملت‌های غیرروس بوده است، برای این عمل غیرانسانی نیز چه کشتارها و تغییرات وسیع دمگرافیک با مهاجرت های اجباری و هدف دار که صورت نگرفته است". م.ایبراهیم اوف نیز از تحریفات اساسی صورت گرفته درباره زبان ترکی و هویت ائتنیکی ترکان در دوره روسیه تزاری و اتحاد جماهیر شوروی نیز سخن می‌گوید. 
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که در دوران روسیه تزاری قشر فرهیخته‌ای از نویسندگان، شعرا و .. بوده‌اند که برای نامیدن هویت ائتنیکی – زبانی خود از هر دو مفهوم ترک و تاتار که در زمان روسیه تزاری برای نامیدن ترکان بکار برده می شده استفاده نموده‌اند. از جمله انسان‌های سرشناسی که در تمامی مقالات و گفته‌هایشان مبلغ هویت ائتنیکی – زبانی ترک بوده‌اند می توان به ح.حسین زاده، ا. آغا‌اوغلو، ا.توپچوباش اوف، محمد.امین رسولزداه و ... نام برد. برای مثال محمدامین رسول زاده در روزنامه آچیق سؤز که وی ادیتور آن بود در سال 1915 – 1917 برای اولین بار به جای لفظ "مسلمان" و "تاتار" از لفظ "ما ترکیم" بهره برده است. تفکرات ملی‌گرایان ترک همین سال‌ها در برپائی دولت جمهوری آزربایجان به سال 1918 سبب شد که دولت نام زبان و هویت ائتنیکی رسمی را از "تاتار" به "ترک" تغییر دهد. هر چند که جمهوری نوپا زیاد دوام نیاورده و دوباره به اشغال روسیه در می‌آید ولی همین مدت کم سبب بازگشت حافظه تاریخی مردم در مورد زبان ترکی و هویت ائتنیکی ترک می‌شود به طوریکه بعد از 20 سال از اشغال جمهوری نوپا مردم در بسیاری از اشعار، نوشته‌ها ، مراوده‌ها و ... از لفظ ترک و زبان ترکی بهره می جسته‌اند. این مسئله تا سال 1937 تداوم داشته است.   
پس از طی پروسه های یاد شده سرانجام در سال 1978 به صورت رسمی حیدرعلی اف در قانون اساسی وقت نام زبان دولتی و رسمی جمهوری آزربایجان را "زبان آزربایجانی" می نهد، البته چرائی انتخاب دوباره مفاهیم "زبان آزربایجانی" و "ملت آزربایجان" از سوی حیدر علی اف خود بررسی دیگری را می‌طلبد، برای مثال برای انتخاب نام زبان و نام ملت توسط حیدر علی اف دست به گردهمائی میزند که در این گردهمائی بسیاری از انسان‌هائی که سمپاتی خاصی نسبت به فرهنگ و زبان روس داشتند نیز شرکت داشتند ولی هیچ شخصی یا گروهی که خواستار برخورداری از مفهوم نام ملت ترک و زبان ترکی بوده باشند به این گردهمائی دعوت نمی‌شوند. برای مثال اشخاصی به مانند ایقرار علی اوف که به جلسه دعوت شده بود به صراحت در جائی می نویسد: "من زمانیکه لفظ و مفهوم ترک را می‌شنوم دچار تهوع می شوم"، هدف حیدر علی اف از دعوت کننده‌گان به این گردهمائی مشروعیت بخشیدن ظاهری به انتخاب اسامی که به نوعی خیانت به ملت ترک و زبان ترکی هستند بوده است. قبل و پس از آن سال‌ها نیز حرکت‌های اعتراضی کم و بیش ضعیفی در مورد نام زبان جدید آزربایجانی از سوی شاعران، نویسندگان و بخش الیت ترک شکل می‌گیرد ولی این حرکات نیز سرانجامی نمی یابند. برای مثال بختیار وهابزاده در شعر "آنادیلی" به سال 1950 در مورد زبان مادری و نقشش در شعر زیبائی چنین می نویسد:
بۇ دیل، بیزیم رۇحۇمۇز، عئشقیمیز، جانیمیزدیر،
بۇ دیل، بیربیریمیزله احدی پیمانیمیزدیر.
بۇ دیل، تانیتمیش بیزه بۇ دۆنیادا هر شئی.
بۇ دیل، اجدادیمیزین بیزه قوْیۇب گئتدیی
اه‌ن قیمتلی میراثدیر، اوْنۇ گؤزلریمیز تک
قوْرۇیۇب نسیللره بیز ده هدیه وئره‌ک.
نکته قابل تامل عدم کاربرد نام "زبان آزربایجانی" از سوی بختیار وهابزاده در آن سال‌ها می‌باشد، گرچه که شاعر از زبان ترکی نیز در شعر سخنی به میان نیاورده ولی با توجه به شرایط آن سال‌ها بسیاری از منتقدین نام شعر را که به صورت "آنادیلی" آمده مقصود شاعر از مفهوم آنادیلی زبان ترکی توصیف می‌کنند.
آنادیلیم، سنده‌ دیر خالقین عقلی، حیکمتی
عرب اوْغلو مجنۇنۇن دردی سنده دیلی آچمیش.
اۆرک‌لره یوْل آچان فۆضۇلینین صنعتی،  
ای دیلیم، قۆدرتینله دۆنیالارا یول آچمیش.
سنده منیم خالقیمین قهرمانلیقلا دوْلۇ
تاریخی وارلیقلاری
سنده نئچه مین‌ایللیک منیم مدنیتیم،
شان – شؤهرتیم ساخلانیر.
**در تحریر سلسله مقالات مذکور از تحقیقات که توسط فاییق علی اکبر اوف (غضنفر اوغلو) صورت پذیرفته استفاده شده است.
نوشته‌های مرتبط:

۳/۲۷/۱۳۹۲

مسئله زبان ملی: زبان ترکی یا زبان آزربایجانی؟

اومود اورمولو
مسئله نام زبان ملی و نام ملت یکی از اصلی ترین مباحث مابین دو گروه از تفکرات عمده موجود در حرکت ملی ترک می باشد، گروهی با پیروی از ترمینولوژی و ایدئولوژی غالب موجود "آزربایجانگرائی" در آزربایجان شمالی نام پیشنهادی برای زبان و ملت را به ترتیب "زبان آزربایجانی" و "ملت آزربایجان" و گروه دوم با توجه به پیشینه تاریخی، علمی و اجتماعی نام های "زبان ترکی" و "ملت ترک" را پیشنهاد می کنند. به نظرم راقم این سطور بدون هیچ گونه پیش فرضی می باید در فضائی سالم، علمی و دوستانه تمامی مباحث از جمله نام ملت و نام زبان از زوایای مختلف مورد بررسی همه جانبه ای قرار گیرند تا به نتیجه ای مشترک برسیم. بنده به نوبه خود به مرور زمان مقالات متعددی در این مورد تحریر خواهم نمود و به طور خاص به منبع ایدئولوژیک، علل سیاسی ظهور و ترویج این مفاهیم و ... خواهم پرداخت. بدین منظور مهمترین منبع و علت ظهور هر دو مفهوم مذکور در پیشینه تاریخی - سیاسی آزربایجان شمالی می باشد، ما در آزربایجان جنوبی و دیگر ترکان ساکن ایران به غیر از طیف مشخصی چپ آزربایجان! که از بعد ایدئولوژیکی سمپاتی نسبت به مسائل تاریخی – سیاسی خاص آزربایجان شمالی داشته و دارند تاکنون از سوی هیچ یک از گروههای فکری و ایدئولوژیکی سمپاتی خاصی نسبت به مفاهیم "زبان آزربایجانی" و "ملت آزربایجان" مشاهده ننموده ایم. به همین سبب بنده نیز برای واکاوی مفاهیم موجود به پیشینه تاریخی و مسائلی که حول این مفاهیم در قشر الیت ترک آزربایجان شمالی در جریان بوده و می باشد رجوع خواهم نمود تا زاویه دید همه جانبه ای را نسبت به موضوع و چرائی بسیاری از سوالهای حول مسئله پاسخی درخور را ارائه کنم.
مسئله ایدئولوژی ملی اکنون در آزربایجان شمالی یکی از مهمترین بحث های چالش برانگیز روز میباشد که همراه موضوع ایدئولوژی ملی مباحث هویت ملی و زبان ملی نیز مطرح می گردد. گروهی که خود را برخواسته از ایدئولوژی "آزربایجان گرائی" می خوانند تفکر خود را بر اساس مولفه های "زبان آزربایجانی" و "ملت آزربایجان" بیان کرده و در تقابل با ملی گرایان ترک که اساس فکری شان بر دو مولفه "زبان ترکی" و "ملت ترک" استوار می باشد به پیش برده و بعضاً در تعاریف خود ماهیت ملی گرائی ترک را همراه با مولفه هایش در تقابل با آزربایجانی گرائی معرفی می نمایند. مسئله ایدئولوژی ملی بر مبنای هر یک از دو تفکر غالب یاد شده در نظر گرفته شود بدون تردید دو فاکتور نام ملت و نام زبان ملی از اهمیت بسزائی برخوردار خواهد بود. در حقیقت تعیین نام زبان ملی و نام ملت نقش مهمی در تعین ایدئولوژی ملی و چهارچوب هایش ایفا می کند، برای مثال نام و زبان ملی هر ائتنیکی هر چه باشد مهمترین عامل در تعیین کننده ایدئولوژی ملی آن ملت هست.
در آزربایجان شمالی بسیاری از سردمداران ایدئولوژی ملی همچون ن.جفراف، ا.داش دمیر اف، س.خلیل اوف و .. ماهیت "آزربایجان گرائی" را مترادف با مفاهیم "ملت آزربایجان" و "زبان آزربایجانی" معرفی می کنند. به نظر آزربایجان گرایان وجود نام زبان آزربایجانی در قانون اساسی و داشتن موقعیتی سیاسی و حقوقی یکی از مهمترین سلاح ها برای ایدئولوژی آزربایجان گرائی می باشد برای مثال صلاح الدین خلیل اوف می گوید: " زبان آزربایجانی" شاه رگ ایدئولوژی آزربایجان گرائی می باشد. نظامی جعفر اف از الیت های سال خورده آزربایجان شمالی نیز در جائی می نویسد: "نهادن نام زبان ترکی برای ترک زبانان سبب ایجاد حساسیت در ائتنیک های غیرترک آزربایجان شمالی می گردد، در عین حال کاربرد زبان ترکی برای دو زبان مستقل (منظور ترکی ترکیه و ترکی آزربایجانی) دلیلی بر اشتراک ریشه ای زبان های مذکور نمی باشد".
افراند داش دمیر اف که شخصیتی آکادمیک هست می گوید: بر اساس منابع تاریخی زبان مهمترین شاخص ملی گرائی در آزربایجان بوده و هر دو نوع تفکر برخواسته از زبان ترکی و زبان آزربایجانی هر دو صحیح اند، به نظر وی مسئله نام زبان و نام ملت در روندی طبیعی به ماهیت حقیقی خود دست خواهد یافت و برگزیدن نام زبان آزربایجانی و ملت آزربایجان به نفع منافع ملی آزربایجان گرائی بوده است. گرچه وی سعی در بی طرفی نسبت به دو تفکر عمده ملی گرائی دارد ولی با توجه به اعمال و گفتار ایشان وی جزء انسانهائی می باشد که از تفکر آزربایجان گرائی حمایت می نماید. نکته قابل تامل در سخنان ایشان آنجاست که برگزیدن نام زبان آزربایجانی را وی مترادف با پروسه طبیعی سیر شده ولی انتخاب مفاهیم زبان ترکی و ملت ترک که برخواسته از حقیقت ذاتی مردمان ترک زبان می باشد را به روندهای طبیعی پیش رو می سپارد. تغییر نام ائتنیکی و زبانی گروه ملی بدون تردید در سایه روندی طبیعی صورت نمی پذیرد و کاملاً با توجه به پیشینه مسئله روندی تماماً غیرطبیعی و معنادار سبب برگزیده شدن مفاهیم یاد شده گردیده است. در عین حال این سخن ایشان که تغییر زبان ترکی و ملت ترک به زبان آزربایجانی و ملت آزربایجان در راستای منافع آزربایجان گرائی بوده است این سوال را مطرح می نماید که زبان ترکی که زبان مادری میلیونها انسان که آزربایجان وطن آنها میباشد چرا در تضاد با ایدئولوژی آزربایجانی گرائی هست در دیگر سو اگر زبان ترکی مغایر با ایدئولوژی آزربایجان گرائی میباشد هویت ائتنیکی ترک زبانان نیز می باید متضاد با آزربایجان گرائی معنا یابد.
بعضی از شخصیت های آزربایجان شمالی نظیر ه.حسن اف، ی.قارایو، ک.عبدالله، آنار، ق.کاظیم اف، ر.احمد لی و ...که از سنتز آزربایجان گرائی و ملی گرائی ترک سعی در پاسخ دهی به مسئله دارند این گونه می گویند که: اگر زبان آزربایجانی به صورت ترکیب های "زبان ترکی آزربایجانی"، "زبان آذری ترکی"، "ترکی آزربایجانی" و ... می بود از بسیاری از جهات شاید بهتر می شد. برای مثال تاریخ نویس حسن حسن اف (عزیز اوغلو) و رافائیل احمد لی نظر خود را مبتنی بر لزوم استفاده از زبان ترکی در سطح زبان دولتی بیان می دارند، یا کمال عبدالله متضاد با این دو شخص خواستار بهره گیری از ترکیبات متعددی می باشد وی در مقاله ای می نویسد: زبان مادری ما بدون تردید زبان ترکی می باشد ... ولی شاید آن را به صورت زبان آزربایجانی بیان کنیم بهتر باشد؟ یا مثلاً زبان ترکی آزربایجان نیز قابل بررسی می باشد و این ترکیب نیز می تواند صحیح باشد. شاید در بعد اول یک زبان دارای چندین نام باشد و این کمی غیر معقول به نظر آید ولی به نظرم هیچ کدام از این نامها نفی کننده دیگری نیستند. 
به نظر اینگونه نگریستن به مسئله زبان ملی و نام ملت نمی تواند خالی از ایراد باشد، در وهله اول شاید برای نامیدن دولت، اراضی ملی و ... کاربرد چندین نام عادی می بود کاربرد چندین نام نیز برای نامیدن زبان ترکی شاید طبیعی جلوه می نمود ولی اینطور نیست و برای مثال در زمان شکل گیری جمهوری آزربایجان چندین نام از جمله خزر، آزربایجان، جنوب قفقاز، جمهوری ترک و ...بیان شد ولی تنها یکی از نامها برگزیده شد و این بدان معنا می باشد که اسامی توصیه شده اگر کاربرد معنا و مفهومی یکسانی داشت اکنون نیز می توانستیم از تمامی این نام ها بهره ببریم.
در عین حال کاربرد ترکیب زبان ترکی آزربایجانی نیز خود مناقشه برانگیز و مغایر با واقعیات می باشد، درهیچ دوره تاریخی ای ترک زبانان نام زبان مادری خود را بدین مفهوم نخوانده اند الا در زمانی که مسئله در مورد دو زبان و یا لهجه خانواده زبان ترکی بوده است. گوشه ای از حافظه تاریخی ملتها در آثار نویسندگان، شعرا و .. منعکس می گردد و بدون تردید بررسی نام زبان بکاربرده شده توسط شاعران ترک خود مشکل گشای این امر می باشد، تا قبل از ظهور مفاهیم ملت آزربایجان و زبان آزربایجانی در آزربایجان شمالی بدون استثناء هیچ کدام از شاعران، نویسندگان و ... ترک از این لفظ بهره نبرده اند و تنها پس از تغییر نام زبان ترکی به زبان آزربایجانی در آزربایجان شمالی می باشد که تنی چند از شاعران در مدح و ثنای دولت مداری و زبان آزربایجانی شعر سروده اند. در عین حال چه لزومی به تغییر نام زبان ترکی به زبان آزربایجانی برای تمایز هر چه بیشتر با کشورهای ترک زبان و الخصوص ترکیه وجود دارد؟ در حالیکه بسیاری از کشورها از جمله ایران سالیانه میلیارد دلار برای چاپ کتاب به زبان فارسی برای فارس زبانان افغانستان، تاجیکستان و... صرف می کند و از هیچ کوششی برای ترویج زبان فارسی دریغ نمی ورزد چرا بعضی از روشنفکران و طیف الیت ترک سعی در افزایش تمایز ها و به قولی محلی گرائی اند که در تاریخ ترک صدمات بسیاری را از این موضوع دیده ایم می باشند. در وهله بعدی با وجود دهها دولت عرب که دارای زبان رسمی و دولتی عربی اند چرا هیچ یک از این دولتها برای تمایز با دیگر دولت های عربی از نام کشورها برای نامیدن زبان خود بهره نبرده، در حالیکه انشقاق مابین زبانهای بکاربرده شده عربی در قیاس با زبان ترکی قابل مقایسه نیست. بسیاری دیگر از کشورهای متشابه به وضعیت ترکان نیز دقیقاً روشی به مانند دولت های عرب را برگزیده اند .ترکی ترکیه و ترکی آزربایجانی هر دو جزء زیرمجموعه زبان ترکی بوده و دارای شباهت های متعدد و تاثیرات متقابلی نسب به هم میباشند و اصرار برخی از الیت ترک نسبت به تمایز خود نشان از عدم درک روند جهانی زبانها، ماکیرو میکرو فرهنگ ها و .. از سوی اینان می باشد. در عین حال ترکیب زبان ترکی آزربایجانی نفی کننده دیگر ترکان ساکن متکلم به زبان ترکی در جغرافیاهای خارج از آزربایجان میباشد برای مثال متصور شوید یک ترک ساکن تهران به علت کاربرد ترکی آزربایجانی خود را طرد شده احساس می کند چون او در جغرافیای آزربایجان ساکن نیست در عین حال کاربرد این ترکیب سبب صدمه زدن به روند ملت شوندگی جامعه ترک در ایران می شود. یا حتی مناطق ترک نشینی به مانند بورچالی، دربند و....  نیز که از آزربایجان شمالی جدا شده اند در ترکیب ترکی آزربایجانی معنا نمی یابند. در دیگر سو در صورت کاربرد ترکیب "ترکی آزربایجانی" جامعه ترک از میراث معنوی و هنری بسیاری از شاعران، نویسندگان، ادبا، حکما و ... ترک همچون فضولی، مولانا و صدها مثال دیگر که ارتباطی با آزربایجان نداشته اند محروم می گردد.
در جمهوری های ترک استقلال یافته پس از اتحاد جماهیر شوروی اولین دولتی که نام ترک و زبان ترکی را به سطح دولتی ارتقاء داد و برای بیان ملت و زبان دولتی برگزید آزربایجان شمالی میباشد و عدم کاربرد نام زبان ترکی و ملت ترک ضربه ای غیرقابل جبران بر دولت مداری ترکی و حافظه تاریخی ملت ترک میباشد. تنی چند از پیش روان جامعه آزربایجان شمالی استفاده از زبان ترکی را مغایر با تفکر استقلال و دولت مداری آزربایجان شمالی معرفی می کنند می باید به این عزیزان فرمود که چرا در دنیای مدرن با وجود دهها کشور دارای زبان رسمی انگلیسی استقلال هیچ یک از دولت ها به زیرسوال نمی رود ولی در آزربایجان شمالی استفاده از نام حقیقی صاحبان اصلی این سرزمین سبب به خطر افتادن تفکر استقلال و دولت مداری می گردد؟ 
در تحریر مطلب فوق از مقاله فائیق علی اکبر اف (غضنفراوغلو) استفاده شده است.