‏نمایش پست‌ها با برچسب زبان آزربایجانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زبان آزربایجانی. نمایش همه پست‌ها

۱۱/۱۶/۱۳۹۳

پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" یا "آزربایجانجا" – بخش ششم

اومود اورمولو
به طور خاص از اواخر سال 1930 و تا اوایل سال 1940 که همزمان با تغییر نام "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" و در عین حال مصادف با کاربرد الفبای سرلیک روسی به جای الفبای لاتین می‌باشد، طی پروسه ایجاد ملت و زبان جدید بعضی از روشنفکران، نویسندگان، شاعران و ... ترک نیز در خط مقدم این روند جای گرفته‌اند و حتی در دوره‌ای کار به جائی رسیده بود که بعضی از روشنفکران و سیاسیون ترک خواستار جایگیری صدها کلمه اروپائی بدون کوچکترین تغییر زبانی و عیناً در زبان ترکی طی قانونی گشته بودند. بسیاری از روشنفکران ترک خواسته یا ناخواسته به علت عدم وجود شعور زبانی، هویتی و ملی از هستی خویش به صورت کورکوانه نیز مبلغ این چنین ایدئولوژی‌های استعماری گشته بودند. با مدد و همت ترکان پیشرو در سال 1940 زبان ترکی دارای حجم وسیعی از لغات بیگانه اروپائی بر پایه ساختار زبان روسی گشته بود و زبان ترکی به حدی بیمار دچار بیماری زبانی شد بود که بسیاری از انسان‌ها به طور صریح نمی توانستند از بیماری زبان ترکی سخن بگویند. اشخاصی که تا دیروز خواستار عدم بهره گیری لغات قدیمی و کلاسیک زبان ترکی و ایجاد کلمات جدید بر پایه ساختار زبان ترکی بودند متاسفانه با بی تفاوتی کامل و سکوت مطلق در قبال روسیزه کردن زبان ترکی ژست روشنفکری به خود گرفته بودند.
پروسه ورود لغات اروپائی بر اساس ساختار زبان روسی از سال 1930 آغاز و تا سال‌ها بعد ادامه داشت، گرچه که تنی چند از روشنفکران ترک به این عمل در سال‌های 1940 اعتراض نمودند ولی طبیعتاً به علت در اقلیت بودن آنان کاری از پیش نبردند. روسیزه کردن الفبا و زبان ترکی از سال‌های 30 تا سال‌های 70 به شددت هر چه تمامتر تداوم داشته، در این پروسه مهمترین منبع برای کلمه‌سازی نیز زبان و ادبیات روسی بود. بر اساس نوشته‌های سال‌های 1940 که مبارزه ایدئولوگ‌های روس با زبان‌های ترکی، عربی و فارسی به شدت تداوم داشت تئوریسن‌های روس از مثبت بودن روند کلمه سازی در زبان جدید آزربایجانی سخن می گویند، نتیجه مثبت ایدئولوگ‌های روس به قرار زیر بوده است که ترکیب و ساختار زبان ترکی به کلی معیوب شده و تعدد کلمات بیشماری به وسیله پل ارتباطی زبان روسی بدون درنظر گرفتن ساختار متفاوت زبان ترکی وارد زبان جدید آزربایجانی شده به نحوی که تعدد کلمات ترکی موجود در متون ادبی انگشت شمار گشته، البته انگشت شمار بودن لغات ترکی بکار برده شده در متون زبان جدید آزربایجانی نیز به عنوان لغات بیگانه وارد شده به زبان آزربایجانی نگریسته شده است. 
مولفین روس وقت نیز کلمه‌سازی بر اساس ساختار زبان روسی در زبان جدید آزربایجانی را بسیار عادی توصیف نموده و به نظر آنان دو خلقی که بر اساس ایدئولوژی‌های سوسیالیستی حیات جدیدی را آغاز نموده بودند بدون تردید در زبان، اقتصاد، جامعه و . شان نیز این تفکر مشترک قابل لمس می‌باید باشد. بدون تردید این تفکر که ملتی در روند ملت شوندگی برای عاری سازی لغات بیگانه از زبان خود کوشش کند و برای بهره‌مندی از منابع کلاسیک زبانی خود سود جوید مسئله‌ای بسیار منطقی می باشد ولی اینکه ملت مذکور منابع قدیمی خود را طرد نموده و منبع انتخاب لغات جدید را بر اساس ساختار زبان ملتی دیگر پایه‌ریزی کند بدون تردید در کمتر جائی از دنیا دیده شده که ما شاهد آن در آزربایجان شمالی و زبان نوساخته آزربایجانی بوده‌ایم.
مقالات مرتبط:

۹/۱۹/۱۳۹۳

پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" یا "آزربایجانجا" – بخش پنجم

اومود اورمولو
در کنار نویسندگان و زبان‌شناسان، بعضی از شاعران نیز زبانی که تا سال 1937 به زبان ترکی مشهود بود را "زبان آزربایجانی" نام می نهند و برایش شعرها می سرایند. از مهمترین شاعران پیرو این خط فکری می‌توان شاعر شناخته شده صمد وورغون را نام برد، وی در جائی می‌نویسد: "زبان ترکی ساخته و پرداخته پان‌ترکیست و نشئت گرفته از فارس و عرب‌گرائی هست که توسط اشخاصی به مانند علی.حسین‌زاده به ادبیاتمان وارد شده و امروز با زبان آزربایجانی می توان خود را از بیماری عثمانی‌گرائی رها ساخت". در حالیکه زبان جدید آزربایجانی خود دچار انواع بیماری‌های زبان‌شناسانه متعدد بود صمد وورغون از برگزیدن این زبان جدید به عنوان پیروزی یاد می کرد و در جائی می‌نویسد: "ما امروز مفتخریم که زبان آزربایجانی با پروسه توسعه طبیعی‌اش به شکل استاندارد فرمالیزه شده و با همراهی زبان برادر بزرگتر یعنی زبان روسی هر روز بر غنای زبان آزربایجانی افزوده می‌شود"، بدین صورت می باشد که زبان آزربایجانی از زاویه دید مشخص و کوته فکرانه‌ای رها شده و به مسئله اتفاق نظر بین بسیاری از انسان‌ها عمل می کند.
همانطور که از نظرات صمد وورغون به خوبی مشاهده می‌گردد، روسیزه شدن و طرد زبان ترکی  و قبول زبان آزربایجانی مصادف با افزایش غناء زبان آزربایجانی بیان می‌شود. طبیعتاً این تفکر نشئت گرفته از تمایلاتی هست که فرهنگ غالب استعمارگر بر فرهنگ مغلوب تاثیر گذاشته به طوریکه اشخاصی به مانند صمد وورغون که تا قبل از سال 1937 از زبان ترکی، ادبیات ترکی، شعر ترکی . ... سخن می گفت به یکباره از طرد زبان ترکی و رسمیت یافتن زبان آزربایجانی سخن گفته‌اند. ایدئولوگ‌های روس با پروژه "خلق جدید" و "زبان جدید" هدفی جز تمایز ترکان ساکن آزربایجان با برادران ترک ترکیه‌ای خود را هدف گذاری نموده بودند و اشخاصی به مانند صمد وورغون دانسته یا ندانسته در جهت خدمت به این ایدئولوژی قدم برداشته‌اند. صمد وورغون در نوشته‌هایش در این باره چنین می نویسد: "ما در تاریخ پیرو هیچ خلقی الخصوص عثمانی‌ها نبوده‌ایم، چون ملت آزربایجان ملتی خاص بوده و تاریخ مستقل خویش را دارد، نام ملت ما ملت آزربایجان می باشد. در اینجا مسئله پرنسیپ می باشد". همانطور که مشاهده گردید میکروملی‌گرائی که با نام "آزربایجانیسم یا آزربایجان‌گرائی" در تفکرات اشخاصی به مانند صمد وورغون قابل مشاهده هست تماما در تضاد با هویت ائتنیکی ترک، زبان ترکی و سد نمودن نزدیکی هر چه بیشتر ترکان منطقه استوار بوده به طوریکه در اغلب اوقات ایدئولوژی آزربایجانیسم در ترکی‌زدائی قوی سبقت را از دو رغیب دیرینه روس و فارس خود ربوده و سردمدار پرچم ترکی‌زدائی بوده.   
در پروسه‌های تاریخی مشخصی زبان ترکی در روسیه تزاری کتمان شده و زبان ترکی با نام زبان تاتاری پیوند زده شده در عین حال در اتحاد جماهیر شوروی در وهله اول بی‌اعتنائی به زبان ترکی صورت پذیرفته ولی در مرحله دوم با ایجاد زبان جدیدی به نام زبان آزربایجانی سعی در انکار و کتمان زبان ترکی با متد و شیوه‌ای نوین در پیش گرفتنه شده است. موضوع چاریزم سبب سمپاتی انسان‌هائی به مانند آ.ا. باکی خانف، م.ف. آخوندزاده، م.کاظیم و ... و کمک به ترویج زبان تاتاری گشته در عین حال به گسترش زبان نوظهور آزربایجانی و مقابله با زبان ترکی نیز انسان‌هائی به مانند صمد وورغون، ا.دمیرچی‌زاده و ... یاری فراوانی رسانده‌اند اینان برای جایگیری زبان جدید آزربایجانی و جایگزین نمودنش با زبان ترکی از آثار، قلم و موقعیت خود بهره‌مند گشته‌اند. در هر دو روند زبان ترکی مورد سیاست آسیمیلاسیون واقع شده و خلق ترک نیز مستمعره زبانی و فرهنگی زبان حاکم روس شده است. تغییر نام زبان ترکی به زبان آزربایجانی ضربه‌ای تنها به نام زبان ترکی وارد ننموده بلکه به اساس مدنیت و حافظه تاریخی انسان ترک ضربه‌ای مهلک و کارا را وارد ساخته است. در این پروسه نیز از ابزارهای تاریخ و ادبیات برای ریشه تراشی جهت مشروعیت بخشیدن به زبان جدید و ملت جدید استفاده گشته است. 
در دوره اتحاد جماهیر شوروی ایدئولوگ‌های روس در عین حالی که برای ایجاد زبان و ملتی جدید کوشش فراوانی نموده و از هر شیوه و متدی جهت تمایز قائل شدن با ترکان ترکیه‌ای بهره جسته اند در عین حال نیز با ترویج و تشویق اصطلاحات بیگانه روسی و اروپائی که وارد زبان ترکی کرده‌اند ضربه غیرقابل جبرانی را بر تن و ساختار زبان ترکی وارد ساخته‌اند، روس‌ها با تثبیت قوانین زبانی در آن دوره سبب ارتقاء زبان روسی به عنوان زبان دوم و زبان غیررسمی ترکان و دولتشان گشته‌اند. 
نوشته‌های مرتبط پیشین:

۶/۲۱/۱۳۹۳

پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" یا "آزربایجانجا" – بخش دوم

اومود اورمولو
بر اساس منابع و شواهد موجود گفتمان غالب در مورد زبان ترکی مابین دو گروه اول و دوم صورت پذیرفته، در دوره‌های اول گروه‌های بین المللیزه کردن زبان ترکی و گروه ملی گرایان ترک هر دو روند نسبتاً مشابهی را در مورد زبان ترکی در پیش گرفته‌اند و در پروسه زمانی مشخصی به علت تاثیرات مرکز بر پیرامون گروه غالب طیف بین المللیزه کردن زبان ترکی بوده و ملی گرایان ترک به حاشیه رانده شده‌اند.
از طرفداران بازگشت زبان ترکی به ساختار اصلی خود و کاربرد روزافزون لغات کلاسیک زبان ترکی می توان به ب.چوبان زاده، ف.آغازاده، ح.زینالی، ج.جبارلی، و.خلوفلو و .. اشاره نمود، اعضای این گروه به پیوند هر چه بیشتر زبان ترکی با زبان خلق تاکید داشته‌اند و به نظر اینان می بایست اکثر لغات بیگانه زبان‌های عربی و فارسی از زبان ترکی طرد شده و به جای این کلمات بیگانه از لغات قدیمی موجود در آثار کلاسیک زبان ترکی بهره‌مند گردد در صورت نیاز نیز خواستار کلمه‌سازی جدیدی بر مبنای ساختار زبان ترکی بوده‌اند. در اولین سمینار ترکولوژی که به سال 1926 در باکو برگزار گردیده بسیاری از ناشرین وقت و روزنامه نگاران از این گروه حمایت نموده بودند.
در همین دوره بسیاری از ملی گرایان ترک که خواستار کاربرد لغات قدیمی زبان ترکی و ایجاد کلمات جدید ترکی بر اساس ساختار زبان ترکی بوده‌اند نیز برای اثبات حقانیت ادعاهای خود مقالات و کتب متعددی را نیز نگاشته‌اند، در بسیاری از این مقالات نویسندگان سعی در اثبات تاریخچه زبان ترکی و پیوند این زبان با زبان ترکی قدیمی بوده است. برای مثال از شناخته‌شده‌‌ترین زبان شناسان این دوره می‌توان از بکیر چوبانزاده نام برد که وی کوشیده ریشه زبان ترکی را با وجود آثار سنگ نوشته‌های اورخون و یئنی سی یا کتاب‌های ارزشمند قوتادغو بیگ و دیوان لغات ترک تثبیت نماید. بر اساس نظریات وی زبان ترکی آزربایجانی در عصر XI از زبان و لهجه‌های قبچاق – اوغوز ببار آمده و بسیار بیشتر از زبان ترکی آناطولی تحت تاثیر شاخه ترکی شمال و شرق بوده، او در مقالات خود می نویسد که برای استانداردیزه کردن زبان ملی ترکی به سال 1920 الی 1930 سه جریان عمده وجود داشته است:
1- گروهی که زبان خلق را ارجح شمرده و اهمیت بسزائی برای آن قائل می شده‌اند مانند مجله ملانصرالدین و ...
2- گروه دومی که به زبان ادبی ترکی استانبولی اهمیت قائل می شده‌اند مانند حسین جاوید و ...
3- گروه سومی که با در نظر گرفتن زبان خلق و زبان ترکی کلاسیک سعی در اتخاذ شیوه‌ای میانه‌رو مابین دو گروه یاد شده را در پیش گرفته‌اند.
بر اساس نظریات دو گروه اول و دوم زبان ادبی در آزربایجان قادر به شکل گیری نبوده، به باور این گروه‌ها زبان خلق را نمی توان به سیستم زبان ادبی وارد ساخت و از دیگر سو به نظر آنان ترکی استانبولی نیز به قدر کفایت نمی توانسته جزئیات و ویژگهای زبان ترکی آزربایجانی را بیان و ایفا کند. بر این اساس تفکر غالب برای استفاده از لغات کلاسیک زبان ترکی و زنده نگه داشتن زبان خلق که گروهی میانه رو بوده‌اند صورت گرفته است.
در این دوره فرهاد آغازاده نیز به مانند بکیر چوبانزاده تصور می کرده که در زبان ترکی لغات و اصطلاحات بی شمار بیگانه‌ای وجود دارد که نمی توان تمامی این لغات را ترکی سازی نمود برای این کار وی استفاده و ترویج لغات قدیمی زبان ترکی را پیشنهاد می کند و در عین حال در صورت عدم وجود لغات مترادف در زبان ترکی قدیم به نظر وی می توان از لغات زبان‌ها و لهجه های زیر گروههای ترکی همچون جغتائی، آلتائی و .. بهره‌مند گردید. وی در مقالات خود می نویسد که "هزاران سال می باشد که لغات قدیمی ترکی طرد شده و به نوعی بیگانه شمرده شده‌اند خود این امر سبب فقر زبان ترکی گشته است". آغازاده در جائی دیگری از مقالاتش چنین می نویسد: در صورتیکه زبانی دارای متکلمین میلیونی باشد آیا می توان از مرگ زبان مذکور سخن گفت؟ طبیعتاً نه! می باید زبان ترکی را که امروز فقیر شده با استفاده از غنای لغات قدیمی ترکی بازسازی و جان دهی دوباره نمود.
از دیگر زبانشناسان این دوره حنیف زینالی در مقالاتش می نویسد: بسیاری از زبان شناسان زبان ترکی آزربایجانی را از گروه زبانی ترکی شاخه جنوبی می شمارند ولی به نظرم با تحقیقاتی که شاید در آینده روبرو شویم صحت این نظریه به زیر سوال برود، به نظرم زبان ترکی آزربایجانی پل ارتباطی تمامی لهجه های ترکی می باشد. به نظر وی زبان ترکی در دوره‌های متعددی با بی مهری گسترده‌ای از سوی ترک زبانان مواجه گردیده و حتی در مواقعی کار به جائی رسیده که بسیاری از انسانها علارغم داشتن زبان ترکی، زبان مادری خود را به سخره گرفته‌ و عمر خویش را جهت طرد زبان مادری خود و گرویدن به زبان بیگانه‌ی دیگر سپری نموده‌اند. 
در حیطه استانداردیزه کردن زبان ترکی بر اساس معیارها و ساختار زبان ترکی همچنین کاربرد لغات کلاسیک ترکی به سال 1930 دو اثر از سوی انستیتوی علمی و تحقیقاتی دولت آزربایجان به نام "آزربایجان تۆرک خالق شیوه‌لری لۆغتی" منتشر می گردد. اثر مذکور از سوی بکیر چوبانزاده، و.خلوفلو، ا.حق وئردیو و ن.ای.آشمیران تهیه و تدوین شده بود. محققین یاد شده در اثر خویش می‌نویسند که زبان ترکی آزربایجانی بسیار کهنتراز زبان ترکی عثمانی بوده و در اثر گرانبهای محمود کاشغری که در عصر XI نگاشته شده بسیاری از ویژگهای زبان ترکی آزربایجانی مطابق با خصوصیات زبانی بکار برده شده در اثر یاد شده می باشد ولی در عین حال ریشه هر دو زبان ترکی عثمانی و ترکی آزربایجان یکی بوده و تنها در قرون 15 و 16 زبان ادبی عثمانی با زبان ادبی ترکی آزربایجانی متمایز شده است. پس از این زبان ترکی آزربایجانی تحت تاثیر شدید زبان‌های عربی، فارسی، روسی، اسلاو و ... بوده است. به نظر این نویسنده‌گان می باید برای استانداردیزه کردن زبان ترکی و عاری سازی آن از لغات بیگانه کوشید و در عین حال ایجاد پل ارتباطی مابین اقتصاد و صنایع با زبان ترکی را پیشنهاد می کنند. به نظر آنان ویژگی‌ها و ساختار زبان ترکی کلاسیک قابلیت مبدل شدن به زبان ادبی نوشتاری را دارد. اثر مذکور تاثیر مهمی در ملی گرائی زبان ترکی داشته و بدین سبب پس از دو بار نشر دولتمردان اتحاد جماهیر شوروی اجازه نشر اثر را نمی دهند. ادامه دارد...

۳/۲۷/۱۳۹۲

مسئله زبان ملی: زبان ترکی یا زبان آزربایجانی؟

اومود اورمولو
مسئله نام زبان ملی و نام ملت یکی از اصلی ترین مباحث مابین دو گروه از تفکرات عمده موجود در حرکت ملی ترک می باشد، گروهی با پیروی از ترمینولوژی و ایدئولوژی غالب موجود "آزربایجانگرائی" در آزربایجان شمالی نام پیشنهادی برای زبان و ملت را به ترتیب "زبان آزربایجانی" و "ملت آزربایجان" و گروه دوم با توجه به پیشینه تاریخی، علمی و اجتماعی نام های "زبان ترکی" و "ملت ترک" را پیشنهاد می کنند. به نظرم راقم این سطور بدون هیچ گونه پیش فرضی می باید در فضائی سالم، علمی و دوستانه تمامی مباحث از جمله نام ملت و نام زبان از زوایای مختلف مورد بررسی همه جانبه ای قرار گیرند تا به نتیجه ای مشترک برسیم. بنده به نوبه خود به مرور زمان مقالات متعددی در این مورد تحریر خواهم نمود و به طور خاص به منبع ایدئولوژیک، علل سیاسی ظهور و ترویج این مفاهیم و ... خواهم پرداخت. بدین منظور مهمترین منبع و علت ظهور هر دو مفهوم مذکور در پیشینه تاریخی - سیاسی آزربایجان شمالی می باشد، ما در آزربایجان جنوبی و دیگر ترکان ساکن ایران به غیر از طیف مشخصی چپ آزربایجان! که از بعد ایدئولوژیکی سمپاتی نسبت به مسائل تاریخی – سیاسی خاص آزربایجان شمالی داشته و دارند تاکنون از سوی هیچ یک از گروههای فکری و ایدئولوژیکی سمپاتی خاصی نسبت به مفاهیم "زبان آزربایجانی" و "ملت آزربایجان" مشاهده ننموده ایم. به همین سبب بنده نیز برای واکاوی مفاهیم موجود به پیشینه تاریخی و مسائلی که حول این مفاهیم در قشر الیت ترک آزربایجان شمالی در جریان بوده و می باشد رجوع خواهم نمود تا زاویه دید همه جانبه ای را نسبت به موضوع و چرائی بسیاری از سوالهای حول مسئله پاسخی درخور را ارائه کنم.
مسئله ایدئولوژی ملی اکنون در آزربایجان شمالی یکی از مهمترین بحث های چالش برانگیز روز میباشد که همراه موضوع ایدئولوژی ملی مباحث هویت ملی و زبان ملی نیز مطرح می گردد. گروهی که خود را برخواسته از ایدئولوژی "آزربایجان گرائی" می خوانند تفکر خود را بر اساس مولفه های "زبان آزربایجانی" و "ملت آزربایجان" بیان کرده و در تقابل با ملی گرایان ترک که اساس فکری شان بر دو مولفه "زبان ترکی" و "ملت ترک" استوار می باشد به پیش برده و بعضاً در تعاریف خود ماهیت ملی گرائی ترک را همراه با مولفه هایش در تقابل با آزربایجانی گرائی معرفی می نمایند. مسئله ایدئولوژی ملی بر مبنای هر یک از دو تفکر غالب یاد شده در نظر گرفته شود بدون تردید دو فاکتور نام ملت و نام زبان ملی از اهمیت بسزائی برخوردار خواهد بود. در حقیقت تعیین نام زبان ملی و نام ملت نقش مهمی در تعین ایدئولوژی ملی و چهارچوب هایش ایفا می کند، برای مثال نام و زبان ملی هر ائتنیکی هر چه باشد مهمترین عامل در تعیین کننده ایدئولوژی ملی آن ملت هست.
در آزربایجان شمالی بسیاری از سردمداران ایدئولوژی ملی همچون ن.جفراف، ا.داش دمیر اف، س.خلیل اوف و .. ماهیت "آزربایجان گرائی" را مترادف با مفاهیم "ملت آزربایجان" و "زبان آزربایجانی" معرفی می کنند. به نظر آزربایجان گرایان وجود نام زبان آزربایجانی در قانون اساسی و داشتن موقعیتی سیاسی و حقوقی یکی از مهمترین سلاح ها برای ایدئولوژی آزربایجان گرائی می باشد برای مثال صلاح الدین خلیل اوف می گوید: " زبان آزربایجانی" شاه رگ ایدئولوژی آزربایجان گرائی می باشد. نظامی جعفر اف از الیت های سال خورده آزربایجان شمالی نیز در جائی می نویسد: "نهادن نام زبان ترکی برای ترک زبانان سبب ایجاد حساسیت در ائتنیک های غیرترک آزربایجان شمالی می گردد، در عین حال کاربرد زبان ترکی برای دو زبان مستقل (منظور ترکی ترکیه و ترکی آزربایجانی) دلیلی بر اشتراک ریشه ای زبان های مذکور نمی باشد".
افراند داش دمیر اف که شخصیتی آکادمیک هست می گوید: بر اساس منابع تاریخی زبان مهمترین شاخص ملی گرائی در آزربایجان بوده و هر دو نوع تفکر برخواسته از زبان ترکی و زبان آزربایجانی هر دو صحیح اند، به نظر وی مسئله نام زبان و نام ملت در روندی طبیعی به ماهیت حقیقی خود دست خواهد یافت و برگزیدن نام زبان آزربایجانی و ملت آزربایجان به نفع منافع ملی آزربایجان گرائی بوده است. گرچه وی سعی در بی طرفی نسبت به دو تفکر عمده ملی گرائی دارد ولی با توجه به اعمال و گفتار ایشان وی جزء انسانهائی می باشد که از تفکر آزربایجان گرائی حمایت می نماید. نکته قابل تامل در سخنان ایشان آنجاست که برگزیدن نام زبان آزربایجانی را وی مترادف با پروسه طبیعی سیر شده ولی انتخاب مفاهیم زبان ترکی و ملت ترک که برخواسته از حقیقت ذاتی مردمان ترک زبان می باشد را به روندهای طبیعی پیش رو می سپارد. تغییر نام ائتنیکی و زبانی گروه ملی بدون تردید در سایه روندی طبیعی صورت نمی پذیرد و کاملاً با توجه به پیشینه مسئله روندی تماماً غیرطبیعی و معنادار سبب برگزیده شدن مفاهیم یاد شده گردیده است. در عین حال این سخن ایشان که تغییر زبان ترکی و ملت ترک به زبان آزربایجانی و ملت آزربایجان در راستای منافع آزربایجان گرائی بوده است این سوال را مطرح می نماید که زبان ترکی که زبان مادری میلیونها انسان که آزربایجان وطن آنها میباشد چرا در تضاد با ایدئولوژی آزربایجانی گرائی هست در دیگر سو اگر زبان ترکی مغایر با ایدئولوژی آزربایجان گرائی میباشد هویت ائتنیکی ترک زبانان نیز می باید متضاد با آزربایجان گرائی معنا یابد.
بعضی از شخصیت های آزربایجان شمالی نظیر ه.حسن اف، ی.قارایو، ک.عبدالله، آنار، ق.کاظیم اف، ر.احمد لی و ...که از سنتز آزربایجان گرائی و ملی گرائی ترک سعی در پاسخ دهی به مسئله دارند این گونه می گویند که: اگر زبان آزربایجانی به صورت ترکیب های "زبان ترکی آزربایجانی"، "زبان آذری ترکی"، "ترکی آزربایجانی" و ... می بود از بسیاری از جهات شاید بهتر می شد. برای مثال تاریخ نویس حسن حسن اف (عزیز اوغلو) و رافائیل احمد لی نظر خود را مبتنی بر لزوم استفاده از زبان ترکی در سطح زبان دولتی بیان می دارند، یا کمال عبدالله متضاد با این دو شخص خواستار بهره گیری از ترکیبات متعددی می باشد وی در مقاله ای می نویسد: زبان مادری ما بدون تردید زبان ترکی می باشد ... ولی شاید آن را به صورت زبان آزربایجانی بیان کنیم بهتر باشد؟ یا مثلاً زبان ترکی آزربایجان نیز قابل بررسی می باشد و این ترکیب نیز می تواند صحیح باشد. شاید در بعد اول یک زبان دارای چندین نام باشد و این کمی غیر معقول به نظر آید ولی به نظرم هیچ کدام از این نامها نفی کننده دیگری نیستند. 
به نظر اینگونه نگریستن به مسئله زبان ملی و نام ملت نمی تواند خالی از ایراد باشد، در وهله اول شاید برای نامیدن دولت، اراضی ملی و ... کاربرد چندین نام عادی می بود کاربرد چندین نام نیز برای نامیدن زبان ترکی شاید طبیعی جلوه می نمود ولی اینطور نیست و برای مثال در زمان شکل گیری جمهوری آزربایجان چندین نام از جمله خزر، آزربایجان، جنوب قفقاز، جمهوری ترک و ...بیان شد ولی تنها یکی از نامها برگزیده شد و این بدان معنا می باشد که اسامی توصیه شده اگر کاربرد معنا و مفهومی یکسانی داشت اکنون نیز می توانستیم از تمامی این نام ها بهره ببریم.
در عین حال کاربرد ترکیب زبان ترکی آزربایجانی نیز خود مناقشه برانگیز و مغایر با واقعیات می باشد، درهیچ دوره تاریخی ای ترک زبانان نام زبان مادری خود را بدین مفهوم نخوانده اند الا در زمانی که مسئله در مورد دو زبان و یا لهجه خانواده زبان ترکی بوده است. گوشه ای از حافظه تاریخی ملتها در آثار نویسندگان، شعرا و .. منعکس می گردد و بدون تردید بررسی نام زبان بکاربرده شده توسط شاعران ترک خود مشکل گشای این امر می باشد، تا قبل از ظهور مفاهیم ملت آزربایجان و زبان آزربایجانی در آزربایجان شمالی بدون استثناء هیچ کدام از شاعران، نویسندگان و ... ترک از این لفظ بهره نبرده اند و تنها پس از تغییر نام زبان ترکی به زبان آزربایجانی در آزربایجان شمالی می باشد که تنی چند از شاعران در مدح و ثنای دولت مداری و زبان آزربایجانی شعر سروده اند. در عین حال چه لزومی به تغییر نام زبان ترکی به زبان آزربایجانی برای تمایز هر چه بیشتر با کشورهای ترک زبان و الخصوص ترکیه وجود دارد؟ در حالیکه بسیاری از کشورها از جمله ایران سالیانه میلیارد دلار برای چاپ کتاب به زبان فارسی برای فارس زبانان افغانستان، تاجیکستان و... صرف می کند و از هیچ کوششی برای ترویج زبان فارسی دریغ نمی ورزد چرا بعضی از روشنفکران و طیف الیت ترک سعی در افزایش تمایز ها و به قولی محلی گرائی اند که در تاریخ ترک صدمات بسیاری را از این موضوع دیده ایم می باشند. در وهله بعدی با وجود دهها دولت عرب که دارای زبان رسمی و دولتی عربی اند چرا هیچ یک از این دولتها برای تمایز با دیگر دولت های عربی از نام کشورها برای نامیدن زبان خود بهره نبرده، در حالیکه انشقاق مابین زبانهای بکاربرده شده عربی در قیاس با زبان ترکی قابل مقایسه نیست. بسیاری دیگر از کشورهای متشابه به وضعیت ترکان نیز دقیقاً روشی به مانند دولت های عرب را برگزیده اند .ترکی ترکیه و ترکی آزربایجانی هر دو جزء زیرمجموعه زبان ترکی بوده و دارای شباهت های متعدد و تاثیرات متقابلی نسب به هم میباشند و اصرار برخی از الیت ترک نسبت به تمایز خود نشان از عدم درک روند جهانی زبانها، ماکیرو میکرو فرهنگ ها و .. از سوی اینان می باشد. در عین حال ترکیب زبان ترکی آزربایجانی نفی کننده دیگر ترکان ساکن متکلم به زبان ترکی در جغرافیاهای خارج از آزربایجان میباشد برای مثال متصور شوید یک ترک ساکن تهران به علت کاربرد ترکی آزربایجانی خود را طرد شده احساس می کند چون او در جغرافیای آزربایجان ساکن نیست در عین حال کاربرد این ترکیب سبب صدمه زدن به روند ملت شوندگی جامعه ترک در ایران می شود. یا حتی مناطق ترک نشینی به مانند بورچالی، دربند و....  نیز که از آزربایجان شمالی جدا شده اند در ترکیب ترکی آزربایجانی معنا نمی یابند. در دیگر سو در صورت کاربرد ترکیب "ترکی آزربایجانی" جامعه ترک از میراث معنوی و هنری بسیاری از شاعران، نویسندگان، ادبا، حکما و ... ترک همچون فضولی، مولانا و صدها مثال دیگر که ارتباطی با آزربایجان نداشته اند محروم می گردد.
در جمهوری های ترک استقلال یافته پس از اتحاد جماهیر شوروی اولین دولتی که نام ترک و زبان ترکی را به سطح دولتی ارتقاء داد و برای بیان ملت و زبان دولتی برگزید آزربایجان شمالی میباشد و عدم کاربرد نام زبان ترکی و ملت ترک ضربه ای غیرقابل جبران بر دولت مداری ترکی و حافظه تاریخی ملت ترک میباشد. تنی چند از پیش روان جامعه آزربایجان شمالی استفاده از زبان ترکی را مغایر با تفکر استقلال و دولت مداری آزربایجان شمالی معرفی می کنند می باید به این عزیزان فرمود که چرا در دنیای مدرن با وجود دهها کشور دارای زبان رسمی انگلیسی استقلال هیچ یک از دولت ها به زیرسوال نمی رود ولی در آزربایجان شمالی استفاده از نام حقیقی صاحبان اصلی این سرزمین سبب به خطر افتادن تفکر استقلال و دولت مداری می گردد؟ 
در تحریر مطلب فوق از مقاله فائیق علی اکبر اف (غضنفراوغلو) استفاده شده است.